۹ پاسخ

خدا باعث و بانیشون رو لعنت کنه
که یه زندگی معمولی رو کوفت کردن واسه مردم...

عوضش پرچم ارزونه🍌😒

آهی که اون موقع یه بنده خدایی کشید دامن ماها روگرفت این همه کشته این همه بدبختی گرفتاری برای همون آه 😔

الان بیایم حرف بزنیم یسری پاچه پاره میان حرف مفت میزنن
خوشبحالمون واقعا عوضش امنیت داریم🥴🥴🥴🥴

دقیقا سخته خیلی اما اگر جنگ بشه همین گرونشم پیدا نمیشه بدتر

۱کیلوگوجه سبز ۱کیلوموز
ویک کیلوگوشت مغزران گوسفندیه برنج هندی دوتارب شد ۵تومن

خدا ریشه شون خشک کنه

الان روز خوشمونه
چندوقت دیگه قحطی هم‌میشه.

😰.

سوال های مرتبط

مامان فرنیا ❤️ مامان فرنیا ❤️ ۵ سالگی
دخترای قشنگم سلام
شبتون بخیر
شما شبا چه ساعتی شام می‌خورید؟
ما نهایتش دیگه تا ساعت ۸ شاممون رو میخوریم بخاطر همسرم
سرکاره ۶ونیم میاد یه چای میخوره
دیگه تا یه ربع به هشت،هشت شامم آماده است
میخوریم
بعدش یکم تلویزیون می‌بینیم، یا حوصلمون سر بره باپگوشی همسرم آمیر زا یا کافه کلمه حل میکنیم
بچه هام نهایت تا نه و نیم ده میخوابن
خودمونم میریم تو اطاق سر تخت ،یکم حرف میزنیم از روزمرگی و اینا
بعدش اگه اذیتم نکنه میخوابیم 🤦‍♀️
صبح ساعت ۶ونیم بیدار میشم بهش صبحانه میدم میره سر کار
بهدش میخوابم تا ساعت ۸
بچه ها بیدار میشن صبحانه میخورن از ساعت ۹ میریم کلاس آنلاین تا ساعت ۱ بعدازظهر
هر روز به همین منوال میگذره
باورتون میشه هیچوقت روزام برام تکراری نشده
من عاشق بچه هام ،همسرم و زندگیمم
با همین کارهای تکراری حالم خوبه
خدایا شکرتتتتتتتتتت

سیرای تو باغچمه ☺️
الان تو باغچه م کاهو دارم،پیازچه،نعنا،سیر
دارم زمینش رو آماده میکنم سبزی بکارم انشاالله

#پوشک
#شیر خشک
#پوشک
#نینی ناز
# گهواره اذیتمون نکن انقدر لطفا
مامان رادمهرورادوین مامان رادمهرورادوین ۵ سالگی
ای مامانیی که نصفه شبی پامیشید به بچه هاتون شیر بدین خدابهتون قوت بده میدونم خسته اید کلافه اید دلتون میخوادیه کم بیشتر بخوابید ولی این بار که خواستین به بچه هاتون شیر بدین تورو خدا برای دل منم دعا کنید، و بدونید که من حاضرم دوسال بعد این هم نخوابم اما بتونم به رادوین شیر بدم بدونید که خیلی دلم میخوادیه کم جای شما باشم ، که یه کم رادوینو بغل کنمو توی بغلم آروم بگیره نه که بذاره بره، تورو خدا برام دعا کنید بتونم زندگی قبلی م رو از سر بگیرم دارم از غصه شیر نخوردن رادوین دیوونه میشم، به هرکی بگم مسخره م میکنه ،نمیتونم دردمو به کسی بگم ، نمیدونم شاید اگه شیرم از اول کم بودیا بچه سینه رو از اول گرفته بود اینقدر غصه نمیخوردم ، دردم اینکه که رادوین از اول میلی به گرفتن سینه نداشت تا میذاشتمش زیرسینه جیغ میزد گریه میکرد، انگار بچه م هیچ وقت منو دوست نداشت😭😭😭یه سال و دوماهه رادوین سینه منو نگرفته تمام مدت گریه میکنم ،خیلی به شوهرم گفتم پول بده شیردوش برقی بخرم گفت نمیخوادمن شیرخشک میخرم به بچه میدم مادرمم به شوهرم میگفت ولش کن نمیخوادبخری خیلی ازشون ناراحتم دخترا
من با همه وجودم میخواستم به بچه م شیر بدم ،ولی تا بچه گریه میکرد یکی پامیشد یه شیشه شیر درست میکرد بچه رو میبرد منم که با رادمهرگرفتارشده بودم چون دوروز بیمارستان مونده بودم برگشته بودم رادمهر همش بیقراری میکرد میچسبید به من--بقیه توی کامنت