۸ پاسخ

منم با دخترم این مشکلو دارم وسیله همه رو میخاد

آفرین به خلاقیت پدر

بچه هستن دیگه عزیزم

بچه عزیزه ولی تربیتش. عزیزتره

فردا خودتون اذیت هستید

اگه همیشه اینکارو‌بزاش انجام بدی میشه عادت که با گریه همه چی رو بدست بیاره

باید براش توضیح بدی ببین تو خیلی چیزارو‌داری. مثلاً آیناز چیز دیگه داری میتونید با وسیله های همدیگه بازی کنید

اره گلم

سوال های مرتبط

مامان جیکو🐣 مامان جیکو🐣 ۴ سالگی
سلام مامانا
در حال انفجارم
نیاز دارم به صحبت کردن و تخلیه کردن خودم،شایدم دنبال اینم که بشنوم حق با من بوده و کارم اشتباه نبوده هر چند ک اشتباه بوده



بیشتر از دو هفته بود که رفته بودیم خونه خانواده هامون، دیروز اعصر برگشتیم و امروز صبح ساعت ۸ بیدار شدیم، صبحانه خوردیم و کارای روزمره تا اینکه ۱۰ در خونه رو زدن و تا من تکون بخورم پسرهمسایه وارد شد

با هامین بازی کردن، شلوغ کردن و بهم ریختن خونه رو ولی اینا مهم نبود چون بچه ان هر چند خودخوری میکردم
هر چی میگفتم ندویین ، نپرین  داد نزنین همسایه ها اذیت میشن بدتر میکردن
ساعت ۱۲ و نیم دوست پسرک تصمیم گرفت بره و پسر ما شروع کرد نره  بمونه بازی کنه اما اون رفت و هامین رفت تو اتاقش داد و بیداد که چرا رفت، وسایل رو تختش رو پرت کرد ،رفتم گفتم نکن شروع کرد زدن من،دستاش رو گرفتم که حق نداری کسی رو بزتی با پا زد،منو هل میداد بیرون ک اتاق منه برو بیرون، منم رفتم تو اشپزخونه یهو یه صدای بلند افتادن اومد دوییدم تو اتاق دیدم چراغ شب خوابش رو پرت کرده، عصبانی شدم زدمش😡 بدجورم زدم
بعدش اون گریه و من گریه

فرزندپروری
تنبیه
پوشک
فرزند پروری
فرزندپروری
مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...
مامان فسقلی ها مامان فسقلی ها ۳ سالگی
اعصابم ریدس مث چی دارم گریه میکنم.
این هفته که اسباب کشی داشتیم کلا تایم شام و ناهارمون قاطی شد بچه هام چون بی وقتی نون میخورن دیگه میل به شام ندارن اکثرا مخصوصا پسر بزرگم.کلا یکم بدغذاهم هست.حالا انب خونه خاهرشوهرم شام بودیم پسرم‌گفت من نمیخورم توش زیره داره پدرشوهرم با لحن بد گفت پاشوو ببرش بنداز تو اتاق بیا از تنتون غذارو زهر کرد پسرم بغض گرفته بود خجالت کشیده بود من گفتم نون خورده سیره دوباره پدرشوهرم شروع کرد داد زدن که بخور😑
شوهرم به پسرم گفت نمیخوری پاشو بابا اشکال نداره ولی کل خانواده داشتن به پسرم یچیز میگفتم یکی میگفت چوب نخورده اینجوریه😓
گفتم وقتی جایی میریم یا کسی هس غذا نمیخوره ولی تنهاهستیم میخوره خلاصه انقد گفتن که اعصاب منو شوهرم ریده شد.اومدیم خونه با مسرم صحبت کردم بعدش شوهرم نمیدونم چی بود ۲تا زد در کونش اصلا نمیزد بچه مو خیلی وابسته ی پسرمه دلم برا بچم کباب شد😭از دل گریه میکرد بمیرم براش
بعد با شوهرم صحبت کردم که پاشو عصبانی هستی بعلش کن آدم واسه غدا اخه مگه بچه رو میزنه پاشد پسرمو بغل کرد کلی بوسش کرد دازن میخابن.ولی دلم برا بچم کباب شده اعصتبمم خورده.فرداشبم خونه یکی دیگه خاهرشوهرم شام دعوتیم🤦🏻‍♀️اصلا دوس ندارم برم
مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
مامانایی که بچه هاشون مهد میرن یه سوال دارم، پسرم یک هفته هست میره مهد، یه مشکلی که دارم دیدم وسیله هارو از دست بچه ها میکشه یا وسیله هارو بدون اجازه برمیداره(منظورم وسیله های خود مهد هست اسباب بازی مثل لگو و حلقه برای بازی بچه‌ها گذاشتن)، بعد مربی به بچم میگه که نباید بگیری و بهش پس بده، پسرم با ناراحتی پس میده ولی وقتی یکی وسیله از دست پسرم میگیره هیچی نمیگه تا جایی که پسرم به گریه میوفته، من یه وسیله پیدا کردم دادم دستش گفتم بیا فقط با این بازی کن دو دیقه بعد با گریه اومد بیرون گفت از دستم گرفتن بعد مربیش اومد بیرون میگه خودش از دست بچه ها میکشه اونا هم پس میگیرن بچت ناراحت میشه، میگم. من خودم وسیله دستش دادم الانم اونو ازش گرفتن،میگه ای وای نمیدونستم وسیله مال خودش بود، حالا نمیدونم چیکار کنم؟ بچمو ببرم اینجا کلا خیلی هم میگم وسیله از کسی نگیر و مراقب وسیله خودت باش ولی وقتی وسیله خودشو ازش میگیرن دیگه پسر منم پیش خودش میگه پس منم باید به زور بگیرم
به نظرتون درست میشه؟