۶ پاسخ

یه کلیپ روانشناسی خارجی دیدم. می گفت: بچه ها چون مادرشونو باخودشون یکی می دونن ،حضورمادر براشون عادیه
ممکنه حتی به دیدنش گریه هم بکنن جای خوشحالی.
ولی برعکش از دیدن پدر یا بقیه افراد هیجان زده و شاد میشن.
این به معنی اینکه مادرشونو دوست ندارن نیست
روند طبیعی رشد ومغزشونه

پسر منم عاشق باباشه 🤣🤭
ولش کن بزار با باباش باشه توم ی کم استراحت کن 😅
منم اوایل میدادم ب شوهرم تا میومد صد بار زنگ میزدم الان میرن بیرون منم تو خونه استراحت میکنم

پسر منم فقط ب خودم وابستس

نه واسه اینه که بیرون بیشتر بهش خوش میگذره

بچس دیگه کاش بچه منم بچسبه به باباش

وای پسر من اصلااا وقتی پدرش هس منو نگاه نمیکنا
دیروز ظهر اومدم خونه از سرکار خواب بود بیدار شد دستمو باز کردم از بغلم تند تند رفت بغل باباش

سوال های مرتبط

مامان آوینا.آریا🌈 مامان آوینا.آریا🌈 ۱۵ ماهگی
بچه ها میشه راهنماییم کنین . دخترم خیلی پدرشو دوست داره و واضحه از من بیشتر دوسش داره و وابستشه .‌ باباش خیلی خیلی باهاش خوبه و اون والدی ک جدی هست مخصوصا تو تربیت من هستم تو خونه تا پدرش🫤🫤 حالا امشب من گفتم آوینا دیگ باید کم کم تو و داداش جاتون رو جدا کنین چون من و بابایی باید شبا پیش هم بخوابیم و اینکه شما بین ما هستین درست نیست و ب مرور ما از هم دور میشیم ها (دخترم خیلی با درک هست ) خلاصه فقط سر اینکع دلش میخواد پیش باباش بخوابه بهونه آورد و خواهش کرد تا موقعی که خوابش ببره باباش بره پیشش بخوابه . حالا داشت برا باباش یه قصه تعریف میکرد ک تا حالا من نشنیده بودم و نگفته بودم . گفت ک یه روز یه جوجه کلاغ با باباش زندگی میکرد باباش رفت بیرون بهش گفت از خونه بیرون نری . وقتی باباش رفت بیرون جوجه کلاغ رفت بیرون و گم شد بعد باباش کلی گشت دنبالش دید تو یه باغ دیگه مامانش اونو زندانی کرده . میره جوجه کلاغ رو نجات بده اونو هم پیشش زندانی میکنن و جوجه کلاغه با باباش همیشه زندانی میمونن قصه ی ما ب سر رسید کلاغه ب خونش نرسید 🫤🫤🫤 حالا خیلی فکرم درگیره ک چرا این قصه رو ب باباش گفت . آخر هم بهونه گرفت و با بغض و گریه و التماس یجور خوابید بتونه دست باباش رو بگیره و بخوابه ‌ ... هوف