قدیما خونه ها ویلایی بود صدا تو خونه همسایه صدای اونا تو خونه ی شما ، بچه گریه میکرد میومد میگفت چشه بچه ... من خودم از ده سالگی بچه های همسایه هامونو بزرگ کردم ، چهارتا بچه بزرگ کردم 😬 یکیشون الان عروس شده واقعا انگار دخترمه 🥲 هرروز تاتی تاتی میکرد میومد در میزد ... از خونه ها ام بچه میجوشید ... کوچه ها پر از بچه که حتی ظهرا دعواشون میکردن برین خونه هاتون بذارین استراحت کنیم ... اما الان ، طبقه بالای ما جاریمه یا نیست اگرم هست اصن‌نمیگه خرت به چند؟! 😅 پریمهر سیااااه میشه تا یه غذا درست میکنم ... با این وجود از بقیه ی همسایه ها ام که دیگه نمیشه انتظار داشت 😂 بعد میگن چرا قدیما بچه زیاد میاوردن ، همه باهم بزرگ میکردن راهم که میرفت میوفتاد تو کوچه دیگه مثه بچه های الان بودن که حبسن تو خونه نه همبازی ای چیزی ... نهاااایت بتونم هفته ای یبار ببرمشون پارک ... اصن تو کوچمونم بچه نیست 😂 همش از پنجره بیرونو نگا میکنم ببینم بچه همسن رادمهر بود بگم بیان تو پیلوت بازی کنن😂




شیرخشک پوشک رفااکس کولیک دل درد آلرژی فرزندپروری بازی همبازی بارداری سزارین طبیعی شیر ببلاک

۶ پاسخ

ببین ینی پرتم کردی توو اون روزا اصن بغضم گرفت اه 🥲

دورت بگردم دغدغه ای ک الان هممون داریم ی کاری کرده حوصله خودمونو بچه هامونو نداریم چ برسه ب بچه همسایع
حرفات قشنگ بود وحس خوبی داد ولی تغییرکرده همه چی❤️‍🩹

وای اره بخدا
منم مادرشوهرم بالامونه
ی نون واس من نمیخرن بخدااا
اصلا نمیگن کار داشتی بچرو بده ما
اینا بخورع تو سرشون دوهفته بچرو ندیدن بغلش نکرد خاک بر سر
الهی ب بدترین شکل ممکن بمیره من حال کنم

دقیقاااال دخترهمسایه ما خونه ما بزرگ شد مادرش بچه شیربه شیرداشت،مامانم حمام میبردش،الان من یکیو ندارم نیم ساعت بچم نگه داره جاریم همسایم هست کمک هم میده ولی هروقت حوصلش بشه نه هروقت من کاردارم

آره واقعا قدیما خیلی بهتر بوده الان بچه داری سخت شده
چه جاری بی بخاری داری😅

دقیقا قدیم ها خیلی خوب بود الان کسی به کسی نیست خواهراما من بایه جاریم دیواربه دیواریم خداخیرش بده هم خودش هم دخترش هروقت کاردارم بچه ام نگه میدارن

سوال های مرتبط

مامان فسقل مامان فسقل ۱۵ ماهگی
خانما من خیلی حساسم رو بچه دوست دارم بچه ام وابسته من باشه فقط منو بخواد می‌دونم میگید دیونه آیی اما چکار کنم پسرم از همون بیمارستان آمدم خونه بچه دوم خودم تمام کاراش انجام دادم از حمام گرفته تا قنداق ناخن گرفتن پوشک خلاصه همه چیش بدون کمکی نمیزاشتم کسی پست بزنه چون بچه اولم دخترم با خونه پدرشوعرم زندگی میکردم مادرشوعرم همیشه می‌گفت من بزرگش کردم یا بچه ام می رفت سمتش میگفت زحمتام هدر نرفته من ناراحت میشدم الان مادرشوعرم طبقه پایین تو یک آپارتمانیم. میاد بالا بچه هی می پرونش بازی می‌کنه باش بالا پایین بعد این بچه ام وقتی میبینش میپره تو بغلش اما برای من این کارا نمیکنه چقدر بهش میرسم. آخه اون 5,دقیقه میاد بالا همش میزارش تو بغلش اگر من بخوام همش تو بغلم باشه دختر 5سالم حسادت می‌کنه و کی به کارای خونه برسم که غذا درست کنم چون دخترم پیش دبستانی یعنی دیگه پسرم دوستم نداره😔 باباس همش سرکار اصلا بازی نمیکنه بازم ت
تا صدا باز شدن در میاد سینه خیز می‌ره براش یعنی از من ناراحت
مامان امیرعباس مامان امیرعباس ۹ ماهگی
خانما بچه ۸/۹ ماهه شما هم خیلی به بچه های همسن خودش واکنش داره؟
امیرعباس دیروز تو پارک تا بچه های هم سنشو میدید ذوق میکرد بهشون دست میزد و نگاشون میکرد با اینکه تو سن اضطراب جداییه و بچه ها غریبه بودن مثلا توپارو پرت میکرد یا شیرین کاری میکرد بعد با ذوق نگاهه بچه ها میکرد ببینه واکنش اونا چیه انگار میخواست جلب توجه کنه و باهاشون ارتباط بگیره و دوست بشه
تو استخر توپ یه بچه یک سالو خرده ای بود یکی دیگه ۹ ماهه با این دوتا خیلی ارتباط میگرفت🥹
پسر خواهرم ۷ ماه بزرگتره قبلا امیرعباس توجهی بهش نداشت اما دیروز تا گذاشتمش تو روروئک سریع رفت کنار پسر خالش و با ذوق نگاش میکرد و باهمکاری همدیگه رفتن سرکابینت شیشه لیمو عمانی و سبزی خشکای مامانمو ریختن زمین و همه پخش کردن😑
جالبه پسرم ذوق کرده بود از اولین خرابکاری مشترکش 😂 پسر خاهرم که هوشیار تره گارد دفاع گرفته بود که دعواشون نکنیم با اخم نگاه میکرد و میگفت عههههه😡
دست پیشو گرفته بود پس نیوفته 😂😂