شیر خشک
نوزاد
تغذیه

تصویر
۱ پاسخ

پسر‌ من اینجوری بود یه مدت کمتر می رفتم خونه مامانم وقتی هم میرفتم اگه موقع برگشت گریه راه می‌انداخت بهش میگفتم شب که ماه و ستاره توی آسمون میاد دیگه هرکسی باید خونه یا خودش بخوابه بعد میگفتم فرشته ی مهربون توی خونمون مثلا زیر بالشتت یا توی کمدت چیزی گذاشته اگه بریم خونه میتونی پیداش کنی و یا شوهرم هماهنگ میکردم خوراکی چیزی بزاره تا برسیم خونه یا بهش قول میدادم اگه گریه نکنی فردا باز میایم یا میریم پارک و ...و سر قولم هم می‌موندم دیگه کم کم از سرش افتاد

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۴ سالگی
مامان فندقک مامان فندقک ۴ سالگی
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۴ سالگی
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۴ سالگی
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۴ سالگی
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۴ سالگی
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۴ سالگی