۱۳ پاسخ

هر دفعه ی ذره کوچیک قیچیش میکردم تا چند روز همونطور میمکید طی یک هفته این کار کردم دگه روز اخر کلا قیچیش کردم گذاشت دهنش دید نمیتونه بخوره خواست گریه کنه منم باهاش همدردی کردم وای چرا اینطور شده ای بابا حالا چکار کنیم بعد از خیال درش میکردم مثلا آدامس بدون شکر میدادمش
دو سه روز بی قراری کرد و دگه کلا یادش رفت
البته از پارسال ک از پستونک گرفتم دگه ظهرا نخوابید😑

به نظرم یه چیز بزن تلخ بشه دیگه نخوره

لایک کن منم ببینم درگیرشم دیونه شدم

موقع خواب هم میگفتم دستای منو بگیر بخواب کم کم از سرش افتاد دو روز اول سخت بود

منم سر پستونک و با چاقو پاره کردم خورد چندبار دید هوا میکشه خوشش نیومد البته قایمش نکرد تا چند روز بود و هر وقت میخواست بهش میدادمش بعد که خودش میلش نکشید جمعش کردم

من لاک تلخ گرفتم زدم گفتم خراب شده انقد تلخ بود نخوردن ول کردن شبی یبار بیدار میشد اب دادم پستونک دادم گفتم خرابه تو خواب میدید تلخه تف میکرد ول میکرد

منم مشکلم مثل شماست موندم چیکار کنم

سر پستونک رو زیگ زاگی قیچی زدم
گفتم خراب شده از بس زیاد خوردی

من بریدم حالش بهم خوردسمتش نرفت

مال من ۳ تا بچه هام میخوردن براشون مسواک گرفتم گفتم دیگه بزرگ شدید باید مسواک بزنید و پستونک دندون هاتون رو خراب می‌کنه ۳ تاشون رفتن پستونک رو انداختن تو آشغالی ظهر موقع خواب ۳ تاش گریه کردن گفتن می‌خوایم گفتم خودتون انداختند اشغالی چون دندونتون رو خراب میکرد یه دو سه روز بهونه گرفتن دیگه تموم شد

تلخک 😮‍💨😮‍💨

پسر منم همین جوری بود کلا بلد نبود بدون‌پستونک بخوابه سر پستونک قیچی کردم گذاشتم توی اتاق رفت برداره گفت خراب شده گفتم آره گفته میخوام برم پیش مامانم باز امتحان کرد دید نمیتونه بخوره ولش کرد چند روز همونجا بود شبا میگفت بده میدادم نمیتونست بخوره کلا گذاشت کنار بعد با هم بردیم انداختیم سطل زباله

دختر من خیلی وابسته بود بدون پستونکش نمیخوابید یکسره میخورد یبار دیگه خیلی عصبیم کرده بود ازش گرفتم یکساعت تمام گریه کرد (البته بگم همه راهی رو امتحان کردم و چاره دیگه ای نداشتم )خوابش برد وقتی بیدار شد چندباری یادش کرد گفتم لولو برده وخداروشکر دیگه بیخیالش شد الان یکساله که گرفتم ازش

سوال های مرتبط