۱۳ پاسخ

همش استرس ، ترس ، نگرانی …. تهران هر دو دفعه تا جنگ شد من رفتم شهرستان تو ارامش بودم بعد برگشتم خونه دیدم شیشه ها خورد شده ریخته با این طبقه دوازده هستم و پنجره ها دو جداره بود واقعا خدا بهم رحم کرد ، پسرمم بعد تولد خداروشکر هیچ مشکلی نداشت کامل رشد کرده بود و همه چیزش نرمال بود..

بنظر من والا همین ک زنده ایم نشونه ی زیادی قوی بودنمونه وگرنه بااین اوضاع و بیکاری و گرونی لحظه ای هرکی جا ما بود تا حالا چیزی ازش نمیموند

شاید بخاطر جنگ و استرسه

به خاطر تغذیه نامناسب و استرسه ،مامان نویار جان به سلامتی بستری شدی،انشالله زایمان راحتی داشته باشی و کوچولوت رو صحیح و سالم بغل کنی♥️

ارە واقعا برای منم سوالە

عزیزم کدوم بیمارستانی؟دکترت کیه

زندگی نکردیم که

استرس+تغذیه

چون به خاطری مشکلات و استرس زیاد شده من خودم چون کل کارای عیدمو به تنهایی انجام دادم زود زایمان کردم هیچکس نیومد کمکم🥲

استرسی که این همه مدت کشیدیم بی تاثیر نیست

منکه هرکیو میبینم از وقت زایمانش گذشته هنوز نزاییده

اره منم 34 هفته زایمان کردم

استرس پنهان در همه خیلی زیاده

سوال های مرتبط