تجربه زایمان سزارین پارت۸

من ساعت۲۱:۱۵دیقه زایمان کردم و تا۴صبح باید چیزی نمیخوردم خیلی گشنم بود ولی چاره ای جز تحمل نداشتم بااینکه زیر سرم بالش نبود ولی اصلا برام سخت نبود حتی کلی سرمو چرخوندم و بلند کردم ولی خداروشکر سردرد نشدم سزارین از اون چیزی که فکر میکردم برام راحت تر بود
درد داشتم ولی دردام با شیاف قابل تحمل بود
ساعت۴صبح با نسکافه و کمپوت گلابی شروع کردم به چیزی خوردن ساعت۶صبح هم سوند رو برام کشیدن که بازم هیچ دردی نداشت یه مسکن برام زدن و گفتن کم کم شروع کن به راه رفتن با کمک همراهام نشستم روتخت خیلی درد داشتم احساس میکردم بخیه هام داره میترکه ولی میدونستم این فقط حس منه و اتفاقی نمیوفته وقتی پاشدم چند دور سالن بیمارستان رو رفتم و اومدم بااینکه اولین راه رفتنم بود اصلا خمیده راه نمیرفتم و صاف قدم برمیداشتم از ترسم جرئت نمیکردم دوباره روتخت بخوابم اخه بلند شدن خیلی سخت بود ولی همه ی اینارو تحمل میکردم هرچی بود از درد طبیعی برام بهتر بود😅از لحاظ رسیدگی بیمارستان همه چیز عاالی بود حتی کاچی هم برام اوردن
غذاهاشون خیلی خوب بود تمیزی اتاقا و نحوه برخورد پرسنل هم که دیگه حرف نداشت خلاصه تجربه زایمانم بجز اون نیم ساعت درد طبیعی که کشیدم همه چی خیلی خوب پیش رفت و راضی بودم انشالله این حس قشنگ بزودی قسمت همه ی چشم انتظارا و مامانای باردار❤️

تصویر
۱۸ پاسخ

چقد گلپایگانی خوب بوده کاش ولیعصر نمی‌رفتم منم🫠
ولیعصر خوب بودا ولی مثل اینکه گلپایگانی اپشنای بیشتر و بهتری داشته
نمیدونم چرا اون تایمی ک میخواستم بیمارستان انتخاب کنم گلپایگانی رو کسی نمیپسندید🙄
هیشکی انقد با جزئیات از بیمارستان نگفته بود

خودتی بوس مسکنی

حالا اخرش تاریخ تولد ۲۲/۲ شد؟؟؟ چون خواهرزادم ساعت ۱۱ شب بدنیا اومد گفتن شناسنامه اش فردا تاریخ میخوره… ۲۶ بدنیا اومد شناسنامه ۲۷ دادن خیلی بدشد دو‌تاریخی شد… شانس اوردی ساعت ۹ زایمان کردی

ای جااااانم
مبارک باشه قدمش😍😍
من تازه تایپیکتو دیدم
خوشحالم که نی نی تو صحیح و سالم بغل گرفتی عزیزم🫶🏻😍

عزیزم خدارشکر که به خوبی و خوشی زایمان کردی خداحفظش کنه گل دختر قشنگتون😘❤️
گلم شما بعد زایکان اتاق خصوصی گرفتین یا همون عادی بودین؟از لحاظ همراه اینا میپرسم

چقدر آخه قند و عسله ماشالله🥹🧿
به قول یکی،خدا حوصله دار نقاشیش کرده😍🧿
ازش عکس بیشتر بزار😁🌸

عزیزم 😍😍میشه بگی لباس های داخل‌ بیمارستان و اون تاپیک‌ قبلی‌ که پتو ست هم داشت از کجا خریدی اسم مغازه رو بگی؟؟ من قمم میخوام برم خرید

عزیزم بیمارستان کجا رفتید

از خوندن نوشته هات همیشه لذت میبرم🥰
فقط برام سوال شد چرا بعدش نباید چیزی می خوردی آخه بیهوش نبودی بی حس بودی

ای جونم عزیزم🥰😍

عزیزممممم خداروشکر 😍
منم انتخاب اول و اخرم سزارین هست و امیدوارم همه چی خوب پیش بره
ی سوال دخترتو چندبارلباس پوشوندن؟؟
من نظرم اینه اول چندتیکه اشو بپوشونم بعدفرداش اون لباس ستمونو بپوشیم واس عکاسی بیمارستان
اوکیه؟

خداروشکر ب خوبی و خوشی زایمان کردی و دختر گلتو بغل کردی خدارو هزاران مرتبه شکر🌹 خوشحالم برات مامانه مهربون💖🐥

ای جونم 😍🍓

ای خوداا نمیدونم چرا من گریم گرفتت🥹😂
عزیزم لباس قرتی خانم ک تنشه رو از کجا گرفتید

عزیزم هزینه بیمارستان گلپایگانی چقد شد

وای خدادستبندشوچه قرتیه خانوم خانوما😍🩷🎀

دقیقا مثل من بودی

عزیزم چند هفته سزارین شدی؟

سوال های مرتبط

مامان عسلک مامان عسلک ۶ ماهگی
☐ تجربه زایمان سزارین پارت چهارم
۸.۴۵ دقیقه بچم بدنیا اومده. بود. و نه و ده دقیقه خانوادم تحویلش گرفتن و من ده و بیست دقیقه وارد بخش سدم.
از قد و وزنش پرسیدم که یه دخمل ناز با ۳.۵ کیلوگرم وزن و قد ۵۲ سانتی متر بود و همه تکنسینو ترسونده بود چون موقع بدنیا اومدن اصلا گریه نکرده بود. و اروم وارد دنیا شده بود .
بعد گفتن تا ساعت سه و نبم چیزی نخورم ولی چون بیهوشی بودم اشکال نداشت تکون بخورم
. اول با اب ولرم و چند لیوان ابمیوه شروع کردم. و گفتن فعلا اینا رو بخور و ۷ شب هم سوپ و ژله بخور
بخاطر سرم هایی که وصل بود اصلا حس گشنگی نکردم.
بعد که اب رو خوردم و چند لیوان ابمیوه گفتن بابد راه برم
اومدن کیسه ادار رو برداشتن که دردی نداشت و برام پوشک و نوار گذاشتن
خونریزی زیادی هم نداشتم
بعد کمک کردن و از تخت اومدم پایین یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود و اولین راه رفتن شبیه تصوراتم نبود سخت بود ولی قابل تحمل و چون بار اول زیاد راه رفتم و هنوز سوپ نخورده بودم اخرش یکم حس میکردم چشمام سیاهی میره که گفتن برو رو تخت و غذا بخور که فشارت افتاده
ولی روی تخت رفتن سخت بود برام یکم اذیت شدم
و راه رفتن های بار بعد خیلی بهتر بود.
الانم برگردم قبل حتما سزارین با بیهوشی انتخاب میکنم.
و الان چند روزه دخملم کنارمه ولی امروز فهمیدم زردی داره و زیر دستگاه هست لطفا برام دعا کنید که این دوران هم بسلامتی برا نی نیم تموم شه.