پسر من اینجوری بود یه مدت کمتر می رفتم خونه مامانم وقتی هم میرفتم اگه موقع برگشت گریه راه میانداخت بهش میگفتم شب که ماه و ستاره توی آسمون میاد دیگه هرکسی باید خونه یا خودش بخوابه بعد میگفتم فرشته ی مهربون توی خونمون مثلا زیر بالشتت یا توی کمدت چیزی گذاشته اگه بریم خونه میتونی پیداش کنی و یا شوهرم هماهنگ میکردم خوراکی چیزی بزاره تا برسیم خونه یا بهش قول میدادم اگه گریه نکنی فردا باز میایم یا میریم پارک و ...و سر قولم هم میموندم دیگه کم کم از سرش افتاد
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.