منم یه پسر سه ساله دارم و الانم ۳ هفته دیگه دومی میاد ب امید خدا منم همش بهانه میگیرم بحث و دعوا میکنم و غرغر دیگه رابطمون مث روزای اول عقد و عروسی نیس کاملا معمولی هستیم از هفت ماهگی هم من رو تخت یکنفره میخوابم اون و پسرم رو زمین دیگه احساس میکنم کلا سرد شدیم ازهم شرایطمم سخته صبح ها تا ظهر سرکاره ظهرا میاد استراحتی میکنه دوباره میره سر کار عصر تا ۱۲ شب دیگه منو پسرم خونه تنها دیروزم تا گفتم بربم دور بزنیم گف کار دارم سریع گریه شدم تحمل ندارم احساس میکنم افسردگیه ولی ب عشق بچه هام همچی تحمل میکنم تا درست بشه همچی
مطمئن باشید همسرتون درک میکنه وضعیت الان شمارو. الان به جای داشتن عذاب وجدان یا خودخوری یکم صبوری کنید نینی تازه به دنیا اومده آروم آروم قلقش دستتون میاد
عزیزم همه اینا طبیعیه ، ولی مطمن باس یکم که پسرت بزرگ تر شد ، الگوی خواب و بیداری منظمی میگیره و زندگیت هم یواش یواش میشه مثل سابق ، منم مثل شما بودم همش میگفتم نکنه دیگه نتونم با شوهرم وقت بگذرونم نکنه مثل قبل نباشیم ، ولی یه مدت که گذشت دوباره همه چی عادی شد مثل قبلا
طبیعیه
یه کم دیگه به شرایط عادت میکنی
کوچولوت بزرگتر میشه قلقش دستت میاد
چند هفته سختی داره تحمل کن
افسردگی بعد زایمان بخاطر این به وجود میاد که اعضای بدن دلتنگ مهمون کوچولویی ک نه ماه کنارشون بوده میشن و مادر زود رنج میشه و اشکش دم مشکش
منم از وقتی زایمان کردم بی دلیل میشینم گریه میکنم هر روز
ن منم دوتا زایمان قبلیم تا ۲۰ روز یه ماه اینجوری بودم الانم با خوندن حرفات بغض کردم چون قشنگ میفهمم چی میگی🥲
منم اینجوری بودم الان خوب شدم
عزیزم خیلی طبیعیه این حال و حسی که تو داری همه خانم ها بعد زایمان اینحوری هستن باید قوی باشی به خودت کمک کنی تو الان یه مادری که خسته ای و از نظر روحی خیلی بهم ریختی پس اصلا نگرا ن نباش بذار یه مدت بگذره همه چیز درست میشه تو بهترین همسر و مادر دنیا میشی
آره عزیزم منم همینجوری بودم سر دخترم شاید ساعت مینشستم گریه میکردم دقیقا نمیتونستم شیر بدم حرفای بقیه خیلی سنگینی میکرد روم شوهرم میبردم بیرون که یکم تنها باشیم باز گریه میکردم که الان مادر بدیم بچمو تنها گذاشتم بعد 2ماه بهتر شدم
طبیعیه.بعد از یه مدتی درست میشه ولی زنگی بعد بچه خیلی فرق میکنه با قبلنا.و کم کم میپذیری
طبیعیه روزای اول زایمان
من تا دو سه هفته اول هرشب گریه میکردم بیدلیل دست خودم نبود ، حتی شده سه شب که بیدار میشدم گریه میکردم
کم کم حالم بهتر شد ، زمان بده به خودت ، زایمان مرحله سختیه♥️
عزیزم افسردگی بعد زایمان گرفتی،
منم داشتم قبلا. من اصلاوجود دخترمو باور نداشتم، حس میکردم فاصله انداخته بین منو شوهرم. اینقدر گریه میکردم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.