واقعیت این بود که من وقتی با شکم ورقلمبیده‌ی خودم توی آینه و رفلکس شیشه ها مواجه می‌شدم کمی باورم میشه که دارم مادر می‌شم و زود فراموش می‌کردم. حتی درد زایمان طبیعی و گریه های روزهای اولش حس مادرانگی رو در من برانگیخته نمی‌کرد و من هر روز بیشتر خودم رو سرزنش میکردم که چرا مثل بقیه سرشار از حس مادرانگی نیستم نکنه تا ابد اینجور بمونم و همه‌ی این ها با حرفهای اطرافیان در‌ مورد شیرخشکی شدن بچه‌م شدت پیدا می‌کرد که مادر بدی‌ هستم چون تو زمان بارداری تغذیه اصولی نداشتم
من مادر بدی هستم چون به بچه‌م شیر خودم رو ندادم
من مادر بدی هستم چون وقتی میرم بیرون دلتنگ بچه‌م نمی‌شم
من مادر بدی هستم چون بچه‌م بدون حضور من و حس من هم ساکت میشه
احساس مرگ میکردم
بی فایده بودن
ناکافی بودن
تراپی؟! غول افسردگی چنان منو در آغوشش کشیده بود که حتی جرات بیانش رو هم توی اتاق درمان نداشتم اما حالا که از اون روزا گذشتم می‌بینم تمام اینها از فشار روحی و روانی بود که تحمل کردم و من خیلی قوی بودم که گذر کردم پس «روز جهانی مادر مبارک خودم و تمامی مادرای هم شکل من»

تصویر
۷ پاسخ

چقدر حرفایی که زدید حال الان من هست.🫠.و من حتی فکر میکنم بچم اصلاً منو نمی‌شناسه و منو دوستم نداره

چقدر حرفات منه مخصوصا اونجایی ک میگی بچم بدون من ساکت میشه و دلتنگ نمیشی😭😭😭😭😭😭😭😭😭

چقد حرفای دل منه

خوبه که از اون روزها گذر کردید و چقد خوب که در موردش با شجاعت صحبت کردید مطمئن ام خیلی ها با همین حس ها دارن روزشونو میگذرونن و چقدر تحت فشارن
روزمون مبارک 💕🌼🍓

روزت مبارک مادر قوی و بهترین برای فرزندت🥰😍🥰

بچه ها پیام بدید به این ایدی روبیکا بیاید تو چالش رژیم فستینگ ۴۰ روزه از فردا شروع میشه dream_magic

اخ اره ولی نه به این شدت و اینکه تو داری ۱۰۰خودتو میذاری و این حرفا داره ازارت میده برای هیچی

سوال های مرتبط

مامان جوجه🐣 مامان جوجه🐣 ۱۶ ماهگی
تااینکه دیدن من زور ندارم دکترم شرو کرد داد زدن که زور بزن الان بچه خفه میشه گیر کرده بود اونجا بود که من دردام یادم رف و فقط ترسیده بودم چندنفر اومدن شکممو فشار میدادن و من جیییییغ های خیلی بدی میزدم یادم میاد موهای تنم سیخ میشه واقعا
همون حین حس کردم ی چیزی پاره شد بله دکترم مجبور شده بود برش بزنه کلی پاره شدم ۱۵ تا بخیه خوردم بعدش خلاصه بچمو کشیدن بیرون از بس مونده بود تو کانال زایمان کف سر بچم کج شده بود الهی بمیرم واسش خیلی ترسیده بودم حس خیلی غریبی داشتم من برعکس تمام مادرا اون لحظه بی حس بودم انگار تمام دنیا ایستاده بود انگار روحم تو تنم نبود نمیتونم وصف کنم ولی من تا ساعتها گنگ بودم حتی وقتی بخیه هامو بدون بی حسی واسم میزد و من تار به تارشو با وجودم حس میکردم حتی اخ نگفتم انگار که مرده بودم حتی نگفتم میخوام دخترمو ببینم بعد تقریبا ۴۰ دقیقه که بخیم تموم شد من با دخترم تنها شدم اونجا بود که انگار ی سیلی محکمی تو صورتم خورد که خودتو جم کن دختر پاشو دخترت اومده من با اون حالم با اونهمه بخیه و درد و خونریزی پاشدم از تختم که خیلی بلند بود بزور اومدم پایین و دخترمو نگاه کردم و اشکام بی اختیار جاری شدن باورم نمیشد این پایان اونهمه انتظار من بود شیرین ترین لحظه عمرم بود من تمام دردا یادم رفت و سرپا شدم خیلی صبوری کردم خیلی تحمل کردم تمام کارای شخصی خودمو دخترمو انجام دادم از نظر خودم قوی ترین ورژن خودمو وقتی دیدم که مادر شدم هم به خودم هم به تمام مادرا افتخار میکنم خوشحالم که خدا تجربه مادرشدن بهم داد من تونستم و از پسش بر اومدم مطمئنم شماهم میتونین خانمایی که زایمانتون نزدیکه اصلا نترسید خدا هست همین فقط ارزو میکنم همه طعم شیرین وصال بعد ۹ ماه رو تجربه کنن ❤️
مامان فندق.کوچولو مامان فندق.کوچولو ۱۴ ماهگی
ادامه ...

۵- ایا چون بدن مادر ضعیف شده شیری که به نوزاد می‌دهد قوت ندارد ؟ خیر بدن مادر مواد ریز مغذی که در جاهای مختلف هست را بازیابی می‌کند و در شیر به نوزاد می‌دهد و هر شیر مادر مخصوص نوزاد خودش هست. فقط ممکنه شیر چربی کمی داشته باشه و وزن دهی کم باشد.
۶- کودکی که شیر مادر میخوره بغلی تر و لوس هست و بچه ای که شیر خشک میخوره مستقل بار میاد؟ خیر اتفاقا تحقیقات نشون دادن که کودکی که شیر مادر میخوره در بزرگسالی اجتماعی تر است و روابط پایدارتری نسبت به کودکان شیرخشکی هم سن خود دارد.
۷- آیا ترکیبات شیر مادر در ماه های مختلف با هم فرق دارد؟ بله ترکیبات شیر مادر با بزرگ شدن کودک و تغذیه مادر و حتی حالات روحی مادر متفاوت می شود که معایب و مزایای خاص خود را دارد .
۸- مادر چون ضعیف شده به نوزاد شیر هم که بده افسردگی اش بیشتر میشه؟ خیر چون شیردهی باعث تولید هرمون اکسی توسین دربدن یا همان هرمون شادی است می‌شود که خاصیت ضد افسردگی داد مخصوصا در ۴۰ روز اول زایمان
منبع https://my.clevelandclinic.org/health/articles/15274-benefits-of-breastfeeding