۱۶ پاسخ

فقط میتونم‌بگم همه چی دو هفته اولش سخته ، آدمیزاد با همه چی کنار میاد

خواستم کلی حرف بزنم دیدم هممه ی حرفام تو این یه جمله خلاصه میشه

« سخت نگیر میگذره »

کاری نیست که ما خانوما از پسش بر نیایم عزیزم
کار فکری قطعا ادمو خسته تر میکنه تا جسمی
ولی وقتی تو خونه هستی اولویتت رو بزار بچه باشه تا نظافت خونه
وقتیم سر کاری که تکلیف روشنه
من بعد از زایمان کارم رو کلا گذاشتم کنار و نمیتونم خضوری برم و خارج خونه مشغول باشم
همین باعث افسردگی بود
کارمو کشیدم تو خونه
هم بچه داری هم کار تو خونه هم خانه داری وحشتناکه
ولی خب علاقه است دیگه
قرار نیست بعد بچه خودمون و زحمتا و علایقمون بره کنار
پس قوی باش،تو میتونی عزیزم😍😍

من به هرکی که بچه داره و سرکار هم میخواد بره میگم اگه نیاز مالی نداری سرکار نرو
چون بچه اضطراب جدایی میگیره
مامان خودم شاغل بوده و سرکار میرفته با اینکه تو مهدکودک توی مدرسه بودم ولی اخرش تاثیرشو رو من گذاشت
کارت هم فکر نکنم جوری باشه که بتونی محدود بری
یا باید کامل بری یا کلا نری
دیگه اختیار با خودته

من الان توی خونه دورکارم خیلی خسته میشم ولی خیالم راحته خودم بالاسربچمم

صبحا وقتی دارم میرم بیداره پسر من سحرخیزه مثل خودم ، صبحا وقتی میخنده و من دارم میرم هی میرم از نو میام تو بغلش میکنم مقنعه ام رو سفت میگیره دلم کلا میمونه پیشش تا برگردم خونه

مرخصی من شهریور تمام میشد ولی من از ۲۶ فروردین برگشتم سرکار ، بشدت نیاز داشتن و نیزوی جایگزینم کلی خراب کاری کرده بود هنوزم بعد یه ماه دارم کاراشو جمع میکنم

به مرور برات عادی میشه منی میگفتم از پس یه بچه هم بر نمیام الان ماشالله سه تا بچه دارم سر بچه ی اولم هم درس میخوندم هم خونه داری و بچه داری وقتی مثلشما بچم شش ماهش بود مهد گذاشتم ولی درس خوندن با کار کردن فرق داره درس خوندن سخت تره فشار بیشتری روته ولی گذشت و عادت کردم الانم به وجود سه تا بچه عادت کردم خدا خودش کمک میکنه و میگذره سخت نگیر بعدش که میری سر کار میبینی چقد زرنگ بودی و خبر نداشتی

عزیزم کاری نیست که ما مامانا از‌پسش‌ برنیایم. آدمیزاد به همه چیز عادت میکنه. تمیز کاری خونه برات مهم نباشه، خودتو بخاطرش اذیت نکن. هفته ای یه بار یکی رو بیار کارات رو انجام بده. غذای خودتون و نی نی رو یک روز در هفته اماده کن فریز کن که درطول هفته آشپزی نکنی. حتما از پسش برمیای

خیلی زود با برنامه جدید کنار نیای و قوی تر و با انگیزه تر از قبل ادامه میدی. خدا خیلی به زنها قدرت میده،اینو تو شرایط میفهمیم

ی مدت سخته ولی اگه شغلتو از دست بدی بعدها خودتو نمی بخشی
منم معلمم غریبم اینجا کسیم ندارم با این حال میدونم بچه من به این شغل من بعدها احتیاج پیدا میکنه
خیلی سخته هندل کردن کارا باهم ولی خب آدمیزاد با همه چی خو میگیره

دقیقا منم اول مرداد باید برم سرکار از الان غصم شده و بچم پیش کسی نمیمونه ولی میدونم و مطمئنم خدا کمک میکنه هم من راحت دل بکنم خم بچم صبور بشه ک با نبودم ی چن ساعتی کنار بیاد کارمم اداریه هفت صب تا یک‌ونیم دو

من از مهر باید برم دانشگاه و سرکلاس کار آموزی از الان دارم روی خودم کار میکنم که چیکار کنم چجوری برنامه ریزی کنم اون هفته های اول خیلی سختم بود مخصوصا با شب بیداری ها ولی الان خداروشکر بهتر شدم کم کم دارم راه میفتم نمیگم سخت نیست ولی شدنیه باهاش کنار میای

راهنمایی نمی خوای فقط انگیزه می خوای چیزی نیست که از پس اش بر نیای یکم سخته اما می تونی

عزیزم حتما از پسش برمیای اگر کمکی داری که بچتو بگیره
اینجوری از حالت افسرده و راکد بودنم درمیای

از پسش بر می یای در اتاق هاتو ببند وازشون استفاده نکن روزی یه ساعت اخر شب بزار تمیز کاری تندتند تمیزکازی کن لازمم نیس خیلی گیر بدی سطحی تمیز کن

سوال های مرتبط