۱۱ پاسخ

ماشاءالله 🤣🤣 دوغ آبهامین

ای جاااانم
مامان منم اولین بار به دخترم دوغ داد
الان هرررر مایع سفیدی میبینه میگه دوغووو😆😆

چشاش دوغ خورده🥺😂😍😍

چشماشم دوغ داده بچه 😂😂😂

تو این تصویر دوغ هامین جان و خورده انگاری 🤣🤣🤣

چرا ۲۵ روز موندین قهر بودید یا اومدید مسافرت

عزیزم تجربه‌همیشگی منه‌میرم‌خونه‌مامانم دوسه‌ هفته‌میمونم پریماه‌بچم‌بین‌اصفهان شیراز بزرگ شد نیلماه باز بیشتر باباشو‌دبد پریماه تا میومد بشناسه باباشو عادت کنه‌میرفتم خونه مامانم 🥴 وای من از دست خرابکاریا دخترم واقعا عاجزم عااااااجززززز

الهی عزیزم😍

😂😂😂چه بامزه شده خدا حفظش کنه

وییییی خدا چقده بامزسسسس🥲💋

واییی😂😂

سوال های مرتبط

مامان آوینا.آریا🌈 مامان آوینا.آریا🌈 ۱۵ ماهگی
بچه ها میشه راهنماییم کنین . دخترم خیلی پدرشو دوست داره و واضحه از من بیشتر دوسش داره و وابستشه .‌ باباش خیلی خیلی باهاش خوبه و اون والدی ک جدی هست مخصوصا تو تربیت من هستم تو خونه تا پدرش🫤🫤 حالا امشب من گفتم آوینا دیگ باید کم کم تو و داداش جاتون رو جدا کنین چون من و بابایی باید شبا پیش هم بخوابیم و اینکه شما بین ما هستین درست نیست و ب مرور ما از هم دور میشیم ها (دخترم خیلی با درک هست ) خلاصه فقط سر اینکع دلش میخواد پیش باباش بخوابه بهونه آورد و خواهش کرد تا موقعی که خوابش ببره باباش بره پیشش بخوابه . حالا داشت برا باباش یه قصه تعریف میکرد ک تا حالا من نشنیده بودم و نگفته بودم . گفت ک یه روز یه جوجه کلاغ با باباش زندگی میکرد باباش رفت بیرون بهش گفت از خونه بیرون نری . وقتی باباش رفت بیرون جوجه کلاغ رفت بیرون و گم شد بعد باباش کلی گشت دنبالش دید تو یه باغ دیگه مامانش اونو زندانی کرده . میره جوجه کلاغ رو نجات بده اونو هم پیشش زندانی میکنن و جوجه کلاغه با باباش همیشه زندانی میمونن قصه ی ما ب سر رسید کلاغه ب خونش نرسید 🫤🫤🫤 حالا خیلی فکرم درگیره ک چرا این قصه رو ب باباش گفت . آخر هم بهونه گرفت و با بغض و گریه و التماس یجور خوابید بتونه دست باباش رو بگیره و بخوابه ‌ ... هوف