۴ پاسخ

عزیزمم خیلی مبارکه ایشالا کت دومادی تنش کنی

مبارکه قشنگم
😍

ای جاااانم قربوووون بودنت گل پسری
مباااارکه عزیزمممم ❤️😘❤️😘

مبارکه جان خواهر😍😍🥹🥹🥹🥹

سوال های مرتبط

مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 ۷ ماهگی
**جانِ مادر، سه‌ ماهگیت پر از عشق!**
نفسِ من، نورِ چشمم، مهرسامِ قشنگم! امروز سه ماه از اولین نفس‌هایِ تو در آغوشِ من می‌گذره، سه ماه از روزی که عشق، معنایِ تازه‌ای پیدا کرد و قلبِ من خونه‌یِ امنِ تو شد.
تواین سه ماه، هر لحظه با تو، قصه‌ای از عشق را مرور کردم. با هر لبخندِ شیرینت، دنیا در نگاهم رنگِ دیگه ای گرفت و با هر بار غان و غونِ کودکانه، ترانه‌یِ عاشقانه‌یِ زندگی رو سر دادی. تو اومدی و پنجره‌یِ قلبم رو به سویِ دنیایی از مهر و صفا گشودی.
چطور می‌تونم وصف کنم اون حسِ نابِ مادری روکه با هر بار لمسِ دست‌هایِ کوچیکت، با هر نگاهِ معصومانه و پر از پرسشِ تو، در وجودم شعله‌ور می‌شه؟! کاش می‌تونستم وصف کنم تو نه تنها فرزندِ منی، بلکه تمامِ عشقِ منی، دلیلِ بودنِ منی، و زیباترین تجلیِ عشقِ الهی توزندگیمی..
هر روز، بعلت میکنم رو به روی آینه می ایستم و خدا رو هزاران بار شکر می‌کنم برایِ این هدیه‌یِ بی‌نظیر. شکر برایِ این لبخندهایی که خستگی را از تنم میشوره می‌بره شکر برایِ این آغوشی که پناهگاهِ امنِ منه، شکر برایِ این عشقِ بی‌پایانی که تو به زندگی‌ام آوردی
مهرسامِ عزیزم، عشقِ مادر! در پناهِ همین عشقِ بی‌کران، روزهات سرشار از شادی، سلامتی و لبخند ...بدون که در قلبِ من، همیشه جایی امن خواهی داشت، جایی که فقط با عشقِ مادرانه پر می‌شه...
من و بابا دوستت داریم، تا بی‌نهایت! ❤️
**"خدایا! سپاسگزارم برایِ این فرشته‌یِ کوچیک، این تجلیِ عشقِ ناب. شکر برایِ نفس‌هایی که با وجودِ اون می‌کشم، و شکر برایِ قلبی که خونه‌یِ عشقِ اونه"**


#سه ماهگی
#کودک
#ماهگرد
مامان غزل‌ُمهیار🤎✨ مامان غزل‌ُمهیار🤎✨ ۴ ماهگی
این مدل نگات کردنت موقع شیر خوردن، یه چیزی فراتر از دوست داشتنه… 🥹🤍
همین‌طور که آروم کنارم دراز کشیدی و شیر می‌خوری، گاهی سرت رو بالا میاری و با اون چشم‌های معصومت مستقیم نگام می‌کنی؛ انگار می‌خوای مطمئن شی هنوز کنارت هستم… و من همون لحظه دلم می‌خواد زمان وایسه.

شاید خودت ندونی، اما این نگاه‌های کوچیکت برای من بزرگ‌ترین قسمتِ مادر بودنه.
اینکه وسط شیر خوردنت، دست کوچولوت رو بهم می‌چسبونی و با چشمات نگام می‌کنی، قلبم رو یه جوری پر از عشق می‌کنه که هیچ کلمه‌ای نمی‌تونه توضیحش بده. 🥹

یه روزی بزرگ می‌شی…
دیگه توی آغوشم جا نمی‌شی، دیگه برای شیر خوردن با اون چشم‌های قشنگت نگام نمی‌کنی و شاید حتی یادت نیاد یه زمانی آرامشت فقط توی آغوش مامانت بود.
اما من هیچ‌وقت این روزها رو فراموش نمی‌کنم؛
روزهایی که تمام دنیام تو بودی و تمام دنیای تو، برای چند دقیقه، همین آغوش و همین شیرِ مامان بود. 🤍

پسر کوچولوی من،
من عاشق همین لحظه‌های ساده‌ام؛
عاشق نفس کشیدنت کنارم، دست‌های کوچیکت، بوی تنت، چشم‌هایی که وسط شیر خوردن دنبال چشم‌های من می‌گردن و اون نگاه معصومی که هر بار قلبم رو دوباره می‌بره. 🫂🤍

شاید این روزها خیلی زود بگذرن،
اما قول می‌دم تصویرت رو توی آغوشم، با اون چشم‌های قشنگی که موقع شیر خوردن نگام می‌کردی، تا آخر عمر توی قلبم نگه دارم.

تو فقط شیرِ منو نمی‌خوری پسرم…
هر بار که این‌طور نگام می‌کنی، یه تکه‌ی دیگه از قلب مامانت رو با خودت می‌بری. 🤍🥹
مامان محمدراستین🩵 مامان محمدراستین🩵 ۱۲ ماهگی
صد روزه که آغوشم خانه شده برای کوچیک‌ترین معجزه‌ی دنیا🤱
و درست یک سال می‌گذره از لحظه‌ای که جرقه‌ی بودنت در قلبم روشن شد و دنیامو عوض کرد🤍🐣
راستین مامان…
تو از همان آغاز، شبیه نوری بودی که دنیا رو برام روشن کرد🌅

و امروز، در صد روزگیت، می‌فهمم هیچ عشقی شبیه عشق مادری به تو نیست…💘
راستین معجزهٔ خداخواسته خدا برا منه..

چون من درگیر درمان توده و زخم دهانهٔ رحم بودم ولی قسمت این بود که راستین مهمون دلم بشه و دردها رو باخودش ببره..
دکترم شک کرده بود که نمونه‌برداری اشتباهی جنین رو توده تشخیص داده، برا همین یه آزمایش دیگه دادم تا تاریخ دقیق لقاحم معلوم بشه و درست ۸ آذر تاریخ لقاحم بود و توده یک ماه قبل از اون داخل رحم بوده و بااومدن راستین معجزه‌وار از بین رفته🥺 صد روز سخت‌ترین ولی درعین حال شیرین‌ترین روزا رو دارم سپری میکنم❤️
ممنونم که اومدی و زندگیم رو به زیباترین نسخه‌اش تبدیل کردی مامان👶🏻💞

.
.
یه بی شرفی زیر تاپیک قبلیم زر زر کرده بودم نخواستم بمونه پاک کردم دوباره گذاشتم که کامنتای قشنگتون بمونه زیرش❤️
.
.
کولیک
رفلاکس