۱۶ پاسخ

خب بنده خدا خستس دیگه

مغازه داره مغازه در حیاطه خیلی خوبه

مثل توهم

دقیقا همسر منم تا ما بیدار شیم میره ساعت ۸,۹ از سرکار میاد اونم خسته و کوفته طفلک بزرگترین دلیل بچه دوم نیووردنم همین موضوعه چون کمک پدر خیلی مهمه

بازشوهرمن میگ همین یکی بسه

شوهرم من اکثرا خونس ولی کمک نمیکنه🫠

شوهر من با بچه بازی میکنه کلنجار میره.حمام میبرش با اینکه خستس.شامشو گاهی میده.ناخوناش. کوتاه میکنه.موهاشو اصلاح میکنه. راحت توی حموم ۱ساعتی بازی میکنن.از نوزادی هم شیر و اروغ.پوشک.حمامش.وکلی کمک توی خونه برای کارها.برای کارای دیگه پسرم نمیداره وگرنه انجام میده

ماهم همین که شما گفتی

کلا شوهرم بزرگ کرده تاالان مهرسا رو

من از وقتی سومی بدنیا اومده خیلی خوب شده ساعت ۵ میاد یا کارای خونه رو کمک میکنه یا بچه نگه میداره بعضی روزا هم بچه دوممو میبره چندساعتی سرکار تا من کارامو انجام بدم

شوهرت چیکارس؟

همه همینن یا میخوابن یا سرشون تو گوشیه

به نام خدا





















هیچی

برا من صبح تا عصر سرکاره بعدش هم که میاد ۲۴ساعته تو گوشیه تا وقتی بخواد بخوابه

خیلی کمک میکنه میخوابه که بچه هم یاد بگیره

اصلا شوهرم خونه نیس ک کمک کنه همش سرکاره

سوال های مرتبط

مامان آرتام🧸🤎 مامان آرتام🧸🤎 ۳ سالگی
یه چی یادم افتاد گفتم اینجا بگم تقریبا ۵ سال پیش با شوهرم آشنا شدم یجورایی واسطه شدن واسه ازدواجمون و قسمت هم شدیم بعدش با دختر داییم و شوهرش رفتیم که منو شوهرم همو ببینیم حرف بزنیم اینم بگم اولین بار بود که همو از نزدیک می‌دیدیم قبلش حرف زدنمون در حد چت بود بعدش دختر داییم اینا از ماشین پیاده شدن که ما مثلاً حرف بزنیم راحت باشیم شوهرم جلو نشسته بود من عقب لعنتی یهویی دستشو آورد عقب منم هول شدم دستشو گرفتم الان یادمون میوفته می‌خندیم میگه گیرم که من نمی‌خواستم تورو بگیرم اصلا نمیپسندیدیم همو من یه غلطی کردم دستمو آوردم تو چرا گرفتیش منم میگم یه موقع فک نکنیا از اون دخترای هولی بودم فقط یهو هول شدم دیگه هیچی دیگه گفتم بیکارم بیام یه چی تعریف کنم 😂😂😂



شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک
شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند
مامان لوبیای مامان مامان لوبیای مامان ۲ سالگی
خانما یه سوال میپرسم میشه هر کی اطلاعات یا هر چی داره یه کمک بهم کنه
من یه مسئله ای با بچم دارم نمیدونم بقیه بچه ها هم اینطوری هستن هستن یا نه یا اصلا نمیدونم این یعنی وجود یه مشکل یا نه
پسر من همیشه و همه جا موقع غذا خوردن موقع بیرون رفتن موقع بازی موقع دستشویی رفتن موقع حمام رفتن میگه یکی از عروسکام حرف بزنن(یعنی اینکه منه مادر یا پدر جای اون عروسک با پسرم حرف بزنیم مثلا بهش بگیم سلام خوبی کجا میری یا داری چیکار میکنی یا بیا بریم فلان کار رو کنیم یا میگه من قایم میشم فلان عروسک بگرده منو پیدا کنه )
حالا اگه جایی باشیم که عروسکاش نباشن میگه مار موشی حرف بزنه (حالا مار موشی چیه ،،مار موشی انگشت من یا باباش هست که باید تکونش بدیم و حرف بزنیم )یا یه برگ میده دستمون میگه حرف بزنه یا سنگ یا گل خلاصه هر چی که فکرشو کنی
حتی یه بار رفته بودیم دستشویی میگفت دیوار حرف بزنه
واااااای خیلی این رفتار و عادتش زیاد هست هر لحظه و همه جا به طوری که من و باباش به جنون داریم میرسیم نمیدونیم چیکار کنیم
حتی سر سفره یکی از ما باید جای یه چیزی حرف بزنه
واقعا دیگه نمیکشه یه تیکه میگه یه چیزی حرف بزنه

چیکار کنم کمک میخوام

#فرزندپروری #پوشک #جیش شیرخشک انومالی رفلاکس کولیک