۱۷ پاسخ

من دخترم گذاشتم پیش مادرم با اینکه مادرم از خودم بیشتر ازش مراقبت کرد ولی همیشه انقدر خسته میشدم که نمیتونستم بهش توجه کنم الان انقدر عذاب وجدان دارم که اگه برگردم عقب هیچوقت این کار نمیکنم هرچند اون موقع من به پول احتیاج داشتم الان دخترم با اینکه ده سالشه روزی دوسه بار میاد میگه بقلم کن من احتیاج به بقل دارم

منم اوایل همین جوری بودم عذاب وجدان داشتم ولی چند بار ک بزاریش بمونه عادی میشه و اینکه من از دوماه و نیم چند روزی یکبار و از چهار ماه هرروز تا ظهر نیستم

منم باید برم سرکار و موندم تو دو راهی. اصلا نمیدونم چیکار کنم

عزیزم، به ساعت کاریت، خستگیت بعد از کار، چگونگی مدیریت خونه‌ت، اخلاق و شرایط بچه‌ت و ... بستگی داره. ببین چند چندی. اولویت ها رو بنویس، بدی ها و خوبی ها رو بنویس، نهایتا تصمیم بگیر. من معلمم، ساعت کاری زیادی ندارم و تعطیلی ها هم تعطیلم اما شرایطم اجازه نمیده بچه رو بذارم جایی. خودم مادر شاغل داشتم و با اینکه پیش مامان بزرگم که مثل جونم دوستش دارم بزرگ شدم، ولی نمیخوام بچه‌م هم شرایط مشابه منو تجربه کنه. یک سال دیگه هم نمیرم تا بزرگ تر بشه. ولی شما خودت ببین شرایطت چطوریه.

والا مامان من از خودم بهتر نگه می‌دارد
من بچه اولم 20روزه بود که میرفتم دانشگاه بچه دومم 4ماهه بود که رفتم سرکار و هردوتا رو مامانم نگه می‌داشت
الان که سومی رو دارم تا3ماه دیگه باید برم سرکار و نمیدونم بچمو کجا بزارم چون یه شهر دیگه هستم ،مامانم میگه بزار پیش من خودت 10روزی 20روزی بیا دیدنش

خودت هستی دیگ کل روز که سرکار نیستی مهم کیفیت بودنت پیش بچته نه تایم

برو حتما برو بعدا پشیمون میشی از نرفتن

بچه ت دختره…اگه مامان و بابات تنها هستن و بچه پسري رفت و امد نداره اونجا…بزارش و گرنه قيد سركارت و بزن…من يه چيزا از يه كسا ديدم كه بعد چند سال هنوز باورم نميشه… پسرهاي مظلوم و مودبي ديدم كه به يه دختر تجاوز كردن….اگه دختر خودش نميگفت باور نميكردم

خوبه شما خداروشکر مادرتون پیشتون هست میخواید بذارید پیشش. من که باید ببرمش مهد🤒🤒

سلام عزیزم منم دقیقا شرایطم مشابه شماست اما با این تفاوت که 12سال پیش شاغل نبودم و نوزادی وکودکی پسرم کنارش بودم و از این بابت عذاب وجدان میگیرم که برا امیر پیشش بودم اما برا آیما نیستم، و هر روز با غصه رفتن سرکار سپری میشه برام بااینکه میدونم مامانم از من بیشتر به دخترم میرسه و خیالم راحته اما در حال عذاب وجدان دارم. اما کارمم دوست دارم و برای استخدامی خیلی زحمت کشیدم و اصلا خونه نشینی برام عذاب آوره پس با این تفاسیر سرکارم میرم و بعدازظهرها صد خودمو برا دخترم میزارم.

تصمیمش با خودتونه. خیلیا میرن سرکار و بچه باهاش راحت کنار میاد.
منم مثل شما بعد چند ماه از تولد دخترم، برگشتم سرکار. اوایل که خیلی کوچیک بود سخت نبود ولی بزرگتر که شد، ناراحت بود. حتی شب که میخواست بخوابه میپرسید فردا پنجشنبه یا جمعه نیست که تعطیل باشی. می فهمیدم که با استرس می‌خوابه. هنوزم که پنج سالشه تاثیراتش روی دخترم هست. اواخر بارداری که مرخصی گرفتم خیلی خوشحال شد. باور کنین حتی راحت تر شبا می‌خوابید و روزا الکی بهانه نمی‌گرفت.
بازم میگم هر کی شرایط خودشو داره. شاید روحیه بچه من حساس بوده

عزیزم خیلیا هم مادرن هم شاغل.نمیشه گفت اونی که پیش بچشه مامان بهتریه.و اونکی بدتر.مهم اینه بچتو جوری تربیت کنی که بهت افتخار کنه.بنظرم به کارت ادامه بده.وگرنه مثل من حسرتشو میخوری

دقیقا مثل منه اوضاعت منتها من دوتا دارم یه ۴ ساله یه ۶ ماهه شوهرم هم هفته ب هفته ماموریته نیست موندم با دوتا بچه چ کنم خواهرم و بابام هم غر میزنن مامانم بخواد بچه های منو نگه داره

منم جای شما بودم حتما همین کارومیکردم خداروشکر که مامانت هست نگهش داره ، از این فرصت استفاده کن

وااای منم موندم چیکار کنم 😭 من باید بزارم پیش مادرم و مادرشوهرم

کارت چیه؟ ساعت کاریت طولانیه؟ اگر بتونی مثلا دو سه روز در هفته بری یا ساعتای طولانی نباشه خوبه

برو حتما سر کار بعد ها همش افسوس میخوری

سوال های مرتبط