۱۰ پاسخ

عزیزم دقیقن حال منو توصیف کرد.دخترم ۱۷ ماهشه و بشدت ب من وابستس.منم تهوع و بیحالی دارم.یعنی خودمو میکشونم رو زمین و بلند میشم…
از اینده وحشت دارم و هزارتا فکر و خیال میاد تو سرم.نمیدونم از پسش بر میام ی ن.
گاهی خودمو مقصر میدونم گاهی شوهرمو و ی موقع های با کل دنیا درگیر میشم.میگم اگه جامعه اینجور نمیشد ، اگه رفاه و امکانات مالی بیشتری بود شاید منم الان با ارامش بیشتری میتونستم بچه هامو بزرگ کنم.
خودم نفهمیدم کی انقد بزرگ شدم ک مامان دوتا بچه شدم…
جوونیمون، ارامشمون، رفاه و امنیتمون تباه شد.

عزیزم غصه نخور ولی خوب میشه منم بارداری سومم هست ناخواسته ...پسر کوچیکم از وقتی فهمیده باردارم همش میگه بغلم کن یا میاد روی شکمم میشینع اصلا دوست نداره کسی جاشو بگیره

دقیقا من....
من تصمیم گرفتم باهاش صبور تر باشم که لجباز و عصبی نشه...

منم پسرم ۲۱ ماهشه
منم ناخواسته بود اصلا نمیدونم چجوری شده منم پر از اضطرابم

صبوری کن قوی باش خدا کمکت میکنه چه الان چه در آینده بچه هات با هم بزرگ میشن خود بعدا لذت میبری و قند تو دلت آب میشه براشون فقط به این فکر کن که شما واقعااا نظر کرده ی خدایی انقد پیش خدا عزیزی که دوتا هدیه ویژه بهت داده تورو لایق مادر شدن دونسته اینو نصیب هرکسی نمیکنه مثل من که الان ۶ سااااااله هر ماه منتظرم طعم قشنگ مامان شدنو بچشم اما ظاهرا خدا نمیخاد و فعلا که تو حسرتش موندم ، همین که برا مادر شدن هزاااران دکتر و دوا درمون نکردی برو خداروشکر کن ، من به جایی رسیدم که میگم باردار شم حاظرم کل ۹ ماهو تهوع داشته باشم ولی تحمل میکنم 😃 ناشکری نکن خدای مهربون هواتو داره خودش بهت هدیه داده خودشم بهت صبر و تحمل میده ، برای منم دعا کن خدا یه اولا سالم صالح بهم بده 🩷❤️ خدا پشت و پناه خودتو کوچولوهات

منم خداخواسته باردارشدم و شوکه حرفهای شما درست من از اینک حوصله بیخوابی و گریه کردن های شبانه و اینک آینده قرار چی بشه و تو این وضعیت اقتصادی چقد فکرم درگیر میشه واقعا از خدا می‌خوام ب مامانا صبر و آرامش و اوضاع خوب اقتصادی بده خیلی سخته همه چیز من قبلاً خیلی ناراحت بودم ک باردار شدم ولی الان عاشقشم اما خب واقعا نگران آینده ام

خوبه دیگه فاصله شون

اون بچه ت هم از شیر گرفتی دیگه

انشالله به سلامت به دنیا بیاد

همبازی میشن بچه هات 😍

توکل برخدا ، خدا کمک میکنه، خیلیا در حسرت بارداری هستن اونم خداخواسته، با پسرت بازی بازی کن،خسته اش کن،بشین یه جا توپ براش بنداز بدو بدو کنه انرژیش تخلیه بشه ،رنگ انگشتی براش بگیر بذار بازی کنه قشنگ ، هزارتا ایده و بازی هست برای این سن که با بازی بهش غذا بدی،اصلا یه ظرف ماست بذار جلوش وقت غذا بذار بخوره بازی کنه کثیف کاری کنه توام وسطش غذا بده بهش

الان بهت بگم خدا بهت قدرت میده به وقتت برکت میده شاید باورت نشه اما من وقتی بار اول مادر شدم به هیچکاریم نمیرسیدم همش کمبود خواب داشتم بار دوم که مادر شدم نه تنها روزی ۴ ساعت میخوابم و سرحالم بلکه به تمام کارام میرسم وقتم اضافه میارم و اینو فقط لطف خدا میدونم الانم بار سوم دارم مادر میشم خدا خواسته و میدونم خودش هوامو داره

مگه پسرت چند سالشه؟

سوال های مرتبط