۸ پاسخ

ببین سعی کن وقتی دوتاشون هست تا وقتی خابه برا بزرگه وقت بزار اگرم بیدار بود الکی نرو سمتش من خودم از دور جک میکردم مثلا اگ یهو لباسش میکشید یا پتو مینداخت اینا اصلا عکس العمل نشون نمیدادم ک حساس نشه اونموقع پسرم ۳ساله بود اوج لجبازی ولی واقعا سخت نشد چون با رفتارم باعث نشدم حسادت درش ایجاد بشه تو یجور رفتار کن انگار دومی نیس چون دومی خیلی کوچیکه نهایت شیر میخاد و پوشک

چون چند روز نبودی پیشش اون حس این رو داره که عضو جدید خانواده مامانش رو ازش گرفته بنابراین باید تمام تمرکزت بره روی بزرگه
منم زایمان که کردم از قبلش براش هی توضیح میدادم که من حالم اونموقع خوب نیست نمیتونم تو رو بغل کن نمیتونم بشینم و …. خیلی درک کرد
بعدم مدام با باباش بیرون بود تفریح و سرکار بابا و خوراکیهای مجاز مورد علاقه ش رو براش میگرفت
خلاصه خیلی بهش باج دادیم که رفتارش خوب بمونه
یه کمی حسادت و بد خلقی رو همه بچه ها تو هر سنی هم که باشن دارن نگران نباش
ولی باید مطمئنش کنید که هنوز خیلی دوستش دارید و براتون الویته

عزیزم حسادت می‌کنه ناراحت میشه
شما باید بیشتر توجه کنید ب پسرت دخترت همه مراقبش باش ولی هنوز کوچولو پسرت بیشتر محبت کن ک حسادت نکنه
طبیعیه فقط باید بدونی چیکار کنی

خونه ماهم همین وضعه ولی بااین تفاوت دخترم بزرگه پسرم کوچیک

منم تو شرایطشمام و دارم تحمل میکنم بزرگم ب شدت لاغر شده عصبی شده دلنازک شده هر چی هم وقت میذارم کمشه .تا خالا وندین بار پسر کوچیکم بستری شده هر بار یک هفته نبودم کلا پسر بزرگم با من لج شده

من چی بگم ک پسرم دوسال یود ک داداشش ب دنیا اومد خییلی خیلی سخت بود برام دست تنها بودم.
به مادری خواهری کسی بگو بیاد یه مدت کمکت

عزیزم پسر منم خیلی از بعد تولد داداشش لجباز شده طبیعیه من خیلی بهش توجه میکنم ولی خب نوزاد و بچه زیر دوسال مراقبت بیشتری میخواد و بچه اول اینو درک نمیکنه انقدر لجبازی میکنه تا توجه جلب کنه ولی واقعا خیلی سخته منم تو این شرایطم و واقعا علاوه بر خستگی ها و اعصاب خوردی ها من دلم براش خون میشه که بیشتر وقتم به داداشش و کاراش میگذره مثلا شب داداشش و میخوابونم پسرم منتظر می مونه من بغلش کنم تا بخوابه رومو میکنم طرفش بغلش کنم هنوز دو دقیقه نگذشته اون گریه میکنه بیدار میشه من مجبورم بغل کنم شیر بدم باز بخوابونم پسر بزرگم دستمو میگیره با بغض و گریه میخوابه بعدش هم که میخوابه من بغلش میکنم هزارتا بوس صورتشو میکنم و گریه میکنم 🥺😔خیلی شرایط سختیه

شما که توهفته ی بالا زایمان کردین چرا بچتون بستری شد ؟؟

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی