چه خوب که شوهرت پشتته شوهر من هرچی گلایه هم بکنم از پسرم هی میگه بچس انقدر پروش کرده
بخدا که این نسل فرازمینی هستن بعضی وقتا ب جنون میرسونن ادمو من ی باغچه دارم توش سبزی کاشتم بهش میگم نرو بدتر میره تموم شاهی هام له کرده انقد عصبی میشم سر لجبازیاش که هم میزنمش هم گریه میکنم باهاش
رایانم عید خانوادم اومدن عید دیدنی و رفتن گریه میکرد گفت چرا رفتن بعد ظهر پدرشوهرم تنها خونمون دعوت بودن واسه نهار رایان هم گریه و داد که بابا جان بره خونشون چرا اومده اینجا هرچی بهش میگفتم بدتر میکرد به پدر شوهرم گفتم رایان عصبانی هست که مامانم نمونده روز بعد هم اومدمن رایان به پدر شوهرم میگفت دیروز شیطون گولم زده بود که گریه کردم بعد پدر شوهرم گفت رایان برم خونمون گفت نه نهار بخورید بخوابید بعد برید
منکه به مرز جنون رسیدم از دست پسرم همین دیشب بیرون بودیم تا اومدیم مامانم یکدفعه یادش اومد یه خرید داره رفت بره بگیره و بیاد پسرم یکاری کرد که ابرو برامون نزاشت منم دوتا زدمش بدتر کرد و فرار کرد رفت بغل خواهرم چون خیلی کینه ای هست تا آخر شب ده بار موهامو کشید دوسه بار ناخن کشید تو صورتم دیگه کفرمو بالا آورد دوباره زدمش مامانم اینا پشتش در اومدن دیگه هنوز جا داره برا پرو بازی باز حمله کرد سمت من اگه خانواده دخالت نمی کردن بچه ها آنقدر لوس نمی شدن
من الان داد و بیداد کردم سرش داشتم پول انتقال میدادم انقد گفت جیش دارم گفتم فقط یدیقه منم یکم داد و بیداد کردم بردمش دسشویی بعد رفت گریه کرد خودش اومد پررو تر از قبل
یه مدت دوستش رو دور نگه دار و بیشتر خودت باهاش بازی کن یا باهم قرار بزارین برین بیرون اون هم خواست بیاد یا اومد به پسرت بگو خوب بریم حاضر بشیم بریم بیرون حتی جایی که میخوای برین هم نگو بگو میریگ پیادا روی که اون بچه هم آویزونتون نشه چون این بلا سر من میاد تا بفهمن میریم بیرون پسرم میگه شمو هم بیان یا خودشون میگن ما هم بیاییم
من با مادرشوهرم یه جا زندگی میکنم بعد مادرشوهرم بچه های خواهرشوهرم رو نگه میداره کاملا درکت میکنم یکسری از رفتارهای بچه های دیگه روی بچه اثر میزاره الان پسر ن یکسری از رفتارها و حرف های اونارو تکرار کردنی واقعا حرصم میگیره خداروشکر کمتر میان بالا
من دیروز رفتم خرید ،یه کارایی کردن ،کف فروشگاه دراز کشیدن ،نشستن ،لباس ها از رگال برداشتن جیق زنان فرار کردن
عزیزم طوری نیست
توام ظرفیتت تکمیل شده
حالا سعی کن بهش محبت کنی فراموش کنه
حق داری عزیزم
درسته خیلی اشتباهه کتک زدن بچه ها اما حس میکنم منم تو این موقعیت بودم بشگون و میگرفتم ازش🤭
منکه ی وقتایی از کوره در میرم دست خودم نیست
همیشه هم میگم دیگه سرش داد نمیزنم دعواش نمیکنم یا ... اما واقعا نمیشه همیشه هم خودمو فحش میدم😔😔😔😔😔😔
مادری دیگه گاهی عصبی میشی منم گاهی اوقات اینجوری میشم بچها تو این سن بقران گاو میشن زبون سرشون نمیشه پسر من دیشب مهمون تو باغمون داشتیم ابرو برام نزاشت لیوان نوشابه رو ریخت روی مهمونا که پاشید برید بلند شدم بزنمش اونا نزاشتن حقشونم هست گاهی
تا دعوا کردن رو هستم ولی زدن رو نه… واقعا گناه دارن…😢🥲
ای خواهر منم دلم خونه اگه بخوام از کارای پسرم بگم با هم میشینیم به گریه کردن😭
همینو بگم که یه کاری کرده که جرات یه مهمونی رفتن رو نداریم از بس تو خانواده همسرم چون بچه کوچیک هست دروغ گفتیم و بهانه های مختلف آوردیم که نمیتونیم بیایم که دیگه حالم از خودم بهم میخوره که چرا این بچه جنبه مهمونی رفتن رو نداره …
دیگه چیزی نمونده که طرد بشیم از خانواده همسرم… میدونی کجا درد داره اونجایی که میدونی مشکل اصلی بچه خودمه میخوام بمیرم که چرا نتونستم درست تربیتش کنم😭
دچار تپش قلب شدم، تفسم بالا نمیومد از شد عصبانیت، دوتا پروپرانول با هم خوردم
بعد کتک خوردن و گریه من اومد برام دستمال اورد، اب اورد و یک ساعت بعد گفت چرا گریه کردی؟!
همسر سر نهار زنگ زد دید صدام گرفته فهمید دعوامون شده ولی هامین گفت نگو بهش جیشده و من بعدا تو پیام بهش توضیح دادم
پ.ن، حین کتک خوردنم و دوست داشته نشدم به بابای پسرک زنگ زدم چون ازش حساب میبره ولی اون رد تماس داد کار داشت گویا که بعد نیم ساعت زنگ زد
حالا بنظرتون چیکار کنم که این رفتاراش رو بذاره کنار و منم یهو قاطی نکنم سرش؟؟؟؟؟
ب روش نیار رو خوب اومدی 😑راضیم ازت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.