۱۱ پاسخ

ن دختر من بدون من هییچ کجا شب نمیمونه .اونجام گریه میکنه بمونیم نریم ولی میبینه من دادم میرم میاد

اگر بذاری دیگه بد عادت میشه منم یک شب گریه کرد که می خوام بمونم به مامانم گفتم نه تو رو‌خدا اگر بمونه عادت می کنه خلاصه با گریه موند فرداش به بابام گفتن بیاریدش من الان میگم کوچکن بد عادت میشن دوست ندارم هیچ جا بمونه

من همیشه ب پسرم گفتم و میگم
بچه بدون مامان و باباش جایی نمیمونه
درسته وقتی برمیگردیم یه کم گریه میکنه و مخالف، اما در نهایت میگه بریم و برمیگرده

من اصلا نمیتونم

از اول نباید اجازه میدادی شب جایی بمونه من چون پسر بچه هم هست نمیخوام از الان عادت کنه جایی جز پیش ما بخوابه . خونه مادرشوهرم طبقه پایینه با اینکه دوست داره همش پایینه شب واسه خواب میاد بالا الکی میگن اینجا بخواب یا خودمون ب شوخی میگیم بخواب ما میریم میگه نه میام خونه . اما صبح زود بلند میشه میره دوباره اونجا خوابش بره هم برمیداریم میاریمش خونه نمیزاریم بمونه

پسر من نمیموند کلا یبار موند اونم خودم گفتم فرداش ظهر زنگ زد دلم تنگ شده بیاید دنبالم

دختر من اصلا نمیمونه. گاهی به زور میبرمش اونجا!!! اما خواهر زادم ۴سالش بود چون تو خونشون تنها بود و همبازی نداشت. خونه مامانم براش جذاب‌تر بود و نمی‌رفت خونشون هفته ای یکبار به زور. ک بنظرم اصلا اینطوری خوب نیس. بچه دو تربیته میشه و دیگه حرف شما رو گوش نمیده و.... هرطور شده بیارش و گریه هم کرد بگو آقا قانون خونه ما این هست هرجا رفتیم‌شب برمیگردیم خونه دیگه اجازه نداری بمونی اگه بخوای بمونی نمیریم گریه هم کرد رو حرفت وایسا

من چجوری از سرش بندازم این اخلاق و دوسندارم بمونه اونجا

من از خدامه دخترم یه شب بمونه خونه مامانم ولی بدون من اصلا نمیخوابه... خیلی وابسته هم بده الان من جراحی کردم دلم میخواست دخترم بدون من شب بمونه خونه مامانم که من خونه تنها راحت باشم ولی نموند مجبور شدم خودمم پیشش بمونم

نمیشه صورت مسئله رو پاک کرد که
قاطع باش
نه اجازه نداری بمونی
گریه هم کرد بازم میگی می‌دونم خیلی دلت میخواست بمونی


بچه‌ها عجیب و غریب نیستن
ما خیلی زود کلافه میشیم از گریه و زاری سریع کوتاه میایم

نه من پسرم فقط تو اتاق خودش باید بخوابه نمی مونه

سوال های مرتبط

مامان پسرام 🥰 مامان پسرام 🥰 ۴ سالگی
#پوشک
#شیرخشک
خانوما من بتازگی از همسرم بخاطر بددهنی و فحاشی و تهمت زننده بهم تو کوچکترین بحث جدا شدم .حدود یسال جداازهم زندگی کردیم تو اینمدت یبار پاپیش نداشت برای اصلاح زندگیمون . حصانت دوتا بچه رو با نصف خونه مهریه ازش گرفتم .فعلا تو خونه شراکتی زندگی میکنم تا فروش بره و سه دانگ اونو بدم . تو اینمدت یسال قهر دوبار پاپیش گداشتم برای اصلاح رفتارش قبول نکرد و گف اینطوری ارامش دارم و...
نگو تو اون مدت با کسی درارتباط بوده من بتازگی متوحه شدم .پسرم هفته پیش رفته خونه باباش وسایل زن و بچه رو دیده فیلم سه نفرشون درحال رقص هم تو گوشی دیده . من از وقتی فهمیدم قبل طلاق خیانت کرده و دلیل پاپیش نداشتن و اصلاح رفتارش همین بوده بشدت بهم ریختم . اصلا صحنه ای که پسرم تو گوشیش دیده رو بهم گفته همش جلو چشممه و خودخوری میکنم چرا راضی شدم به نصف خونه و مسیولیت دوتا بچه کوچیک و.‌‌‌‌‌‌.. بعد اون راحت بره پی خوشگذرونی و کثافت کاریش
نطر شما چیه یذره بیاید دلداریم بدید از این فکرا بیام بیرون
مامان دخترم❤پسرم مامان دخترم❤پسرم ۴ سالگی
امشب دلم خیلی شکست از دست شوهرم...
من یه دختر فوق العاده بدقلق و یک پسر هفت ماهه دارم که تازه اضطراب جدایی گرفته و یک لحظه نمیتونم بزارمش زمین .میگه بغلم کن.
منم شب ها که بقیه میخوابن به کارهای خونه میرسم که معمولا تا سه صبح طول میکشه.
شوهرم صبح ساعت ۸ میره سرکار و بعدازظهر که میاد میخوابه تا ساعت ۹ یا ۱۰ شب.
موقع پهن کردن یا جمع کردن سفره پسرم میدم بغلش که نگه داره من بتونم سفره جمع کنم(ظرفارم نمیشورم) یا وقتی میخوایم جایی بریم پسرم میدم نگه داره تا لباس بپوشم.یا دخترمو ببرم حمام.
امشب دخترمو بردم حمام.شوهرم کلی دعوام کرد که چرا من بچه نگه دارم؟از این خونه خسته شدم.دلم نمیخواد بیام خونه و ماشین بخرم فقط برای خواب میام خونه و از دست غرغرهای دخترم خسته شدم و....

خیلی دلم شکسته...من ۲۴ ساعته دارم دوتا بچه رو بزرگ میکنم.کلی زجر میکشم.تاپیک های قبلی رو ببینید متوجه میشین.اونوقت شوهرم به جای این که کمک حال من باشه یا حداقل غر نزنه این حرفا رو بارم کرد
شوهرتون چقدر کمک میکنه توی بچه داری؟