۱۰ پاسخ

خدا خیر آخوندا نده وضعیت کشور چی شده دلشون خوشه احساس پیروزی میکنند پرچم هم میچرخونن شوهر من سه ماهه بیکار بدون هیچ درآمدی

برای من میاد مثل 🐕‍🦺🐕‍🦺بهمون حمله میکنه

متاسفانه بله

بمیرم برا شوهرم از صبح زود می‌ره تا بوق سگ کار می‌کنه بازم هیچی ب هیچی

وای دقیقا منوشوهرم همش جروبحث داریم

آره سریع عصبی میشه نمیشه بگی تو

بلهه😒😓

همه همینن عزیزم ما یجور حق داریم ک‌صبح تا شب منتظریم بیان خونه وقت بگذرونیم
اونام حق دارن از صبح بیرونن شب میان استراحت کنن
درکل ک بعضی موقع ها درک میکنم بعضی موقع ها دعوا

والا همسر من سر کار ک نمیده تحلیلای اقتصادی و جنگیش هم اعصاب نذاشته برا ما

باید درکشون کرد
شوهرمنم همینه گناه دارن خیلی فشار روشونه باید راه اومد باهاشون

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام مهراب کوچولوی ناز منم دو سال و ۶ ماه رو رد کرد چقدر ذوق دارم برای این روزا که تک تک لحظه ها رو کنار مهراب تجربه میکنم از راه رفتن تا دندون دراواردن تا حرف زدن و کلمات بانمکی که میگه با اسباب بازی هاش بازی میکنه و میگه بیا این بازی رو با هم بکنیم چقدر ذوق داره این روزا چقدر نمکدون هستن و پر از حال خوب .نمیخوام جیغ هاش رو بگم چون بچه هست در کنار قشنگی ها سختی های خودشم داره .اینکه مهراب کوچولو علاقه شدید پیدا کرده به بازی های فکری و خونه بازی درست کردن خیلی خوشحالم بابت این لحظه های زیبا
خوشحالم که قبول نکردم برم سره کار درسته دلم برای کارم برای بیمارستان برای کمک کردن به بقیه تنگ شده اینکه دستم تو جیبم بود ولی اینکه این لحظات رو میبینم عشق و حال خودش رو داره .به خودم افتخار میکنم که از همه چیزم زدم برای گل پسرم

این روزا با مهراب دوتایی خیلی چیزها با هم درست میکنیم .اینسری معجون صبحونه برای مهراب درست کردم
نون درست کردم و وسطش کاکائو گذاشتم و انواع بستنی و هرچیزی بتونم سعی میکنم از بیرون نخرم و خودم درست کنم .

فردا هم میخوام برم خونه بازی کیا میان؟اسمش هپی لند تو دهه فجر
مامان جان جانم مامان جان جانم ۲ سالگی
سلام مامانا دختر من همه علائم ترک پوشک داشت دو ماه بود شب تا صبح خشک بود صبحا می‌بردم دستشویی بقیه روز پوشک بود غیر از این خودش پوشک در می‌آورد میبردم بیرون دو ساعت پوشک خشک بود یه هفته رفتیم مسافرت اونجا هر وقت من میرفتم دستشویی میگفت منم برم دستشویی جیش کنم حتی گاهی خودش میگفت پی پی میاد از مسافرت برگشتیم با خودم گفتم آمادست شروع کردم به ترک پوشک خیلی با حوصله و مهربونی الان تقریبا سه هفته گذشته اما من شکست خوردم گاهی میگه گاهی نمیگه خطا میده یه چند روزی هم برای پی پی مقاومت کرد یبوست گرفت دیروز یه کار حرص درآر کرد منم از دستش گریه کردم این احساس شکست واقعا اذیتم میکنه دیروز پوشکش کردم به یه ربع نرسیده درش آورد هر چی تلاش کردم پوشکش کنم نذاشت گریه میکرد پوشک نمیخام یعنی انقدر حالم بد بود و پشیمان از این کار همش احساس درماندگی میکردم اصلا نمیدونم کجای کار اشتباه رفتم آخه همه علائم داشت حالا نمیدونم چجوری راضیش کنم دوباره پوشک بشه 😔😔