پدرشوهرومادرشوهرمنم میگفتن تازنده ایم حیاط مشترک چون همین یدونه پسریدونه دختر دارن وقتی دیدن زندگی پسرشون داره ازهم میپاشه مجبورشدم حیاط وجداکنن الان پدرشوهرومادرشوهرم سمت من اینوردیوارن خواهرشوهرم اونوردیوار راحت شدم بخدا الان معنی زندگی میفهمم چیه
وای من اتفاقاهمین مشکلوباخواهرشوهرم داشتم یباردعوای درست کردم رفتم درخونشون به بارشوهرشوخودش بستم البته قبل ازاونم یبار خواهرش به خواهرم بی حرمتی کرد ولی این سری تیروخلاص وزدم همسرمومجبورم کردم حیاطوازخواهرش جداکنه ازامروزکارهاشو انجام داریم میدیم باخواهرشوهرم قطع ارتباط کردم چون باخوبی حیاطوهمسرم جدانکردآخرم بحث پیش اومدبادعواجداکردم
بنظرم بچه ها رو سرگرم کنید باهم بازی کنند بعد ها براشون خاطر خوش میش
همه چی بستگی ب شما بزرگترها دار ک چ جوری مدیریت کنید
هرروز ببر پارک یا خونه خاهر مادر
که وقت نمونه بره پیششون
نه نمی زنن چون مادر شوهرم هم هست میگن تا زنده هستن حیات مشترکه
حیاط نمیشه دیوار بزنی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.