۱۷ پاسخ

حالا ما از درخونه که میایم بیرون رو ب رومون پشت بوم مغازه امون هستش چون خونه ام یه طبقه حساب میشه
ولی چون ب حیاط و ب پشت بوم مغازه باز میشه از دخترم خیلی میترسم،تو حیاط بالا بودیم هی دخترم می رفت و میومد یه لحظه دیدم لب پشت بومه چون هنوز ن دیوار کردیم ن حفاظ قلبم اومد دهنم ،اروم اروم صداش کردم نری جلو مامان نری
می افتی بعد اومد عقب داد زدم
برگشته ریلکس میگه حواسم هس ،دارم تف می کنم☹️☹️😭یعنی مردم بنظرم رنگم اینا پریده بود پسرم دویید گرفت

ما میریم خونه بابام در حیاط رو قفل میکنم میگم شاید یوقت به هوای ببعی های همسایه بزنه بیرون خطرناکه

خدا رو شکر پیدا میشن

وای قلبم منم اومد تو دهنم خدا رحم کرده منم یه بار این بلا سرم اومد مردمو زنده شدم دیدم در بازه رفته در خونه همسایه

خدارو شکر به خیر گذشت

وای خدا خیلی بهت رحم کرده.تصورش هم وحشتناک هست.شوهر من اگر بود ومیفهمید سر من رو میذاشت رو سینه ام.خداروشکر به خیر گذشت

تصورش وحشتناکهههه😑🥺خدا نخاد برا کسی واییی

یا خدااااااا تصورشم وحشتناکه

وای یا ابلفضضضضضض

خداروشکر به خیر گذشت گلم

خدایاااا
چقدر وحشتناک بوده برات
من فکرشم مو به تنم سیخ کرد

وای فکرشم وحشتناکه خداروشکر به خیر گذشت

وای اون لحظه من میدونم چی کشیدی منم چند هفته پیش این اتفاق واسم افتاد با این فرق که ما رفتیم با دوستامون شام بیرون فرهاد داشت با پسر دوستمون بازی می‌کرد من فکر کردم همسرم مواظبشه پسر دوستمون با باباش می‌رن تا چندتا مغازه اونورتر فرهاد پشت سرشون میره تو یک مغازه دیگ من در حد ۲ دقیقه ازش بی خبر تا پیداش کردیم شاید یک دقیقه نشد ولی وای از اون لحظه که دیدیم دورمون نیست 😭😭😭😭😭😭😭😭😭

خونه پدر منم اینجوریه مجبوریم درحیاط رو کلید میکنیم تا نره . واسه ما خیابونه درو باز میکنه میدوا وسط خیابون اینجا ام کلا ماشین ها باسرعت رد میشن دیگه قفل میکنیم هممون کلید داریم

وای خدا چه استرسی😢خداروشکر پیدا شد

خداروشکر ب خیر گذشت
من در حیاط رو قفل میکنم چون دستش میرسه باز میکنه

وای عزیزم درو قفل کن

سوال های مرتبط

مامان پاشا مامان پاشا ۲ سالگی
گفت ساعت ۱ تا ۳ برو خونه فقط بخواب بعدش سرومت رو باز میکنی و از پله بالا پایین میکنی حداقل ۲ سانتم باز بشی خوبه با میله بچه رو میکشیم بیرون .با وجود اینکه ترس و استرس داشتم رفتم خونه یه سوپ خوردم و خوابیدم ساعت یک رب به ۳ بود از درد زیر شکمم بیدار شدم به شوهرم گفتم حالا من از کجا پله بالا پایین کنم یهو دستشوییم گرفت گفتم بذار برم سرویس و بیام بعد بریم یه جا پله پیدا کنیم رفتم نشستم یهو دیدم یه چیزی از واژنم داره میاد دیگه ار رو سنگ اومدم کنار و دیدم دوتا پای بچه اومد بیرون سریع به شوهرم گفتم زنگ بزنه به دکتر و منم پوشک گذاشتم و رفتم بیرون دکتر گفت سریع بیا مطب و اونجا بچه خودش بیرون اومد فقط یکم جفت دردم گفت برای خارج کردنش ولی قابل تحمل بود .خداروشکر میکنم به خیر گذشت و با زایمان اومد بیرون و نخواستم کورتاژ کنم .من با وجود اینکه از زایمان طبیعی همیشه میترسیدم و زایمان اولمم سزارین انتخابی بود اگر برگردم عقب زایمان طبیعی رو انتخاب میکنم .درداش مثل درد پریودی هست شایدم کمتر فقط ترس داره ولی درد نداره
برای همه مامانا دعا میکنم که همه بچه های سالم داشته باشن و بارداری های عالی بگذرونن و بچه هاشونم سالم بغل بگیرن .و همه هم نمیتونن از قرص استفاده کنن شاید یکی مثل من دهانه رحمش ضخیم باشه و با قرص باز نشه .دکتر میگفت دهانه رحمت مثل دهانه رحم به دختر ۱۴ ساله هست