۴ پاسخ

یک هفته ولی عقب نکش که بخوای دپباره بهش بدی

خوب ممشوبده زوده ازش میخوای بگیری
دخترمنم الان یک ماهه مدام ممشو میخواد قبلا فقط موقع خواب اونم وقتی مشت میشد ازدهنش می افتاد ولی الان همش ممه میگه

اون بچه قانع نشده فقط اداشو درمیاره🤣پسر من تصور کنه چوچوشو نی نی هاپو داره میخوره خونه رو میریزه رو سرمون🤣🤦🏻‍♀️

خواهر بچه من الان ۲۰ روره عادت نکرده

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۱ سالگی
سلام مامانای گل
دیشب که پیشنهاد دادید سر پستونک و قیچی کردم ولی رادین تا صبح خورد ولش نکرد البته ساعت ۱ ظهر بیدار شد بلند شد هنوز دهنش بود بازم یخوردع دیگ قیچیش کردم دادم دستش هعی فکر میکرد پستونک و برعکس داره میخوره هعی میچرخوند (ارتودنسی) بهش گفتم رادینم پستونکت خراب شده نگاش کرد گفتم ببرش بندازش آشغالی مامان برد انداخت تو سطل اومد
غروبی یه بار گفت ممه باباش گفت پسرم انداختی آشغالی دیگ ممه نداریم ساعت ۱۲ گفت ممه مشغولش کردیم بازی کردیم تا الان بهش با شیشه شیر دادم گفت ممه گفتم نداریم انداختیم بیرون بعد آروم چشماشو بست و خوابش برد
واقعا اون همه ترس و استرس داشتم ولی همه چی خوب رفت
از دیروز صبحم آقا رادین شیر نمیخوره فقط شبا موقع خواب خداروشکر ۶غذاشم خوب شد همه وعده های غذایی و کامل میخوره +میان وعده
الان دو روزه که رادین شب موقع خواب ۱۵۰سی‌سی شیر میخوره
از امروز صبحم دیگ پستونک نخورده
با اینکه دوتاشم پشت سرهم شد ولی بچم خیلی قشنگ همکاری کرد 🥹 و مادری که با بغض عذاب وجدان داره 🥲
مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
میدونم زیاده ولی مبارزه شاید برا تویی که میخای وابستگی شیرتو از بچت بگیری و بخونی 😊😊😊😊
مامانا طبق چند تا تاپیک قبلی که گفتم میخام وعده ای کنم شیر خوردن بچمو حالا بعد از چهار روز میام براتون تجربه مو میگم حالا شاید یه سری ها بگن چرا اینکارو کردی و اینا ولی من کردم دیگه خداروشکر تا الآنم جواب گرفتم گوش شیطون کر
خب حالا بگم ....
من روز اول گفتم بهش چسب زدم سینمو از اونجایی که فقط با یکیش شیر میخورد همین یه دونه رو چسب زدم
روز اول :صبح که خواب بود شیرش دادم توخواب دیگه بیدار شد صبحونه دادمش تا ناهار کلی باهام کلنجار رفتم بماند که صبحونه به زور میخوره کلا ولی من میدم بهش حالا هر چندتا لقمه بخاد بخوره هیچی هی مدام میومد لباسمو میداد پایین که شیر میخام و اینا منم بهش گفتم ممه مریض شده یخ دفه بغض کرد و منم باهاش گریه م گرفت ولی چاره نبود باید از پسش برمیومدم همینجوری رو پاک با چشم گریون خوابش برد بچم 🥲🥲ناهار که خورد یواشکی چسب رو برداشتم بهش گفتم ممه خوب شد یه ذوقی کرد و خندید که دلم ریشه می‌رفت براش دیگه دوباره یواشکی چسب زدم گرفت بدون ممه خوابید دیگه ندادم بهش و همیجور این روند گیر دادن و چسبیدن بهم ادامه داشت حتی تو ماشین میگفتم مامان ممه مریضه بیخیال میشد تا شام که بهش دادم موقع خوابش که شد شیر رو بهش میدادم و حتی تو شب
الان همین کارو تا امروز که چهار مین روزه انجام دادم و فقط سر وعده هایش گریه می‌کنه چون نمیخام فعلا ازش شیرو بگیرم گفتم بزار وابستگیش گم بشه که خدارو شکر کم شد و همین الآنم بدون شیر رو پام خوابید 😊 به نظرم روش خوبیه و اینم بگم تا خودم نگم مامان ممه میخای ممه خوب شد مریضیش نمیاد سمتم مگه گشنه باشه واقعا که اگه ببینه چسب زدم دیگه نمیاد 😊😊😊
مامان برکه مامان برکه ۲ سالگی
اصلاحیه تاپیک قبلی بزرگترین چالش برام گرفتن پستونک برکه بود
چهارمین روزه پستونک نمیخوره
و بازم خدارو شکر میکنم که کمکم کرد مثه شیر شبش که حدود یکسالگی قطعش کردم
از تجربه‌ام بگم برکه کل شبانه روز باید پستونکش رو دهنش بود به عروسک و پستونک بدجور وابسته. شنبه صبح از خواب بیدار شد صبحونه خورد بعدش پستونک گذاشت رو دهانش.بهش گفتم برکه ممه خوب نیست دیگه اخ شده گفت نه گریه کرد .گرفتم یکم نمک روش ریختم بدون اینکه برکه ببینه .گفت وااا اوووو گفتم دیدی برکه چقدر بد شده اه اه .یه لحظه به زبونش زد بدش اومد گذاشتم رو میز .هی نگاه می‌کرد. بعد گفتم ممه دیگه خوب نیست فقط نی نی عروسک خوبه . گفت نه آبه یعنی آب بزن تمیز کن زیر شیر آب،الکی گرفتم زیر آب گفتم تمیز نمیشه .روز اول جلوی چشمش بود کاملا ولی اصلا دست نمیزد فقط چندبار گفت ممه . حواسشو پرت میکردم .فردایی برداشتم از جلوی چشمش بیدار شد رفت سمت میز نیست گریه کرد دوباره گذاشتم سرجاش گفتم تلخ گفت تلخ. گفتم حواسشو پرت کنم بعد دوباره قایم کنم. بردم بیرونش بهش بستنی دادم و یکبار هم اسم پستونک نیاورد و من خوشحالترینم . اخرشب باز گفت کجاست گفتم ممه دیگه تلخ بود انداختم اشغالی برد خداروشکر قبول کرد .الان یکی دوبار شاید بگه اونم میگم مامان تلخه میگه تلخ تلخ میخنده
و موقع خواب دیگه کلا فراموشش کرده. همیشه فک میکردم برکه تا چندسالگی پستونک باید بخوره از بس وابسته .حتی تو دستشویی هم باید میاورد .فک نمیکردم بانمک به این راحتی فراموش شه 🤭🤭🤭
خلاصه اینم تجربه من برای گرفتن پستونک که برام کابوس شده بود
ادامه پایین