۲۰ پاسخ

دورت بگردم. سروناز خانم و با شخصیت. وقتی رفتم سنت رو دیدم اصلا باورم نشد اینا که این مدت ازت دیدم و خوندم‌ واسه یه دختر ۲۴ ساله اس. تو خیلی پخته تر و فهمیده تر و جلوتر از سن خودت هستی. مطمین باش این ویژگی رو خدا بهت داده تا تفاوت آراد قشنگمو بتونی جبران کنی و بهش کمک کنی. آراد متفاوته ولی تنها نیست. اون بهترین همراه رو داره. تو نمیدونی قراره چیا براتون رقم بخوره. سریال دکتر خوب رو که حتما دیدی هم آمریکا ساخته هم ترکیه .‌این بچه ها توانایی های عجیبی دارن. مادر فهمیده و تحصیلکرده ای مثل تو مطمینم که می‌تونه آراد رو به یه انسان فوق العاده تبدیل کنه. الان ولو شو گریه کن خودتو خالی و با خبری که شنیدی دست و پنجه نرم کن. هیچ ایرادی نداره
ولی می‌دونم فردا و فرداها خیلی قوی و مهربون کنار آراد دو تایی موفق و موفق تر خواهید بود.‌

عزیزم مگه چه رفتارایی داره؟ سخت گرفتی میدونم غم داره ادم میخاد بچش بهترینا رو داشته باشه ولی با تلاش مطمن باش عالی میشه،برادرزاده ی منم همچین مشکلی داشت البته پدر و مادرش واضح نکفتن ولی طبق حرفاشون همین بود تا پنج سالگی حرف نمیزد ، تمرکز نداشت،در حدی که مدرسه کفت با این وضعیت تو ۶ماه اکه درست نشه باید مدرسه استثنایی بره،مادرش خیلی تلاش کرد،تلوزیون رو کاغذ کادو کشیدن و کلا جمع کردن، روزی دوبار گفتار درمانی و کاردرمانی میبرد، دوساعت هم خودش باهاش کار میکرد ، خیلی زجر‌کشیدن ولی بچه ای که یک کلمه حرف نمیزد و تمرکز نداشت تو ۶ ناه مدرسه علوم پزشکی قبولش کرد ،مدرسه ای که شدیدا سخت گیر بود،پس اصلا ناامید نباش، با یک روانشناسم پیش نرو نظر چند نفر‌رو بپرس و هیچوقت هم جلو هیچکس حتی مادرت از این موضوع صحبت نکن نذار به بچه برچسپ بخوره درست میشه

اصلا نذار هیچ کس این تشخیص رو بفهمه❌️ یا اگه ب کسی گفتی از نزدیکان بسپر ک ب کسی دیگه نگن.نباید هیچکس ب چشم ترحم حتی ب بچه نگاه کنه🚫
هرکسی چیزی پرسید بگو مثلا باباشم یاعموش همینجور بوده خوب شده .طرف پدرش پرسیدن بگو دکتر بردم مشکلی نداره خداروشکر.تو جمع کم صبحت میکنه تو خونه خیلی شلوغ و شیطونه اینجوری مثلا بپوشون تا برچسب. ب بچه نزنن‌..
ب عنوان مادری ک بچم لکنت داشت ودرمان شد میگم ک کفش آهنی بپوش وقوی پشت پسرت باش💪👏.میدونم هزینه ها بالاس ولی وقت طلایی هم الانه🥲
خیلی براش وقت بذار ۸۰درصد زمانت باید مال اراد باشه من میدونم پیشرفت میکنه ومیایی مینویسی درکش بالا رفته وعالی شده💪😍

قشنگم همین که میگی حالم خوب نیست خیلی قدرت میخواد انجمنی نیست که مادرای اتیسم باشن شاید اراد کوچولو از اونا جلو تر باشه من یه عزیزام با بچه سی پی داره میگذرونه و حالتو کامل درک میکنم اما وضعیت اون خیلی خیلی بدتر از شماست
میدونی یه مدت همین گریه نا رضایتی از همه اما الان شروع کرده موسیقی درس میده خودشو مشغول کرده سروناز جان بهتر نیست یکم فاصله بگیری با یه کاری خودتو مشغول کنی من میگم شاید ادم زیاد وقت ازاد داشته باشه زیادم فکر کنه هرچی فکرا بیشتر درداتم بیشتر میشه کی میدونه فردایی هست یا نه کی میدونه ما هستیم یانه امروز زندگی کن اون کوچولو از تو انرژی میگیره برو مشاوره شاید کمکت کنه

عزیزم کاملا درکت میکنم و حق داری
به خودت زمان بده
فقط یه چیزی رو به عنوان خواهر بزرگتر بهت بگم نه خانواده خودت نه شوهرت نذار بفهمن
من خودم آدم دهن لقی هستم متاسفانه ولی یکی از اقوام خودم بود که دخترش مشکل ژنتیکی ذهنی داشت یعنی نه اینکه فکر کنی اتیسم ها مشکل شدید
ظاهر فیزیکیش عادی بود اما ذهنش و قدرت یادگیریش شدیدا ضعیف بود
این مادر به هیچ کس نگفته بود فقط مامان من میدونست اونم چون خیلی دوست بودن فکرشو بکن فرستادش مدرسه دانشگاه شوهرش داد الان بچه هم داره فقط حمایتش کردن با کلاس های جورواجور معلم خصوصی و...
اینکه کسی نمیدونست باعث شد برچسب نخوره و راحت‌تر زندگی رو پیش برد

از خدا برای اراد عزیزومامان مهربونش سلامتی میخام ان شالله بزودی زود خبر میدی که تشخیص اتیسم درست نبود

عزیزم من درکت میکنم ب عنوان کسی ک بچه مریض داشته اراد از اول بچگی نه فهمیدم کی حرف زد کی از پوشک گرفتمش کی راه رفت هیچی ولی از پارسال یدون کوچکترین مشکلی تشنج کرد ووقتی دکتر بردم تشخیص صرع داد حتی تشنجش با ضعیف ترین دارو کنترل نمیشد من از ۳سالگی اراد تو بیمارستان بودم اونم چون شهرمون بیمارستان اطفال نداشت اومدم شهری ک ۴ساعت آزمون دور بود خب دیگ تصورش سخته ک بچت مریضه و تو هم تو شهر غریبی روزا و شبای سختی رو گذروندم عزیرم خیلی سخت ولی مشکل بعدی قرص های اراد بود ک پرخاشگری میکرد نمیتونستم کنترلش کنم همه چیز پرت میکرد داد میزد الان بعد یک سال نیم قرص مصرف کردنش تازه داره کم کم بهتر میشه تشنج ها قطع شدن و خودشم بهتر شده .دیدی سروناز جان تنها نیستی انشالله مشکل گل پسرت زود حل بشه موفق باشی

ماتوکلاسمون ی اتیسم متوسط رو ب بالاداشتیم مامانه عین خبالش نبود کلاس اولم خ خوب ردکردرفت بالا اخه دخترخوب اوناامکانتم نداشتن توک بهترین شرایطودارین بچه رو بزرگ میکنین باارامش کاش یباربرات میگفتم چ شاگردایی تحمل کردمعلنامشکل داره...

عزیزدلم تو خیلی مادر فوق العاده ای هستی برای آراد اینو مطمئن باش که احساس تو رو می‌فهمه خوشگلم تو از پس اینم برمیای میتونی از آراد یه پسر موفق فوق العاده بسازی....عزیزدلم همه ی بچه ها با هم متفاوتن هر کدوم چالش هایی دارن که مادرشون رو به سمت ناامیدی سوق میده اما ما مادریم.مادرا یه قدرت فوق العاده دارن که از پس همه چی برمیان شاید نیاز باشه یه روز کامل گریه کنی یه روز کامل سکوت کنی اما آخرش خودت دستتو می‌ذاری رو زانوهای خودت و به بهترین شکل برای پسرکت وقت می‌ذاری
فقط نذار هیچکس به بچه ات ترحم کنه چون بچه ات یه مادر فوق العاده داره و همین براش بهترین نعمته

عزیزم کاملا درست میکنم چون می توام سعی نکن جلو احساسات بگیری اگه میتونی به کسی بسپارش (مادر یا خواهرت )تا باخودت خلوت کنی و بعدش که آرومتر شدی کلاس هاشو شروع کن تواین راه شاید دوباره بهم بریزیم ولی کم کم یاد میگیری که باید. ادامه بدیم

شاید درآینده پسرت از نابغه ها شد اصلا ابن فکرو نکن....برچسب نزن به بچه

یه چیزی میگم خواهش میکنم اجراش کن و صبوری کن خودت متوجه تغییراتش میشی....تغذیه تو درمان این مشکل خیلی کمک کننده س چیزهایی که طبع سردی دارن بهش نده...سعی کن هرروز اسفند دود کنی این کار باعث گرمی مغز میشه،آب انار شیرین فوق العاده س،عسل،انگور،و آب سیب....این موارد به تقویت مغز خیلی کمک میکنن و سموم و سردی رو از بدن بچه پاک میکنه....پسر شما مشکلی نداره....با درست کردن تغذیه همه چی حل میشه...

الهی بمیرم براغمت😭😭😭😭😭
حضرت رقیه ب حق این روزعزیز شفاش بده پسرقشنگم🥺🥺🥺😭😭😭

خدا رو شکر تنش سالمه غصه نخور بخدا تنها نیستی اگ ببینی من چی کشیدم با دخترم
خدا بزرگه توکلت ب خدا باشه

تو تایپیک ها خوندم خفیف هست اصلا نگران نباش اصلا بقیه حتی متوجه نمیشن فقط باهاش کار کن پول داری ببر بیرون کار درمانی نداری من کمکت می کنم

سلام عزیزم اوتیسم طیف داره اگر شدید نیست زندگی عادیش رو میکنه فقط با پشتیبانی وحمایت بیشتر شما من معلمم شاگرد اوتیسم طیف خفیف داشتم هم رده بچه ها میرن بالا اگر رسیدگی کنید بچه های به شدت باهوشی هستن اگر مشکل دیگه ای نداشته باشن شاگرد من امسال طرح جابر اول شد با اینکه مادر نداشت وپدرش هم زندان بود به خاطره اعتراضات خودش کاردستی درست کرد واول شد

عزیزممم خیلی بفکرتم بخدا فقط از خدا میخام حال دلتو خوب کنه

دورت بگردم قوی باش
خدابزرگ
من ۱۸ماهه دخترمو دارم ی بلاهایی سرم اورده برات بگم شاید اصلادرک نکنی ولی هرروز قوی تر از دیروز ادامه میدم
گاهامیشینم گریه میکنم داد میزنم ناامیدمیشم ولی هرروز محکم تراز دیروز ادامه میدم چون چاره ای ندارم
مامحکومیم ب ادامه دادن .....

ارادم خداروشکر خفیفه از تجربه های بقیه روانشناس استفادکن ببین چ کارایی انجام بدی براشش بهتره....
ی بلاگرهست اینستااسمش یاذم رف وقتی دخترش ب دنیااومد تشخیص سندروم دادن میگف ازهمون نوزادیش شروع کردیم ب کاردرمان گفتار درمان الان ماشالا دخترشون بزرگ شد اینقدر سرحاله و فعاله و باهوش

رفتاراش مگ چجوریه.

عزیزم مگه چه رفتارهایی داشته ؟

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۴ سالگی
#اتیسم
فکر کنم ادمیزاد تا یه حدی از غم و رنج رو میتونه تحمل کنه
از اون حد که میگذره انگار دیگه بی حس میشه!!
بعد از ۴ جلسه مشاوره با روانپزشک، امروز به این تشخیص و نتیجه رسید که شازده کوچولوی ما تو طیف اتیسم هست🫠( خفیف )
نمیدونم چرا گریم نمیاد! نمیدونم چرا انقدر ریلکسم چرا مضطرب نیستم چرا دراز کشیدم جلوی کولر و با گوشیم ور میرم!؟
چرا؟ چون فکر میکنم غمم از حد گذشته دیگه کاری از من بر نمیاد
اولین باری که دیدمش پر از امید بودم پر از هیجان از دیدن بزرگ شدنش
امروز هم بهش امید دارم ولی جنس امیدم فرق میکنه
امیدوارم توی این مسیر و توی دنیای پر از ناشناخته ی اتیسم بتونیم دووم بیاریم و نا امید نشیم
امیدوارم همون خدایی که بارها و بارها صداش کردم ولی چشماشو روی من بست حداقل به کودک بی گناهم نگاه کنه…
تو مسیر داشتم به امام رضا گله میکردم که من بچمو اوردم پیشت
به امید این بیت شعر اوردم که:
گفتی که دل شکسته باید اورد… ایا دل از این شکسته تر هم داریم؟!
ولی دلم بیشتر و بیشتر از قبل شکست💔
با همین دل تیکه تیکم بلند میشم بازم بچمو میفرستم مدرسه میفرستمش توی اجتماع، اراد هنوزم مامان داره هرچند که مامانش له و تیکه و تیکه باشه🙃
مامان آرشا و آیهان مامان آرشا و آیهان ۵ سالگی
سلام دوستان وقت بخیر
مدتیه که پسرم همش میترسه مثلا دسشویی بخواد بره میگه تو هم بیا تو اتاق تنها نمیمونه شبا سه چهار بار بیدار میشه گریه میکنه یا میپره تو بغلم‌میگه میترسم سوالا عجیب و غریب میپرسه
تااینکه فهمیدم داشت فیلم نگا میکرد من نبودم و مثل اینکه صحنه ها ترسناک دیده
چند بار باهاش حرف زدم کتاب گرفتم قصه گفتم میگه میدونم ولی یادم نمیره و حتی از خواب با گریه میپره میگه خواب دیدم که فلان چیز شده
درواقع از شکل ظاهری اون افراد ترسیده
تو تاپیک قبلی گفتم که پسرم عاشق مردعنکبوتیه گوشیم دستش بود و داشت کارتون نگاه میکرد میخواست عوضش کنه و قسمتی ک پیشنهاد کارتون بعدی هست مردعنکبوتی میبینه غافل از اینکه توش پر از شخصیتا ترسناکه و اینبار بهم نگفت چون هرسری بخواد عوض کنه میگه
الان ک براش ممنوع شده دیدن فیلم و انیمیشن و اینا جز اونایی ک خودم میذارم ولی برا ترسش چیکار کنم خیلی اذیته بیچاره
چند روز پیش هم اسباب بازیش از کمد افتاد جییییییغ میکشید و صدام میکرد بغلش کردم کلی گریه کرد
بنظرتون درست میشه؟
مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون
مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
پسرم‌دیگه دیوونه کرده منو اصلاااا انگار منو دوست نداره با من مشکل داره، نصفه شب بلند میشه گریه میکنه که میخوام پیش بابا بخوابم بعد جای ما از لحاظ جلو کولر خوابیدن جوریه که من وسط میخوابم همسرم گرمایی هست کنار تر جلوی کولر می‌خوابه من اگه جلو کولر بخوابم مریض میشم حسین هم بخواد بخوابه پیش باباش مستقیم جلوی کولر هست یکی دو شب جیش کرده تو شلوارش، دیگه شبا پیش باباش می‌خوابه خوابش که برد جا به جا میکنم خودم میخوابم پیشش نصفه شب بلند میشه مسخره بازی و گریه که میخوام پیش بابا بخوابم من حتی اگه برم یه اتاق دیگه جدا بخوابم براش مهم نیست عین خیالش نمیشه ولی باباش نباشه غوغا میکنه، نمیدونم چیکار کنم احساس میکنم میگم نکنه برام دعایی چیزی نوشتن که این بچه اصلا باهام خوب نیست، حتی تو طول روز باباش باشه من برم چند ساعت نباشم اصلا نمیگه مامانم کجاس، ولی باباش تا میاد تکون بخوره دنبالش میدوئه میره😭😭😭خوابشم که بدتر حتما باید یه دو بخوابه که تا صبح خواب باشه دیشب یازده خوابیده از ساعت ۴ بیدار شده مسخره بازی شروع کرده😔😔😔😔😔

فرزند پروری پوشک شیرخشک زایمان طبیعی تب استامینوفن مدرسه کلاس اول