۱۵ پاسخ

عزیزم اگه خود خواسته نبوده سقط کن راحت زندگیتو بکن توام حق زندگی داری نابود میشی با بچه چهارماهه

احتمال زیاد دختر بارداری 😍💕

منم پارسال بچم ۴ ماهش بود فهمیدم ۷ هفته باردارم و قلبش تشکیل شده
سزارین هم بودم و تو شهر غریب دست تنها
الانم نی نیم به دنیا اومده و بچه هام ۱۱ ماه اختلاف سنی دارن اوایلش واقعا سخت بود چون تنها بودم ولی خداروشکر دو هفتس راحت شدم و خداروشکر میکنم گل پسرام قراره دو تا داداش مهربون باشن

عزیزممم مبارکت باشه 😍

عزیزممم مبارک باشه ❤️

اصلا نگران نباش
توکل کن به خدا، خدایی که این نی‌نی رو بهت اراده کرده و داده شرایطش رو هم مهیا می‌کنه و مواظبش هست.

سخت هست واقعا
ولی شدنیه، خواهرزاده‌های منم پشت همن یکیشون ۱۳۹۹ به دنیا اومده اون یکی ۱۴۰۰.
اوایل سختی داره چون کوچیکن ولی الانشون رو باید ببیتی یه روز بدون هم نمی‌تونن واقعاااا زحمتشون از یه بچه درحال حاضر کمتره چون باهمن و سرگرمن.

الهی عزیزم😍😍
شیاف بذار و استراحت نسبی داشته باش

فقط استراحت کن

مبارکه منم سر دومی داشتم با استراحت اکی اما بچه کوچیک داری یکم سخته باید بگی یکی مثل مادرت بیاد کمکت لااقل
خاست خدا بوده ایرادش چی خدا خواسته خودشم حفظش می‌کنه

مبارکت باشه بچهات میشن مثه دو قلو ها ولی من خودم خیلی ترسیدم چون سه تا بچه دارم بزرگه هنوز ۵ سالو نیمشه این کوچیکه هم که اصلا شیشه نمیخوره این ماه وقت پریودم کلا یک لک کوچولو دیدم و دیگه تمام جرات نکردم بی بی چک بزارم نشستم به امید روزی که پریود بشم 😰😫🤭

وای خدا مبارکت باشه ایشالا انقد بچه آرومو خوبی میشه که اصلا اذیت نشی سخته اما دیگه کاریه که شده

عزیزم منم هماتوم داشتم خیلیم بزرگ بود حتی شدید خونریزی کردم که فکر کردم بچه سقط شده.اما خودش دفع شد.
خدا بهت توانایی بده از پس نگهداریشون برای. کمکی نداری؟

مبارکه عزیزم به سلامتی

با هماتوم باید استراحت کنی
خودت خواستی؟؟

ھماتوم چےھسست

سوال های مرتبط

مامان آدرینا🥹🍼 مامان آدرینا🥹🍼 ۱۰ ماهگی
مامان الینا و نیکا مامان الینا و نیکا ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین اورژانسی
پارت ۱
من تا ماه هشتم با استراحت و داروهای زیاد مثل انسولین و آمپول دور نافی و آ اس آ کشوندم اول ماه هشت رفتم سونو گفتن آب دور بچه زیاد و باید هر هفته بیای سونو ....من همچین چیزی نشنیده بودم و کلی ترسیدم....یکی میگفت پله نری میترکه...ماما بیمارستان میگفت اگه کیسه آب بترکه بچه هم براش خطر ایجاد میشه و خلاصه من با تنگی نفس تا هفته ۳۵کشوندم رفتم سونو گفتن آب دور بچه زیادتر شده ....و هر یک شب درمیون باید نوار قلب بدی و هر هفته سونو بدی...دیگه کار من شده بود هر لحظه چک کردن تکون های بچه و رفتن برای نوار قلب گرفتن....تا هفته ۳۷ که یک شب با دخترم که ۶ سالشه و شوهرم رفتیم بیمارستان ۱۷ شهریور برای نوار قلب ...اونجا بچم تو ماشین بود با شوهرم و خودم رفتم بلوک زایمان....ماما نوار قلب گرفت و گفت خوب نیست تکرار بشه....دوباره نوار قلب گرفت و گفت باید بستری بشی گفتم خانوم اجازه بدید ب همسرم بگم شرایطمو گفت میخواید لوس بازی در بیارید باید بری بیمارستان خصوصي پول بدی اینجا این خبرا نیست منم گفتم اتفاقا من اصلا اینجا نمیخواستم زایمان کنم برای نوار قلب هم چون روز در میون بود مجبور شدم(آخه بیمارستانی ک میخواستم زایمان کنم هر دفعه نوار قلب یک تومن بود)گفت پس رضایت بده و برو منم رضایت دادم و رفتم تو ماشین ب همسرم گفتم اینجوری شده گفت بیا بریم بیمارستان مادر ببین اونجا چی میگن به دکتر خودت هم زنگ میزنن میپرسن...خلاصه رفتم بیمارستان مادر