شوهرم چن روزه ما رو گذاشته خونه بابام اینا خودش رفته خونه خودمون کار داشته بره سرکار بخدا این چن روزه اگر سپهر یاد باباش افتاده باشه بهش میگم بیا زنگ بزنم با بابا حرف بزن میگه بابا نه 🤦‍♀️ درصورتی که وقتی خونه خودمون بودیم دائم چسبیده بود به باباش شوهرمم میگفت منو بیشتر از تو دوست داره اما الان میفهمم با اینکه بچه اموهر روز می‌بردم پارک و بیرون اما باز حوصله اش سر میرفت و نیاز به تنوع داشت واسه همین پیله می‌کرد به باباش که ببره بیرون و با ماشین دور بزنه از وقتی اومدم خونه بابام اینا اینقدر اینجا سرش گرمه که یادی دیگه از باباش نمیکنه حتی اسمش هم نمیاره که بگم یهو یادش افتاده 🤭
پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مولفیکس بی بی گهواره بچه زایمان سونو سونو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس

تصویر
۳ پاسخ

بچه ها مثل خودمونن دیگه نیازی به تنوع دارن

عزیزم برا سپهر چ کتابایی خریدی و خوب بوده؟؟

بچه منم همینجوریه تا وقتی شوهرمو ببینه چسبیده بهش ولی من یک ماه خونه مامانم بودم اصلا نگفت کیه این بابام 😂 فقط هرازگاهی میگفت کجاست منم میگفتم سرکار و قضیه تموم میشد

سوال های مرتبط