رفتم برای زایمان یادم رفته بود شورت بزارم برای خودم گفتم برو از خونه شورت برام بیار رفته بود شرت لباس خوابمو آورده بود شرت لامبادا جلوش توری پشتش یک نخ تازه طلبکار هم بود
من تازه زایمان کرده بودم خیلی درد داشتم میخواستم دخترمو شیر بدم با گریه گفتم گفتم وای محمد کمکم کنه نفس شیر بدم بجای اینکه بچه رو نزدیک من کنه سینه مو ک خیلی بزرگ شده بود دو دستی گرفته بود میکشید ببره سمت بچه 😐🤦♀️😅
خنده دار ترین چیز برام اینه سر هر دو بارداریم علائم شوهرم بیشتر از منه😂😂🙁تا بگم کمرم درده میگه منمممم دقیقااا
تا میگم شکمم درد میکه ن من الان سرم درده
تا بگم گشنمه میگه خبببب یچی بخور🙁😂😂
ینیییی انقد علائم داره تا صبح باید بگم بخندین اونوقت من باید نازشم بکشم ک خستس یا سرش درده 😒
من تو اوج حالت تهوع هام که خیلی بالا میآوردم یه سطل و کیسه دستم بود تو راهرو ورودی خونه داشتم بالا میاوردم اومد بالای سرم گفت آخه این چه کاری بود سرخودت در اوردی😐🤣
قیافه من🙁😦
قیافه بچه تو شکمم😮😲
من ده روز زودتر کیسه آبم پاره شد
صبح زود بیدار شدم داشتم آماده برم سرکار دیدم کیسه آبم پاره شده صدای شوهرم زدم بیدارش کردم خودم رفتم حمام اومد بیرون آرایش کردم آماده شدم
شوهرم کم مونده بود گریه کنه پرونده پزشکی من زیر بغلش دم در ایستاده بود میگفت بیا ترخدا بچم افتاد تو خشکی ول کن پشماتو😂
بعد زایمانم بجای موز و میوها های مقوی برام سیب گلاب اورده بود با حلیم ک طبعش سرده وااایییی یادم افتاد مخم سوت کشید
من کیسه آبم 32 هفته نصفه شب پاره میخواستیم بریم بیمارستان بهش گفتم مدارک و کارت های بانکی رو بردار لباساتو بپوش بریم لباس جلوی چشمش بود از بس هول کرده بود نمیدید مونده بودم بخندم یا گریه کنم من اونو آروم میکردم عجب شبی بود فقط
زایمان کرده بودم با شکم پاره رو تخت بیمارستان افتاده بودم اقا داشت وقت ملاقات دربی نگاه میکرد بعد که اومدم خونه چنان شستمش که نگم پرو پررو میگفت بد روزی زایمان کردی خب حساس بود😂اه یادم افتاد اعصابم خرد شد فردا دهنش سرویسه
من تو خونه راه میرفتم سختم بود باز باز راه میرفتم شبیه پنگوعن اونم ادای منو در میاورد انقد حرصم میداد
بعد تو بیمارستان اسم و فامیلیمو فراموش کرده بود تا الان میزنم تو سرش😂
من بیمارستان بستری بودم بعد قرار بود آژمایش ادرار ۲۴ ساعته بگیرن
اشتهام کامل کور بود
پرستار گفت که بگو از خونه برات چای بیارن
زنگ زدم فلاکس چای بیار
گفت تازه ذغال گذاشتم قلیون بکشم حالا نمیشه چایی نخوری
منم قاطی کردم گفتم پس دبه رو چحوری تا فرداتحویل بدم من
من ۳۶هفته بودم دردم گرف نصف شب حالا هر چی میگم درد دارم چون خوابش میومد میگف بخواب چیزی نیس ماه درده😐😐اینقد حرصم گرفته بود یع جیغ بلند کشیدم فوحشش میدادم😂
من وقتی بیبی چکم مثبت شد،نشون شوهرم دادم و هیچی نگفتم،با ناراحتی روشو کرد اونور،گفتم چرا خوشحال نشدی بیبی چک مثبت شد؟گفت کو که مثبته ؟ منتظر بود علامت + ببینه 😂😂😂
وقتی دو تا - دیده بود فکر کرده بود منفیه 😂😀
رفتم برا زایمان طبیعی داخل بلوک ،زنگ زدم اینجا میگن برام آبمیوه خرما بیاری خوراکی اینا ،دیدم چیپس پفک لواشک هم گرفته بود ،باردار هم شدم با جاری با هم بودیم بی بی چک نشون دادم میگفت اینکه الکی رفتی از فلانی قرض کردی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.