۶ پاسخ

پسر منم لج میکنه خیلی ولی امتحان کردم داد و بیداد کردنی بتر میشه با آرامش حرف زدنی دست میکشه از کارش مثلا میگم پسر من آقاس عشق منه کار بد نمیکنه میبینم دیگ دست کشید ولی اگ داد بزنم بتر میشه هی انجام میده

وای انکار پسر منو توصیف مردی دقیقا همینه منم از کمر افتادم‌چندروزه از بس لج میکنه می افته به جون خونه و وسایلهاش وقتی عصبی میشه

ببین لج بازی بخاطر دیده نشدن و شنیده نشدن
بیشتر بهش توجه کنید 🙂 و صبوری کنید
چون صدشونو میذارن واسه اینکه میدونن چجوری میتونن بهم بریزن مامانارو

منم امشب اولین بار باهاش محکم حرف زدم. داد نزدما، ولی خیلی خشک و محکم گفتم بیا شلوار بپوش ببینم... خیییلی صبوری میکنم و نازشو میخرم. اما یه وقتایی دیگه خارج از تحمله واقعا...

کتک یکی دوبار تاثیر داره
بعدش واسش تکراری میشه

منم گاهی عصبی میشم میزنم بابا خسته شدیم هروز بمب میترکه تو خونه هرچی جمع کنم انگار ن انگار

سوال های مرتبط

مامان جیکو🐣 مامان جیکو🐣 ۴ سالگی
سلام مامانا
در حال انفجارم
نیاز دارم به صحبت کردن و تخلیه کردن خودم،شایدم دنبال اینم که بشنوم حق با من بوده و کارم اشتباه نبوده هر چند ک اشتباه بوده



بیشتر از دو هفته بود که رفته بودیم خونه خانواده هامون، دیروز اعصر برگشتیم و امروز صبح ساعت ۸ بیدار شدیم، صبحانه خوردیم و کارای روزمره تا اینکه ۱۰ در خونه رو زدن و تا من تکون بخورم پسرهمسایه وارد شد

با هامین بازی کردن، شلوغ کردن و بهم ریختن خونه رو ولی اینا مهم نبود چون بچه ان هر چند خودخوری میکردم
هر چی میگفتم ندویین ، نپرین  داد نزنین همسایه ها اذیت میشن بدتر میکردن
ساعت ۱۲ و نیم دوست پسرک تصمیم گرفت بره و پسر ما شروع کرد نره  بمونه بازی کنه اما اون رفت و هامین رفت تو اتاقش داد و بیداد که چرا رفت، وسایل رو تختش رو پرت کرد ،رفتم گفتم نکن شروع کرد زدن من،دستاش رو گرفتم که حق نداری کسی رو بزتی با پا زد،منو هل میداد بیرون ک اتاق منه برو بیرون، منم رفتم تو اشپزخونه یهو یه صدای بلند افتادن اومد دوییدم تو اتاق دیدم چراغ شب خوابش رو پرت کرده، عصبانی شدم زدمش😡 بدجورم زدم
بعدش اون گریه و من گریه

فرزندپروری
تنبیه
پوشک
فرزند پروری
فرزندپروری
مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...
مامان دخترم❤پسرم مامان دخترم❤پسرم ۴ سالگی
امشب دلم خیلی شکست از دست شوهرم...
من یه دختر فوق العاده بدقلق و یک پسر هفت ماهه دارم که تازه اضطراب جدایی گرفته و یک لحظه نمیتونم بزارمش زمین .میگه بغلم کن.
منم شب ها که بقیه میخوابن به کارهای خونه میرسم که معمولا تا سه صبح طول میکشه.
شوهرم صبح ساعت ۸ میره سرکار و بعدازظهر که میاد میخوابه تا ساعت ۹ یا ۱۰ شب.
موقع پهن کردن یا جمع کردن سفره پسرم میدم بغلش که نگه داره من بتونم سفره جمع کنم(ظرفارم نمیشورم) یا وقتی میخوایم جایی بریم پسرم میدم نگه داره تا لباس بپوشم.یا دخترمو ببرم حمام.
امشب دخترمو بردم حمام.شوهرم کلی دعوام کرد که چرا من بچه نگه دارم؟از این خونه خسته شدم.دلم نمیخواد بیام خونه و ماشین بخرم فقط برای خواب میام خونه و از دست غرغرهای دخترم خسته شدم و....

خیلی دلم شکسته...من ۲۴ ساعته دارم دوتا بچه رو بزرگ میکنم.کلی زجر میکشم.تاپیک های قبلی رو ببینید متوجه میشین.اونوقت شوهرم به جای این که کمک حال من باشه یا حداقل غر نزنه این حرفا رو بارم کرد
شوهرتون چقدر کمک میکنه توی بچه داری؟