گفت ساعت ۱ تا ۳ برو خونه فقط بخواب بعدش سرومت رو باز میکنی و از پله بالا پایین میکنی حداقل ۲ سانتم باز بشی خوبه با میله بچه رو میکشیم بیرون .با وجود اینکه ترس و استرس داشتم رفتم خونه یه سوپ خوردم و خوابیدم ساعت یک رب به ۳ بود از درد زیر شکمم بیدار شدم به شوهرم گفتم حالا من از کجا پله بالا پایین کنم یهو دستشوییم گرفت گفتم بذار برم سرویس و بیام بعد بریم یه جا پله پیدا کنیم رفتم نشستم یهو دیدم یه چیزی از واژنم داره میاد دیگه ار رو سنگ اومدم کنار و دیدم دوتا پای بچه اومد بیرون سریع به شوهرم گفتم زنگ بزنه به دکتر و منم پوشک گذاشتم و رفتم بیرون دکتر گفت سریع بیا مطب و اونجا بچه خودش بیرون اومد فقط یکم جفت دردم گفت برای خارج کردنش ولی قابل تحمل بود .خداروشکر میکنم به خیر گذشت و با زایمان اومد بیرون و نخواستم کورتاژ کنم .من با وجود اینکه از زایمان طبیعی همیشه میترسیدم و زایمان اولمم سزارین انتخابی بود اگر برگردم عقب زایمان طبیعی رو انتخاب میکنم .درداش مثل درد پریودی هست شایدم کمتر فقط ترس داره ولی درد نداره
برای همه مامانا دعا میکنم که همه بچه های سالم داشته باشن و بارداری های عالی بگذرونن و بچه هاشونم سالم بغل بگیرن .و همه هم نمیتونن از قرص استفاده کنن شاید یکی مثل من دهانه رحمش ضخیم باشه و با قرص باز نشه .دکتر میگفت دهانه رحمت مثل دهانه رحم به دختر ۱۴ ساله هست

۷ پاسخ

زایمان طبیعی تیغ میزنن پارت میکنن بعد میدوزن مال شما که اینجوری نبوده بعدم دو سانت باز شدی طبیعی باید ده سانت باز شی

چون هنوز ماه های اول بودی راحت تر بوده برات
تو ماه نهم زایمان طبیعی سخت تره دیگه

منم عزیزم تجربه سقط داشتم ودردهم زیادداشتم ولی زایمان طبیعی بچه ۹ماهه خیلی خیلی سخته ده سانت بایدبازبشی پرگوجلوچشمام دیدم خیلی فراترازدردپریودیع

هیچی به اندازه زایمان طبیعی درد نداره شما دوسانت باز شدی نه ده سانت بچه شما یه ذره بوده نه یه نوزاد چند کیلویی بعضی از زایمانا چندین ساعت طول میکشه من ۳ صبح دردم گرفت ۱۱زایمان کردم تا ۱۱:۴۵دقیق فقط بخیه زد برام چجوری میشه گفت به اندازه درده پریوده😐😐😐😐

عزیزم قرصا چقدر خریدی برا سقط؟

جنسیتش چی بود خب نرپسیدی

بله منم سزارین نوبت داشتم اما دو هفته قبلش با درد.پریودی رفتم بیمارستان گفتن ۵یا۶ سانتی برو برا زایمان طبیعی باورم نمیشد. ولی خدا گذروندش دقیقا اونطور ک بقیه میگن سخت نیست طبیعی

سوال های مرتبط

مامان نوتلا توت فرنگی مامان نوتلا توت فرنگی ۳ سالگی
خانوما شما هم مثل من زیادی از دست شوهرتون حرص میخورید یا من اینحوریم؟به خدا روز نیست حرص نخورم،روز نیست غر نزنم،دعوا نکنم باهاش.خیلی بیخیاله و برعکس من کلا تند و فرزم.عجول.اما ایشون سست.
هزار هزار مورد هست که مثال بزنم‌.مثلا الان بهم بگه بیا بریم بیرون قشنگ ۳ساعت طول میکشه آماده بشه اما من خودمو دوتا بچه ها رو یه ربعه آماده میکنم.یا مثلا الان گفت پسرمو آماده کنم ببرش بیرون رفتم تو اتاق پسرمو یاد گرفته در راهرو رو باز میکنه.در رو باز کرد دیدم دخترم که تازه راه رفتن یادگرفته سرعتی رفت بیرون.خداشاهده تا از اتاق پریدم بیرون دیدم یه قدم مونده دخترم با مغز از پله ها بیافته پایین.یعنی گرفتمش مردم و زنده شدم.آخر هم با عصبانیت به شوهرم گفتم برو دیگه خونه نیا نبینمت.رفت.اینقدر احمق که حتی نگاه نکنی بچه کجا میره😫😫کی میشه من بمیرم از دست. این سه تا راحت شم.خدامیدونه روانی شدم.۸روزه نخوابیدم به خاطر مریضی بچه ها.از اونطرف دیشب داشتم از خستگی جوون میدادم بچه ها رو خوابوندیم ثانیه نشد خوابم برد اومده بیدارم میکنه درخواست میده.یعنی خونش حلاله اگه بریزم.ولی خودش ریلکس عالم😬😬
مامان ❀بنـد انگشتے❀ مامان ❀بنـد انگشتے❀ ۲ سالگی
امروز با خانواده شوهرم و فامیلاشون بودیم
بعد مادرشوهرم تا با اونا میوفته نطقش باز میشه با جاری شروع کردن که بچه بیار یکی گناه داره، حالا شوهرم بیکاره ۳ ماهه نداریم بخوریم هرچیم داشتیم سرمایه مادرشوهرم بالا کشیده
منم گفتم چشم الان میرم اقدام میکنم
بعد شروع کردن گفتن فلانی بچش تنهاست منم گفتم نه والا همش با دوستاشه بعد مامانه پسره اومد گفت نه اصلا مثلا برادر شوهر تو نمی‌ذارم بیرون باشه منم گفتم کار خوبی میکنی فردا ازدواج کنه زنش گناه داره چجوری جمعش کنه آخرشم به خودت فحش میده که تربیتش نکردی
بعد مادرشوهرم گفت آره دیگه مثل پسرای من
جاریش گفت خب یکی دیگه بیار بشینه خونه
منم گفتم گوشام درازه یا چی
من قراره جامله بشم زایمان کنم بزرگش کنم شوهرم اتفاقا راحت‌تر میره دنبال رفیق بازیش
آخرشم پسرعموی شوهرم و دخترم اومدن سراغم بلند شدم اومدم بیرون
به پسرعموش گفتم به موقع اومدی نجاتم دادی گفت دیدم بحث چرت و پرتیه
حالا مادرشوهرمو ببینم بهش میگم تو که از شرایط زندگیم خبر داری من تا خونه نخرم بچه نمیارم شوهرم کار درست و درمون پیدا نکنه نمیارم به جاریتم بگو دخالت کنه دفعه بعد احتراما از بین میره
پوشک آنومالی شیردهی
شیرخشک
نوزاد
کولیک
ریفلاکس
مادر
کودک
پوشک آنومالی پوشک
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان آروین مامان آروین ۲ سالگی
دیروز پسرمو بردم سونوگرافی دکتر افشین محمدی ،چقدر یک ادم میتونه بیشرف باشه همین که رفتیم تو به دکتر شکلات دادم که بده به آروین که کمی از ترسش کم بشه شکلات رو انداخت اونور بعد که سونوگرافی کرد گفتم دکتر ،ما برای سونوگرافی غدد لنفاوی اومدیم گفت نه دکتر فقط نوشته تیروئید ،گفتم اصلا مشکل ما نیروئید نیست میگه خانم من با تو بحث نمیکنم هر چی دکتر گفته اونه گفتم منشیت درست ننوشته قبول نکرد گفتم پس تو سونو کن من هزینشو ازاد میدم گفت نه من ازاد سونو نمیکنم آروین هم اونقدر که گریه کرده بود نمیتونستم نگهش دارم گفتم اخه من چطور دوباره اینو با این وضع بیارم ،برگشته میگه اونم مشکل خودتونه
رفتم بیرون نسخه الکترونیک آروین رو دیدم ،دیدم که دکتر نوشته غدد لنفاوی رفتم با منشیش دعوا کردم میگه من از همسرت پرسیدم اون گفت تیروئید گفتم اگه میخواستی از همسرم بپرسی غلط میکنی پس از من نسخه میخوای
خلاصه نه پولمو دادن نه دکتر دوباره سونو کردش دوباره هزینه کردم و با اون وضعیت ترس و وحشت بچه دوباره رفتیم یه سونو دیگه
اعصابم به قدری خراب بود تا شب دستام میلرزید🤦🏻‍♀️