۱۵ پاسخ

من باشم برا یکساعت تا دوساعت قبول میکنم ولی بخواد زیاااد بشه اصلاااا یکسری
کلی بچه بود منم پسرم ۶ماهش. بود
همه خواستن برن مراسم گفتن ت ک نمیایی اینا هم بمونن پیشت
بدون هیچچچ رودروایسی گفتم ولا من پسرم خیلی بچه اس نمیتونم قبول کنم اینا باید برن دسشوی اب میخوان غذا میخوان
بچهاتون ببرید. ناراحت شدن اما اصلاااااااا برام مهم نبود پسرم مهمتر بود اگ من بلند میشدم یکیشون میفتاد رو بچم اوقت کی جواب گو بود....

پاشو برو خونه مامانت ، برو بیرون بگرد ، پسرتون ببر پارک و هزار بهانه بگو بیرونم کار دارم نمی‌تونم تا یاد بگیره درست رفتار کنه

همین الان یه پیام بده بهش خودتوراحت کن
بگوشرمنده فردانیستم
نارحت نشیاولی براچهارپنج روزنمیتونم‌مسئولیت قبول کنم اخه خیلی حساسم روبچه هاهمش بایداسترس بکشم خدانکرده چیزیشون نشه خودمم که بچه کوچیک دارم وخلاصه حرفتوتوپیام بهش بزن اگه تلفنی یاحضوری برات سخته

قبول نکن همین ادم فردا زبونم لال ناخن بچه اش زخم شه میحواد بگ تو مواظب نبودی

🙄😯😯😯😲

هر وقت زنگ زد بگو نیستم جایی هستم

بگو بچها با هم نمیسازن یا بهونه کن بگو انگار بچم امروز بیحاله بدنشم داغه بلکه بترسه نیاره بچهاشو
ما با خواهر برادرشوهرم مدتیه رفت آمد نداریم کلا بعد یکی از خواهراش پدرشوهرش فوت کرده بود رفتیم خودش اومد بغلم کرد و گریه میکرد دیگه از اونموقع فقط در حد سلام علیک حالا از همون روز هر کاری داره زنگ میزنه امروز به شوهرم گفتم دیدی کارشون به ما میوفته و اینکارا رو با ما کردن والا ما که به اونا نیازی نداریم یه چیزی میخواست منم پیچوندم ندادم بهش گفتم اینقدر پشتم حرف زدیم و توهین کردین من همونم

الکی بگو حس میکنم بچم سرماخورده میترسم بچه هات مریض بشن بشین خونت نمیخاد بری ملاقات

شلوغم کردن نکشیشون یعنی چی؟
چه رویی داره

عزیزم مسعولیت هیچوقت قبول نکن خدانکرده یه خون از دماغشون بیاد بیرون ببین پدرومادرش چیکارمیکنن یه حوری بپیچونشون که ناراحت نشن من باشم به هیچ عنوان قبول نمیکنم

واقعا هر روز میره ملاقات چرا🤣🤣

بگو مسئولیت داره عزیزم من نمیتونم نگه دارم

محترمانه ازتون بخواد

بگو نمیتونم خودم بچه کوچیک دارم
من نهایت ۱ روز بتونم نگه دارم

مگه بیکاری نگهندار
وقتی مجبور بودی دیدی خیلی اوضاع خرابه حالا اشکال نداره

سوال های مرتبط

مامان آرین کوچولو👶 مامان آرین کوچولو👶 ۲ سالگی
مامان ها الان ۴۰ روزبیشتره ک آرین دهنمو آسفالت کرده بخدااا🤦‍♀️🤦‍♀️


بخاطر زر زر کردن های بقیه برداشتم پوشک بچه رو باز کردم الان ۴۰ روزه جیش و اصلاااا نمیگه هر نیم ساعت میبرم اگر یادم بره یا یکم دیر ببرم قشنگ جیش میکنه تو خونه حتی بعدشم نمیگه ولی پی پی رو از روز اول گفت ولی چ فایده نمیدونم می‌ترسه برینه یا چندشش میشه چند روز پی می شو نگه می اره سفت میشه دیگه بعد ی هفته ک مجبوره برینه اونم اذیت میشه زخم میشه بچم واین شده کابوس منو و خودش مثلا میگه پی پی میبرمش تو حیاط نیم ساعت میشینیم همش گریه میکنه نگه میداره خودشو همشم میگه بشور بشور هیچی نکرده ها ولی میگه بشور دیشب نصف شب پاشد گریه ک پی پی دارم با شوهرم تو حیاط وایسادیم بازم نکرد امروز رفتم شربت انجیر گرفتم و شیاف گرفتم تا با گریه و جیغ و داد پی پی کرده دیگه واقعا بریدم انقد ک روغن زیتون ریختم دهنش و شیاف و شربت دادم 😑 تازه دوروزه میگه جیش دارم ولی بعد اینکه جیش میکنه میگه 😭 واقعا خسته ترینم ۴۰ روزه این روزگارمه دیگه میترسم بچه انقد ک پی پیشو نگه میداره گوارشش مشکل دار بشه بیرونم میبرم پوشک میکنم دلم میخواد دوباره پوشکش کنم تا هر وقت ک خودش گفت از پوشک بگیرم
کمک کنید لطفاااا خواهراااا واقعا رد دادم چیکار کنم ب نظرتون