#پوشک
#شیرخشک
خانوما من بتازگی از همسرم بخاطر بددهنی و فحاشی و تهمت زننده بهم تو کوچکترین بحث جدا شدم .حدود یسال جداازهم زندگی کردیم تو اینمدت یبار پاپیش نداشت برای اصلاح زندگیمون . حصانت دوتا بچه رو با نصف خونه مهریه ازش گرفتم .فعلا تو خونه شراکتی زندگی میکنم تا فروش بره و سه دانگ اونو بدم . تو اینمدت یسال قهر دوبار پاپیش گداشتم برای اصلاح رفتارش قبول نکرد و گف اینطوری ارامش دارم و...
نگو تو اون مدت با کسی درارتباط بوده من بتازگی متوحه شدم .پسرم هفته پیش رفته خونه باباش وسایل زن و بچه رو دیده فیلم سه نفرشون درحال رقص هم تو گوشی دیده . من از وقتی فهمیدم قبل طلاق خیانت کرده و دلیل پاپیش نداشتن و اصلاح رفتارش همین بوده بشدت بهم ریختم . اصلا صحنه ای که پسرم تو گوشیش دیده رو بهم گفته همش جلو چشممه و خودخوری میکنم چرا راضی شدم به نصف خونه و مسیولیت دوتا بچه کوچیک و.‌‌‌‌‌‌.. بعد اون راحت بره پی خوشگذرونی و کثافت کاریش
نطر شما چیه یذره بیاید دلداریم بدید از این فکرا بیام بیرون

۲۳ پاسخ

بی لیاقت چقد ولش کن اصلا اعصابت خردنکن ب بچه هات برس ب خودت برس

خداروشکر کن نجات پیدا کردی از دستش . بهش فکر نکن . بچه هات مهم ان
مهم اینه تو بخاطر همون رفتاراش کنارش نموندی و ولش کردی . خودتو نارحت نکن دیگه

کاش خونه رو کامل میگرفتی بخاطر بچه ها اینجور مردارو باید لخت کرد

کاملا اشتباهه حتی یک ساعت بزاری بچه هات برن اونجا تو اینجور زنارو نمیشناسی برای اینکه پای ترو ببره برای همیشه مطمئن باش بلا سر بچه هات میاره که دیگه ارتباطی با مرده نداشته باشی چون اون الان میگه رابط این دوتا بچه هاس پس بزار ضربمو بزنم امکان هم داره بچه هاتو دست مالی کنه زن خرابا کارشونه

با وکیل مشورت کن. اما مطئن باش به زودی خبر ضربه خوردنش ازون زنه رو هم میشنوی.

راستش
تلاش باید دو طرفه باشه
اگر که نیست یک رابطه تمومه
و بچه‌ها برای اینکه آسیب نبینند جدایی بهترین انتخاب
حتما مسئولیت بچه‌هاتو بعهده بگیر چرا که نه
قطعا هم برای خودت و هم اونا بهترین زندگی رو میسازی

عزیزم خونه رو نفروش فعلا . کسی خونه ی نصفه نمیخره. اصلا به روت نیار . چیزی گفت بگو بچه هات نشستن توش . به روش نزن خبر داری . چطور اون مظلوم نمایی کرد و نقش بازی کرد ..‌
فعلا راجع به فروش خونه فکر نکن . به فکر داشتن درآمد و زندگی راحتتر باش . انشالله که که خدا همه چی بده بهت . بهترشم بده .

شک نکن به زودی درکیری و دعوا و جداشدنشو هم میبینی اینجور مردا و زنا نمیتونن مدت زیادی باهم بمونن، فقط زرنگ باش و به خودت برس پیشرفت کن، کتاب بخون درس بخون کار کن و به خودت تکیه کن و به هیچ وجه برای خونه کوتاه نیا، اون نمیتونه بچه ها رو نگه داره، بهش بگو نمیتونی بچه ها رو نگه داری سختته، اونم چون نمی تونه ببره پیش زنه مجبوره خونه رو کامل به نامت کنه تا بچها رو نگه داری ولی اگر اصرار دلشو نداری بچه ها ازت دور باشن بگو خونه رو برن به نام بچه ها تا نگهشون داری، حتما با وکیل مشورت کن

نترس بذار خرج بچه و نفقش گردنش باشه بهش سخت بگیر طلاقم گرفته باشی از دماغش دربیار

عزیزم خود خوری هیچ دردی رو درمون نمیکنه منتظر باش تا تقاص ظلمو خیانتی ک بهت کرده رو ببینی شک نکن

ولی طبق تجربه ای که با چشمای خودم دیدم اینجور مردا چنان ضربه ای تو زندگی میخورن ببین چطور آه دوتا بچت بگیرش ببین این زنه چه بلایی سرش بیاره که یادشما بیوفته بگه ای کاش زن خوبمو ول نمیکردم بیام با این خراب ببین چه پدری از شوهرت دراره صبر کن اولشه روزای خوششه الان روزای سگیش میمونه به زودی اما شما چنان زندگیت خوب بشه چنان خوشبحت بشی کاملا برعکس میشه که اون حسرتتو بخوره چون نامردی دیدی

حضانت بچه ها رو قبول کردی دیگه خرج بچه هارو هم نمی‌ده باید برای خرج بچه هات ی مبلغی هرماه میگرفتی اینطوری زیادی خوش بحالش شده دیگه

نمیدونم چی بگم واقعا بگم چرا بچه هاتو هردوتا رو گرفتی پس خودت چی زندگی خودت چی تو در اینده یه کسی رو نمیخوای کنارت باشه اونا ازدواج میکنن میرن تو تنها میمونی..اما خب گناه اون دوتا بچه چیه قطعا نامادری مادر نمیشه پدر ک بیرونیه اون زنه معلوم حالم معلوم نی چه بلا ملایی بیاره سرشون پس همون بهتر ک گرفتی..از تودگذشتگی بزرگی کردی

عزیزم تو ه برو خوش باش این روزها گذشت بپوش بگرد پسرت میره براش تعریف میکنه میسوزه،اونا هم اولشه خوبن یک مدت بگذره پشیمون میشع.

عزیزم تو مادری باید خیلی دل داشته باشی ک بچه هاتو عین اون ول کنی این خصوصیت مادره نگران تا آخر عمر به فکر بچه ..... میتونستی واقعا عین اون باشی ؟الحمدالله ک بچه هات پسرن یکم بزرگ بشن پناهت هستن قشنگ تو خونه جدا راحت زندگی می‌کنی با بچه ها ولش کن بزار بره دنبال لیاقتش فکرتو درگیر نکن اصلا به فکر پیشرفت خودت و بچه ها باش

بچه هارو بده بهش نصف خونه رو هم بگیر

پس الان همسرثابقت مستاجره

اگه مهریه ت بیشتر از اونچیزی که گرفتی ، بود ، خونه رو نفروش ، با نصف خونه میخوای چطور زندگی کنی

خرج بچهارو‌کی میده

به نظرمن اگه دلشوداری تهدیدکن اصلا به رونیار قضیش بازنرو میدونی فقط بگو خرج بچه ها زیاده نمیتونم ازپسش بربیان یاکل خورو بده یا بچه هارم تو ببر حتی اگه میتونی طاقت بیاری یه چند وقت بزار ببره

گلم بهم درخواست بده لطفا

اگه مهرتو نبخشیدی کامل ازش بگیرش به هر قیمتی شده مهرتو بگیر
با بچه ها تهدیدش کن چون اون زنه با بچه ردش میکنه هیشکی بچتو نمیخواد جز خودت پس مجبورش کن هم مهر بگیر هم نفقه بچه و حق خودت ک بچه هاش بزرگ میکنی تا کونش بسوزه
لیاقت ندارن همچین مردایی ک زن و بچه ی خودشون ول میکنن میرن سراغ یکی دیگه جهنم هر دو دنیاس
پدرشو بسوزون

توکه میخوایی حدابشی بزارهر گ ه ی میهوادبخوره

سوال های مرتبط

مامان جیکو🐣 مامان جیکو🐣 ۴ سالگی
سلام مامانا
در حال انفجارم
نیاز دارم به صحبت کردن و تخلیه کردن خودم،شایدم دنبال اینم که بشنوم حق با من بوده و کارم اشتباه نبوده هر چند ک اشتباه بوده



بیشتر از دو هفته بود که رفته بودیم خونه خانواده هامون، دیروز اعصر برگشتیم و امروز صبح ساعت ۸ بیدار شدیم، صبحانه خوردیم و کارای روزمره تا اینکه ۱۰ در خونه رو زدن و تا من تکون بخورم پسرهمسایه وارد شد

با هامین بازی کردن، شلوغ کردن و بهم ریختن خونه رو ولی اینا مهم نبود چون بچه ان هر چند خودخوری میکردم
هر چی میگفتم ندویین ، نپرین  داد نزنین همسایه ها اذیت میشن بدتر میکردن
ساعت ۱۲ و نیم دوست پسرک تصمیم گرفت بره و پسر ما شروع کرد نره  بمونه بازی کنه اما اون رفت و هامین رفت تو اتاقش داد و بیداد که چرا رفت، وسایل رو تختش رو پرت کرد ،رفتم گفتم نکن شروع کرد زدن من،دستاش رو گرفتم که حق نداری کسی رو بزتی با پا زد،منو هل میداد بیرون ک اتاق منه برو بیرون، منم رفتم تو اشپزخونه یهو یه صدای بلند افتادن اومد دوییدم تو اتاق دیدم چراغ شب خوابش رو پرت کرده، عصبانی شدم زدمش😡 بدجورم زدم
بعدش اون گریه و من گریه

فرزندپروری
تنبیه
پوشک
فرزند پروری
فرزندپروری
مامان فندق مامان فندق ۵ سالگی
سلام خانما یک نظر خواهی می‌خوام ازتون
من یک پسر ن دیک چهارسال دارم که خیلی شیطونه و جدا از شر و شیطون بودنش خیلی هم دست به زن داره بعد اینکه هروقت میریم مهمونی بچه ها بی که هستن اونجا رو میزنه همه ناراحتن از دستش هرچقدم باهاش صحبت میکنم اصلا متوجه نمیشه میگه ببخشید ولی دوباره به کارش ادامه میده وقتی هم جلوشو میگیرم خودمو میزنه این چند روز همش عید دیدنی رفتیم وچون دیگه خیلی اذیت کرد گفتم دیگه جایی نمیرم تا مادرشوهرش دیشب اصرار کرد بیا چرا بچه رو قایم میکنی بچه گناه داره منم گفتم پس دیر میام واسه افطار نمیام دیشب رفتم خونه خاله شوهرم و اینکه پسرم با توپ زد تو چشم یک از بچه های فامیل بعد اون بچه هم زد تو کمر پسرم منم گفتم باشه مشکی نیست زده خورده دوباره آخر شب دست یکی دیگه از بچه های فامیل رو کرد لای در و گاز گرفت ماهم وقتی داشتیم می رفتیم گفتم مامان برو بوسش کن عذر خواهی کن ازش بچه منم رفت جلو بوسش کنه اون بچه هم زد تو گوشش منم دوباره گفتم باشه مشکلی نیست نمیشه همش بچه من بزنه باید بفهمه که وقتی میزنی پس میزنن و اینکه از اون طرف باید عذر خواهی یاد بگیره حالا مادرشوهر م میگه چرا گذاشته بره معذرت خواهی کنه گور باباش که کتک خورده به درک چرا نوه من رو زدن بنظر شما من دارم اشتباه میکنم یا مادرشوهرم