دیروز بچه پشت پنجره هی نق میزد بردمش پایین.
ی پیرزنه با نوه ش بود.گفتم چند وقتشه گفت ی ماه دیگه دو سالش میشه کفتم ماشالا خداحفظش کنه.
پرسید این چند وقتشه.
گفتم ی سال و نیم.
سریع گفت پس چرا انقدر ریزه مونده بچم.منم گفتم نه بابا کجاش ریز مونده.
امروز دوباره تو گوچه بودن،زل زده بود به خونه ی ما.منم سلام دادم با سر جواب داد.
الان خودخوری میکنم ک چرا سلام دادم.
شما با این آدما چیکار میکنین؟؟
پیر سگ با اون سنش نمیفهمه نباید بچه ها رو مقایسه کنه.
بنظرم نوه ش قدش کوتاه تره از آنا ی من ک یذره تپل تر بنظر میاد... دختر من ریز هم باشه اون گه میخوره جسارت میکنه نظر میده. وقتی قد و وزن استاندارده اصلا ریز و درشت مگه مهمه...
شیطونه میگه غروب اگه تو کوچه بودن منم برم بگم نوه تون گفتین ماه بعد دو سالش میشه...گفت اره..منم بگم پس چرا قد کوتاه مونده بچم...ببینم خوشس میاد... پیر خرفت...قد خودشم کوتاهه چشماشم چپه...منم برم بهش بگم...متنفرم ازش... دلم میخواد بگیرم خفه ش کنم نسلشون منقرض شه...

برای شوهرم تعریف کردم میگه ب حرف گربع سیاهه ک بارون نمیباره میگفتی عوضش دختر من مغزش بزرگه...ولش کن جهنم...

والا نوه ش ی کلمه هم حرف نمید آنا خیلی کلمه میگه..چشم میگفت تو کوچه ب صاب خونم..بپرسی چند تا دوستم داری با دستاش نشون میده میگه ده تا...و خیلی کلمات دیگه...
منم بیام مقاسیه کنم و بگم پس چرا لال مونده بچم....یا اصلا بازی نمیکنه گوشه گیره...آنا با پسر بچه ها توپ بازی میکرد میرفت توپشون رو میگرفت و...
شما با زبون نفهم جماعت چی میکنین؟؟ جواب میدین؟؟
منم غروب برم ی چی بگم دلم خنک شه؟؟

تصویر
۲۴ پاسخ

بابا بیخیال شل کن
همچین چیز خاصی هم نشده عزیزم انقدر حرص میخوری😐

این ی حرف عادیه ک اکثر مامانا میشنون،به علیسانم میگن

بیخیال بابا دختر شل کن
چیزی نگفته که همه میگن این چیزارو
از حساسیتت کم کن دخترت هزار ماشاالله تا بزرگ بشه ممکنه میلیون بار میلیون مدل حرف دور و بر زده بشه تو برای هر کدوم بخوای حرص بخوری و خودخوری کنی که چیزی از اعصابت نمیمونه

اتفاقا باز بهش سلام کن باهاش حرف بزن بگو اخییی چرا بچه حرف نمیزنه؟؟ دکتر بردین؟؟ حرصشو درار نزار رو دلت بمونه اصلا

بیخیال بابا حساس نشو

دقیقا درکت میکنمم
دخترمن ۱۰ ماه داشت
مادربزرگ پیرسگ شوهرم ک اصلا وابدا از اول هیجا نبود و ندیدمش و شاید دفه سوم بود میدیدمش عقد خواهرشوهرم
گف چقدشه گفتم ۱۰ ماه گف وااااااااا این ک ب بچه ۵ ماه میخوره
بچه همسایمون ۶ برابر اینه تپلل مپلل
منو میگی تا یکماه برزخ بودم
بگو حرف نزنین نمیگن لالین اخه پیرسگای زشت

بابا شاید بنده خدا بی منظور گفته چقد بزرگش کردی😐😐😐
منم پسرم لاغره همه فکر میکنن اب نمیدم بخوره

از پیر انتظاری نیست،چون یاد نگرفتن چجوری حرف بزنن،قدیما این طور بوده
بچه میره بیرون هزاران حرف ممکنه از این و اون بشنوه،ما باید با اعتماد به نفس بارشون بیاریم

چقدر عصبی و بد دهن شدید برای یه ریزه گفتن
عجیب بود برام واکنش تون

وااااا جای من باشی چیکار میکنی بیخیال بابااا
دخترم ۲ کیلو بدنیا اومده الانم که ۱۹ ماهشه خییلی ریزست ، هر کی هم میبینه میگه اصلاااا مهم نیست البته که ته دلم دوست داشتم مثل بچه های هم سن و سال خودش بود ولی نیست دیگه چیکار کنم ، مهم سلامتی و هوششه ، که خداروشکر کافیه
انشاله تو آینده هم موفق و سعادتمند باشه مهم نیست قد و هیکل بخدا ، باباش هم میگه انقدر ساپورت روحی و روانی و مادی میکنیم که اصلا هیچ نیازی به هیچ توجهی نداشته باشه ، به امید خدا

اصلا ما ایرانیا عادت داریم به مادر آزاری هرچقدم برسی میگن چرا انقد تپله یا لاغر چرا اینهمه میخوره چرا بهش نمیرسی عادت کردن

بابا روزی بیست بار ب من میگن ، الآنم خودم میگم کوتاهی کردم ک رشد قدیش این ماه نرمال نبوده، خداروشکر برای سلامتیشون،

بابا ول کنا ...

چرا نمیشه فکر میکردم دختر من اینجور کارارو انجام میده آلام که آنا رو دیدم دیگه مطمئن شدم تنها نیست😂😂😂
بیخیال عزیزم مردم دهنشون همیشه بازه

خیلی حساسی حالا بنده خدا سن بالا یه چی گفته
این همه تو ذهنت بارش،کردی بیخیال شو دختر
خودت اذیت نکن
ببین تو همین گهواره یه مادری بچش مریض بود تلویحا برای بجه من آرزوی مریضی کرد
من بش هیجی نگفتم جون میدونم کارما عملش به خودش برمیگرده
بخدا اگر حرفی زده بودم که ناراحتش کرده بودم
فقط گفتم پسر من گاهی تو دستشویی بگم جیش کن جیش میکنه گفت دختر منم بود بعدش اسهال شد سوخت دیگه نگفت
پسر توام اینحوری بشه دیگه نمیگه
ببین خواهر
چه حرفی بدی بهم زد
اینخور آدما نیت بدشون به خودشون برمیگرده
ببین پسر منم زیاد حرف نمیزنه
ولی هم من هم پسرم یه مادر بچه ببینیم اینقدر خوشحال میشیم
خوشمون میاد پسرم میخواد همش ناری بده بچه رو

خودت میگی مقایسه نباید کرد خط به خط این تاپیکت مقایسه بچه ات با بقیه بود😐

یه مشت آدم بیمار ریختن که ذهن مارو درگیر کنن مثل خودشون
بیخیال ایقدر خودخوری نکن خواهر

اووووف یه کتاب حرص خوردی برای یه حرف. اینجوری کنی ک عزیزم خودت از بین میری.
بیخیال بابا.
من اصلا برام مهم نیست این چیزا رو بشنوم یه گوشم در یه گوش دروازه

گلم بچه تون که ماشالا خیلی خوبه . من نگران پسرمم . همش فکر میکنم همقد خودم میشه . نمی‌دونم چیکار کنم پسرم قدش بلند بشه 😭😭. به نظرم باهاش دهن به دهن نشو

ماشاله کجاش ریزه است بعضی ادم ها فقط باید نسلشون منقرض شه منم پسرم نزدیک ۴ ماه و نیمش بود لباس گشاد پوشیده بودم گنم به شکمم میبستم یکی از اشناها منو تا دید کلی تیکه بارم کرد که یکی دیکه تو شکمت داریو پسرت چرا سینه خیز نمیره فقط غلت میزنه یچه های من ۹ ماهگی راه رفتن و اینا الان نوه اش به دنیا اومده ۹ ماهشه هنوز نمیشینه و کلی تاخیر حرکتی داره واقعا ناراحت شدم اما نمیفهمن این حرفا کارما داره

ی مامانه هم دیروز تو پارک همین حرفو به من زد که چقدر ریزه دخترت فکر کردم تازه یکسالش شده
جوون بودآ دختر خودشم سه ماه از آوینا بزرگتر بود حالا شما از ی پیرزن انتظار داری 🥴 اتفاقا من از پیرا ناراحت نمیشم از هم سن های خودم بیشتر ناراحت میشم

اووووو خواهر تو سر هیچی بخوای اینجوری حرص بخوری مو رو کلت نمیمونه انقدر ب من میگن چرا ریزه چرا میخوابه چرا اون مدلی راه میره چرا کج چرا راسته من فقط گوش میدم یوقتا ک یکی زیاد بگه میگم دکترش ک میگه خوبه همه چیش وسلام ولکنا مغزتو درگیر چرندیات نکن

با پسر منم میگن دیگه ژنتیک و …هست همش،یکی‌پدر مادرش هیکلی هستن یکی نه ،ربطی به بچه نداره ،

آخ که من به این چاره ی بیچاره دچارم هرروز😐

منم وقتی کسی حرفی میزنه خیلی ناراحت میشم ولی اهل تلافی و اینا نیستم میریزم تو خودم

سوال های مرتبط

مامان علی اصغر مامان علی اصغر ۲ سالگی
پسرم می‌ره کوچه. فوتبال بازی میکنن یعنی کوچه ما هفت هشت نفر پسر هستن سه نفرم از اون یکی کوچه میان بازی در واقع من دوست ندارم پسرم با اونایی که از کوچه دیگه میان بازی کنه اونا ده یازده سالشونه پسرم تازه رفته نه سالگی هر چقدرم میگم نرو با اونا بازی نکن میگه میرم باباشم میگه تو گیر نده گیرمیدی بچه بدتر می‌کنه خودشم چیزی نمیگه منم دیروز قهر کردم گفتم اگه این بچه بچه ی منه باید حرف منو گوش کنه اگه نه منم میرم خونه بابام شوهرم پسرم و دعوا کرد گفت دیگه نرو منم نمیزاشت برم خلاصه سرشون گرم شد رفتم خونه ابجیم بعدا با داداشم اینا برم خونه بابام مامانم هم خونه داداشم بود رفتم اونجا برعکس همه فهمیدن دعوام کردن گفتن ما خونه نمیزاریمت😂بچه تو ول کردی بلاخره بچه باید بازی کنه حالا شما جای من چیکار میکنید یعنی من حساسم روبچه ام با هاشون قهر بودم دیروز تولدمم بود شب زود خوابیدم دیدم در گوش هم پیچ پیچ میکنن نگو همسرم به پسرم میگه به خاله اینا زنگ بزن بیان کیک اینا خریده بودن که منو خر کنن
مامان فندوق مامان فندوق ۲ سالگی
خانوم ها کمک واقعا دیگه کم اوردم شما بگین من چیکار کنم امروز پدرشوهرم اومد دخترمو برد خونشون که نزدیک همیم تو ی کوچه بعد نیم ساعت اومد که آره چرا به بچه غذا نمیدی خونه ما اومد گشنه بود ی کیک گرفتم همیچن خورد من گریه ام گرفت چرا به بچه غذا نمیدی گشنه میزاریش چون غذا نمیدی بهش نمیرسی لاغر مونده بده بخوره از این حرفا منم اصلا شوکه شدم یعنی چی این حرفا گفتم من به بچم خوراکی نمیدم چون خیلی بد غذاس اگه خوراکی بخوره غروب دیگه شام نمیخوره گفتم خودم خوراکی نمیدم که شام بدم بخوره من امیشه سر غذا خوردن دخترم انقدر حرص میخورم بعد شوارمو صدا کردم گفتم بیا ببین بابات میگه به نفس غذا نمیدم گشنه نگهش میدارم شوهر اکمد گفت این چه حرفیه میزنی مگه میشه ادم به بچه خودش غذا نده از این حرفا منم گریم گرفت گریه کردم کلی شوهزم گفت ولش کن اهمیت نده من میدونم تو چقدر رو بچه حساسی ولی من دلم بدجوری از دستش شکست واقعا نمیدونم چطور به خودش اجازه میده همچین چیزی بگه مگه میشه ی مادر بچشو گشنه نگه داره اخه شب هم داشتیم از هیت میومدیم مادر شوهرم صدای دخترمو که شنید درو باز کرد ی کلوچه دستش بود به دخترم گفت بیا بهت قاقا بدم گشنه نمونی منم اصلا اهمیت ندادم رفتم تو خونه شما بگید من چی بگم به اینا