۲۸ پاسخ

تصمیم به بچه دیگه ای آوردن ندارم اصلا
دلایلش :
شوهر بسیار بد هم از لحاظ اخلاقی هم خساست و بسیار بچه ننه بودنش
خانواده شوهر بسیاااااار بدتر از شوهر
نداشتن پول زیاد برای خرج بچه دوم کردن
سلامت بدن خودم. با همین یکی داغون شدم دیگه نمیتونم یکی دیگه هم بزرگ کنم
بچم بسیاااار شیطونه و بچه آرومی نیست همینم سرویس شدم

اگ اوضاع همین باشه حقیقتا نه اصلا بهش فکر نمیکنم ولی اگ شرایط یکم اوکی شه شاید شاهان۷سالع شد یه دخترم داشته باشیم چون عاشق اینم یه دخترم داشته باشم باز همچی بستکی ب شرایط داره چون واقعا نمیخوام بخاطر خاسته ی الکی خودم یه بچرو بدبخت کنم تواین جامعه

نمیارم چون مستاجرم نمیارم چون اعصاب ندارم نمیارم چون شوهرم کارگره یروز حقوق داره یروزنداره نمیارم چون کمکی ندارم نمیارم چون گرونیه نمیارم چون به این اعتقادندارم ک بچه روزیشوباخودش میاره و خیلی دلایل دگ

بله ی دونه دیگه میخام
ترجیحم‌ پسره ولی دخترم سد اشکال ندارع.
چون با تک فرزندی ب شدت مخالفم

من و همسرم طرفدار تک فرزندی هستیم . تو این شرایط که آدم از یک دقیقه بعدش خبر نداره بچه دوم‌واسه چیمونه🤦🏻‍♀️ خدا کمکمون کنه همین یدونه رو خوب و بدون کمبود بزرگ کنیم🤗

اصلا و ابدا

با این اوضاع کشور خیر
حقیقتا دلم نمیخاد برا شیرخشک بگردم تو داروخونه ها از ترس اینکه بچم با الرژی شدید که هیچی نمیتونس بخوره گرسنه نمونه اینجا دیوونه خونس حیف بچم که اینجا ب دنیا بیارمش

وای نه غلط کنم اسم یچه بیارم وضعمونم خوبه بیمه داریم همه چی داریم ولی بچه بی بچه دیگه خدانگهدار...😄

اصلا و ابدا نمیخوام هم‌توانشا ندارم هم خودم مبخوام زندگی کنم یکی دیگه بیارم دوباره از نو دردسر و خودما اسیر بچه کنم مگه من چندبار جوون میمیونم

من عاشق این بودم تا بچم کوچیکه یکی دیگه بیارم باهم بزرگ بشن...ولی تو این اوضاع اخه همه چی واسه خودمون شده آرزو دلم نمیخواد چیزی به دل بچم بمونه
همین یدونه رو به ی جایی برسونم هنر کردم درسته تنها بزرگ میشه ولی اینجوری حداقل آینده بهتری داره

بنظرم اگه شرایط داری بیار مامانای ک گفتن نمیاریم چ میدونی چند سال دیگه یکی یدفعه دیدی ی بچه بغلشون هست،،، من خودم میگفتم تک فرزندی باشم دخترم 11 سالش بود ک دومی باردار شدم گفتم دیگه نمیارم
ولی اللن 2 تا دختر دارم همسرم میگفت شرایط جامعه درست بشه ک جنگ نباشه سومی بیاری

دلی دوست دارم ،جسمی ،اقتصادی ،اجتماعی میگ فکرشم نکن

خیر تا ابد خیر .این یدونه ام چون دیگه حرف و حدیث زیاد بود قبول کردم وگرنه من اصلا به خونه نشستن علاقه ندارم.

فعلا نه بااین اوضاع آدم ازفرداش خبر نداره همم تازه دارم نفس میکشم راحتم دوستندارم فعلا خودمودرگیرکنم

واای جوجو موهاشو قربووون🥹🥹🤣♥️

من شب و روز از خدا میخام منو با بچه ناخواسته امتحان نکنه، وگرنه مادیات در درجه آخر قراره داره هزارتا دلیل اخلاقی دارم که فقط به تک فرزندی فکر میکنم
بهترین روزای بچه هامونه و ما داریم با اعصاب خراب به پس کی بزرگ میشن و میفهمن خرابشون میکنیم

با اینکه خییییلی سخته ولی چند سال دیگه میارم

نه شرایط جامعه نداشتن امنیت اقتصادی و جانی.بی اینده بودن بچه ها.همینم خدا برام حفظش کنه ولی عذاب وجدان دارن اوردمش

اصلااااا اعصاب ندارم دیگه نمیخوام اون روزای تخمی برگرده

اصلا بهش فکر نمیکنم هم بخاطر وضعیت مالی بچه گناه داره هزینه داره هنر کنیم از پس همین یه دونه بر بیایم هم اینکه شوهرم اصلا کمک حال نیس با همین یه دونه سرویس شدم اصلا وقت برا خودم ندارم همه مسئولیتا رو دوش خودمه کشش ندارم برای دومی دیگه

دوست دارم یکی دیگه داشته باشم ولی نه تو این شرایط تا وضعیت خودمونو و کشور مشهص نشه نمیارم

من خیلی دوست دارم یکی دیگ بیارم که دخترم تنها نباشه، ولی بااین درآمد شوهرم که تو خوردو خوراک خودمون موندیم واقعا یکی دیگه رو بیارم ظلم در حقشه الان برنج و گوشت و مرغ همه چی تموم شده ولی پول نداریم بخریم یخچال هم خالی ،

جیبمون پر پول بود بدمون نمیومد فعلا ک زیر خرج پوشک همین یکی زاییدیم دوباره

دوست دارم ولی با این شرایط مملکت و اقتصاد داغون فعلا بهش فکر نمیکنم

فعلا در حال حاضر اصلاااااا یدونه بسه مگر اینکه مملکت درست بشه سرو سامون بگیره اوضاع مالیمونم بهتر بشه ۷/۸ سال بشه پسرم بعد در غیر این صورت خیر

سومی رو حاملم🥴🥴🥴🥴هرچند ناخواسته بود اما خیلی خودمو سرزنش میکنم که چرا سفت و سخت جلوگیری نکردم

یه دختر دارم،،تصمیم نداریم دومی بیارم،،
دلیل خیلی هست شرایط الان جامعه،،،وضعیت اقتصاد،،اعصابمون

منم میارم ولی ن الان ۲،۳سال دیگه

سوال های مرتبط

مامان مسدود دائم شدم مامان مسدود دائم شدم ۳ سالگی
وااای یه چی بگم برگ ریزون 🤣🤣🤣








خانواده شوهر من نوبرن بخدا




من بچه هام شیر به شیرن
دختر بزرگم که دنیا اومد خودم اسمشو گذاشتم
تا اینکه دومی رو باردار شدم شوهرم هی میگفت دومی رک من اسمشو میزارم آرزو به دلم نذار و کلی این حرفا
منم تا لحظه آخر چیزی نگفتم تا اینکه بچه دنیا اومد و منم گفتم گناه داره بذار انتخاب کنه
چند تا اسم گفت
من از بعضیا خوشم نیومد گفتم نه
تهش از بین اسمای که گفت یکی رو انتخاب کردم
بعد خوشحال که خودش انتخاب کرده😂😂😂
حالا اینا به کنار
هی خانواده ش میگفتن یه چی انتخاب کنین به دختر بزرگتون بیاد منم چیزی نگفتم الان اسم بچه ها اصلا شبیه هم‌ نیستن
خلاصه این بچه دوم اول که دنیا اومد شبیه خانواده شوهرم بود اونام گفته بودن چون بچه شبیه خانواده ماست عروسمون این بچه رو دوست نداره برا همون اسم انتخاب نکرده و به پسرمون گفته این شبیه شماهاست بچه تویه🤣🤣🤣🤣
یعنی چقد اس ک و لن یه مادر چطور بچه رو نمیخواد بخاطر اینکه اون بچه شبیه خانواده شوهرشه🤣🤣🤣🤣
الانم دخترم داره شبیه خانواده خودم میشه🤣🤣🤣🤣
آی میسوزن🤣🤣🤣🤣🤣😆😆😆😆
مامان روشان🎼🦄 مامان روشان🎼🦄 ۲ سالگی
تجربه من از پوشک گرفتن 🚽
غول مرحله آخر👹
اول از همه بگم من صرفا تجربه شخصی خودم رو براتون میگم و این نسخه رو نمیشه برای همه پیچید.
اولین کاری که قراره بکنید آمادگی ذهنی بچس،شما میتونید با خوندن کتاب،شعر،کارتون،بازی کردن این آموزش رو از قبل بهش بدین که جای جیش و پی پی کجاست.من از حدود دوماه پیش این آمادگی رو ایجاد کردم جوری که دخترم خودش میگفت جیش باید تو دستشویی بکنیم فقط کلامی بود ولی عملی هیچ اقدامی نکرده بودیم.دوم دختر من چند ساعت در طول روز پوشکش خشک بود حتی شبا و این یکی دیگه از علائم آماده بودن بچس.این نشونه خوبیه که بچه کنترل داره روی مثانه ش.سوم اینکه برای اقدام اگر خودتون شرایط روحی جسمی ندارید اصلا شروع نکنید یا حتی اگر بچه از مریضی خاصی درومده،یا سرماخوردگی یا حتی یبوست یا اسهال بوده اصلا اقدام نکنید که جواب عکس میده.من از اونجایی شروع کردم که همه این شرایط فراهم بود خداروشکر و روزی که پوشک دخترم تموم شد دیگه نرفتم تهیه کنم و گفتم دیگه مامان دیگه پوشک نیست،پوشک برا نی نی هاست تو باید از این به بعد شورت بپوشی
ادامه تو کامنت ها...