۱۱ پاسخ

ای وای عزیزم چقدر حالتو با جون ودل درک کردم چی بگم😔تمام قلبم روحم جسمم وجودم درد میکنه از صب پای ظرفشویی یسر نوشخوار ذهنی دارم برای روزایی که گذروندم وحرفایی که تحمل کردم سختی هایی که کشیدم خیلی وقتا دعامیکنم کاش جوری بشه راحت بشم نمی دونم چه جوری 😔کاش میشد انقدر قوی بودیم وزود راهمونو جدا میکردیم ولی هرچقدر فک میکنم میبینم نمیشه بس چاره ای جز تحمل نمی بینم عزیز

عزیزم شوهرت روز عیدی این کارو کرد ..؟ خواهشاً ضعیف نباش و کتک نخور . خوردی تو هم بزن . می دونن زورش بیشتره اما چنگ بزن صورتشو جایی که دیده میشه . بازوهاشو . گاز بگیر . می دونم حال نداشتی ولی این اولین بارش نبوده . تا وقتی تو موضع ضعف باشی هرکسی یه لگدی میزنه و می‌ره . به زور هم شده برو حموم دوش بگیر . کوفتگی بدنت کمتر بشه مخصوصا درد گردنت .

حتما ازین مرد جداشو نه فورا ولی حتماشده بعد۲۰سالم شده ازش جداشو

خب بنظرم حالا که شرایط طلاق گرفتن نداری حداقل سعی کن کمتر باهاش حرف بزن که جو کمتر متشنج شه در مقابل حرفای زشتی هم جلوی بچت واکنشی نشون نده شاید اگر ببینه حرفاش برات اهمیت نداره بس کنه

واقعا معذرت میخوام ولی واسم سواله واکنش بچه موقع دعوایی که پدر مادر و میزنه چیه؟

چقد وحشیه. کاش میدونستی اگ انقد وحشیه اون حرفو نمیزدی هرچند حرفای خودشم بد بوده جلوی بچه

وای مال منم همینقدر بی شعوره
من و دوتا بچه م ابله مرغون گرفتیم منو با بچه ها ولی کرد رفت بیرون
منم تو غربت
۴ دست و پا راه میرفتم و کارهامو میکردم
اونم با ۲ تا بچه ی ۸ ماهه

شوهر منم اینجوریه هیچ کاری نمیکنه برام دیروز دستم برید گفتم ظرف بشوره نشست رفتم خودم شستم از دستم خون میومد

اگه کار همیشگیشه حتما به خانواده ات بگو ...به نظر من طلاق بهتر از اینه که اون بچه هر روز جلوش دعوا و کتک بخوری

میفهمم تو دوره بیماری بی،حوصله و حساس میشی
ولی واقعا حرف بدی زدی
و متاسفم بابت ری اکشن همسرت 💔

اگه میدونستی انقد وحشیه نباید اون حرف ومیزدی

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۵ سالگی
سلام خانما یک نظر خواهی می‌خوام ازتون
من یک پسر ن دیک چهارسال دارم که خیلی شیطونه و جدا از شر و شیطون بودنش خیلی هم دست به زن داره بعد اینکه هروقت میریم مهمونی بچه ها بی که هستن اونجا رو میزنه همه ناراحتن از دستش هرچقدم باهاش صحبت میکنم اصلا متوجه نمیشه میگه ببخشید ولی دوباره به کارش ادامه میده وقتی هم جلوشو میگیرم خودمو میزنه این چند روز همش عید دیدنی رفتیم وچون دیگه خیلی اذیت کرد گفتم دیگه جایی نمیرم تا مادرشوهرش دیشب اصرار کرد بیا چرا بچه رو قایم میکنی بچه گناه داره منم گفتم پس دیر میام واسه افطار نمیام دیشب رفتم خونه خاله شوهرم و اینکه پسرم با توپ زد تو چشم یک از بچه های فامیل بعد اون بچه هم زد تو کمر پسرم منم گفتم باشه مشکی نیست زده خورده دوباره آخر شب دست یکی دیگه از بچه های فامیل رو کرد لای در و گاز گرفت ماهم وقتی داشتیم می رفتیم گفتم مامان برو بوسش کن عذر خواهی کن ازش بچه منم رفت جلو بوسش کنه اون بچه هم زد تو گوشش منم دوباره گفتم باشه مشکلی نیست نمیشه همش بچه من بزنه باید بفهمه که وقتی میزنی پس میزنن و اینکه از اون طرف باید عذر خواهی یاد بگیره حالا مادرشوهر م میگه چرا گذاشته بره معذرت خواهی کنه گور باباش که کتک خورده به درک چرا نوه من رو زدن بنظر شما من دارم اشتباه میکنم یا مادرشوهرم