غصه بدغذایی شوهرم کم بود، پسرم هم اضافه شد؛  واقعا دلم می خواد بشینم یه دل سیر گریه کنم، پسرم فقط شیر می خوره انواع غذا و انواع بافت رو در طول روز امتحان می کنم و نهایت یه قاشق چای خوری می خوره و لقمه بعدی رو مدت ها تو دهنش نگه میداره و در نهایت میریزه بیرون؛ فقط شیرخشک می خوره یکسال به بعد اولویت اصلی غذاست نمیدونم چیکار کنم😞
واقعا نگرانم از این بابت که نکنه غذا خوردن هم ژنتیکی باشه و پسرم مثل باباش باشه🥲

شوهرم حبوبات اصلا نمیخوره، یعنی آش و سوپ و قرمه و قیمه،عدس پلو و ماش پلو و عدسی و اینا رو اصلا نمی خوره
ماکارانی و پیتزا و همبر و فست فود اصلا نمیخوره
کباب گوشت و. جگر و کله پاچه و اینام هیچی
برنج فقط شوید و برنج ساده
ماهی
خوراک مرغ و. کباب مرغ
و خورشت گوشت اونم با رب فقط و در صورتی که گوشت خیلی له و. نرم باشه
شامی که نود درصدش سیب زمینی باشه
گاهی ته چین و گاهی فسنجون
همین.
تازه همشم گلایه می کنه که من غذای تکراری درست می کنم😀

وقتی بچه نداشتیم هم وقت داشتم هم حوصله در کنار غذای اون غذای مورد علاقه خودمو هم درست می کردم که من همه چیز می خورم
اما الان نمیرسم و واقعا خسته شدم از این شرایط
پسرمم که هیچی نمیخوره دیگه حالم خیلی بد میشه
می خوام فقط بشینم و یه دل سیر گریه کنمــــــــــ😞


پوشک شیرخشک و ابنا

تصویر
۹ پاسخ

واااای چقدر سخت پس چی میخوره شوهرت خدا صبرت بده اینجوری خیلی محدود میشه غذا خوردنت

وای مگه میشه انقدر بد غذا، خدا بهت صبر بده من بودم میذاشتم جلوش بایددد میخورد وگرنه گرسنه میموند😆

چقد سخت
همسر من هم یه سری بدغذایی ها داشت اول ازدواج ولی حالا بهتر شده،شاید هم من انقد غذاهایی که دوست نداره درست نکردم که دیگه برام عادی شده .. همسر من فقط برنج سفید میخوره ، ینی لوبیاپلو باقالی پلو عدس پلو شوید پلو استانبولی .... هیچیی هیچی نمیخوره فقط برنج سفید
اوایل بادمجون نمیخورد حالا میخوره ، غذاهای مرغی حتما حتما اول باید چند بار ابجوش بریزم و بشورم که بوی مرغ نده غذا .. گوشتها کاااملا باید پخته و نرم بشن و تو دهن اب شه ...
نمیدونم خلاصه هزارتا ایراد
اما پسرم اینجور نیست ، ینی ندیدم بهونه نوع غذارو داشته باشه، ینی اگ اشتها نداشته باشه هیچی نمیخوره اگه اشتها داشته باشه هم هرچی باشه میخوره، البته اگ چیزی که دوست داشته باشه داشته باشیم ،هی تند تند میگه می (غذارو میگه) و تند تند میخوره
ینی میخوام بگم شاید هم پسرتون توو دوران بی اشتهاییش باشه ، یا کلا کم خوراکه .. ولی بمعنی بد غذا بودنش نیس .. شما الان فقط سعی کنید هله هوله و شیرینیجات بش ندین ... و بقیه چیزارو حتی شده خیلی کم بش بدین تا ذائقش عادت کنه

خدا صبرت بده خواهر
تلاشت رو بکن
ان شاالله پسرت خوش خوراک میشه

شوهر منم بد غذاس متاسفانه خیلی بد اینجوری
حالا آبگوشت و دوس داره بچه ها زیاد دوس ندارن بازم باید دو تا غذا درس کنم اعصاب نمی مونه

عزیزم دخترمن مرغو ازدهنش درمیاره بیرون ولی وقتی مرغو چرخ میکنم مثل کباب تابه ای میپزم باچه لذتی میخوره

من و شوهرم همه چی میخوریم کلا خوش اشتهاییم دخترمون ولی هیچی دوس نداره حتی همون شیرخشکم دوس نداره. اصلا انگار گشنه ش نمیشه. ربطی نداره به ژنتیک ولی خب صددرصد دراینده متوجه بدغذایی باباش میشه و ممکنه الگو بگیره

خدا بهت صبر بده خیلی بده اینجوری که شوهرت خیلی چیزا رو نمیخوره
ببین دختر منم غذا نمی‌خورد الان گاهی اوقات با دست بهش غذا میدم میخوره خیلی سرگرمش میکنما با تلویزیون با آهنگ با هر چی که بگی سرشو گرم میکنم گولش میزنم میخوره وقتی میبینم میخواد تف کنه بیرون دست میزنم براش می‌رقصم مسخره بازی درمیارم تا یادش بره بعد قورتش میده 😅
خلاصه خیلی مکافات میکشم تا غذا بخوره
قید تمیزی خونه هم زدم 🥴

چقدر سخت...
یادمه خاله منم بچه‌هاش کوچیک بودن گاهی دو سه مدل غذا درست میکرد چون هرکدوم یه سازی میزدن

سوال های مرتبط

مامان زندگیم مامان زندگیم ۲ سالگی
خدایا من واقعا نمی دونم چیکار کنم
شوهرم خیلی آزار روحی روانی میده بهم
مثلا امشب بهم می گه فردا می خوام یه کاری رو برم
منم گفتم نمی خواد بری
بعد بلند بلند حرف میزنه نمی گه بچه خوابه خودم هم چشمام خسته بود
دوباره می گه درست بگو برم یت نرم
بعد من می گم نه نمی خواد بری
دوباره می پرسه
بخدا خیلی روحی روانی داغونم کرده
به شدت دارم کم میارم خیلی سخته با همچین مردایی زندگی گردن
اصلا آدم خوبی نیست
بخدا نمی دونم باهاش چیکار کنم
حتی مس خواستم به خانوادم بگم که خیلی اذیتم می کنه تو خونه
اما گفتم خانوادم که اصلا طلاق رو قبول نمی کنن
پسرم هم گفته داره خیلی کوچولوئه تازه پسرم تشنج های بدون تب داره
باید سرساعت دارو بخوره و همه چیش به موقع باشه
باهمه وجود ایم مرد هم به شدت منو اذیت می کنه
هر کاری بهش می گم انجام نمیده
مثلا خودش شام می خوره
پسرم هم دائم گریه می کنه نمیزاره من غذا بخورم
همیشه ناهار و شام من نمی تونم بخورم
چون شوهرم خودش غذاشو می خوره میره
دیگه حتی برای چند دقیقه بچه رو نگه نمی داره
واقعا این حجم از بی رحمتش تو خونه رو نمی دونم چیکار کنم
بدگویی منو خانوادم رو میره به پدرومادر می کنه
منو پیش خانوادش بی نهایت بد می کنه
واقعا من چیکار کنم تو رو خدا بگید😭😭😭😭😭
مامان نینی مامان نینی ۱۷ ماهگی
چند وقتیه که با دختری کلی به مشکل می خوریم سر همه چی...
بیرون که می ریم غذا نمی خوره کلا اعتصابه مگر اینکه بغلش کنم راه برم و همون حین بهش غذا بدم که اصلا دوست ندارم اینجوری ولی از طرفی ام اگر غذا نخوره بد اخلاقی می کنه...
اگر بهش توجه نکنم یا به حرفش گوش ندم شروع می کنه به داد و اگر بازم توجه نکنم خودشو می زنه 😭
به همه چیز و همه کس کار داره ما طبقه‌ی اولیم و صدای باز و بسته شدن در پارکینگ یکم میاد بالا هربار جیغ و گریه واسه باباش که هنوز نیومده...
قبلا تاتی می کرد دستش رو می گرفتم با کمک راه می رفت اما الان اصلا علاقه نداره ...
اگر از کنارش بلند شم و برم به کارام برسم باز گریه و نق نق و کتک کاری توقع داره کلا پیشش باشم
خوابشم به شدت کم شده فقط خواب شبش که اونم ۹ تا ۱۰ ساعته
بقیه روز شااااید یه بار اندازه ی یه ربع بخوابه
هر کی می بینتم می گه چقدر صورت لاغر شده خودت چقدر آب شدی...به خصوص خانواده همسر که بعد از سفر سه روزه ای که رفتیم شمال دلیلش رو فهمیدن و الان فقط درک می کنن شکر خدا و هیچی نمی گن
تازه اینکه هربار خودش باید لباس هاش رو انتخاب کنه به کنار 😭😭
ینی از آینده ی این بچه می ترسم ...بدم می ترسم