۹ پاسخ

منم خیلییی دلم بچه دوم میخاد ، اما که واقعا عصاب و توان جسمی ندارم حداقل فعلا شاید ۶سالش شد بیارم یکی

همه چی بستگی خودت داره ،من با جفتشون سینما و کافی شاپ و پارک همه جا میرم

ولی برمیگردم خونه من از اونا هلاک ترم 😆

منم دوست دارم ولی بهش فک نمیکنم بخاطر این شرایط و بیکار شدن همسرم واسه جنگ

آخی
منم دلم تنگه واقعا

منم عکسای بچگیشو میبینم دلم برای اونقدری بودنش تنگ میشه

تنها چیزی که دلم هیچ وقت واسش تنگ نمیشه بارداریمه!
بره که دیگه برنگرده انقدر اذیت شدم🤦🏻‍♀️

منم دلتنگم😂🥹

والا من الانم روحیه ای نمونده

منم دلم تنگ شده
اره واقعا دومی سخته

سوال های مرتبط

مامان پارسا جانم👶🏻 مامان پارسا جانم👶🏻 ۲ سالگی
احساس میکنم هیچ مادری مثل من از شیر گرفتن براش آنقدر سخت نبوده🥺❤️‍🩹
هربار میبینم یکی داره بچش رو از شیر میگیره کلی خوشحاله
ولی من حس افسردگی دارم وقتی به این فکر میکنم که می‌خوام از شیر بگیرمش ،میخوام بگیرمش ولی هی امروز فردا میکنم ،در حال حاضر بزرگترین دغدغه ام همینه🥺
فکر کنم از تایپکای قبلم هم مشخص باشه چند باری میخواستم اقدام کنم و دیگه شیر ندم ولی نمیتونم انگار بغض و غصه خفم میکنه😭با خودم فکر میکنم از حس مادرانه ام کم میشه🥺احساس میکنم بهش ظلم میکنم ،حس اینو دارم که خودم دارم غذاش رو ازش میگیرم😭💔 احساس میکنم بعداً برای مظلومیتش موقع شیر خوردن و خوابیدن زیر سینه دلم خیلیییی تنگ میشه🥲😭😭 برای درخواست شیر و شیر گفتنش دلم تنگ میشه😭😭پارسای من وابسته به سینه است حتی شاید شیر نیاد ولی دوست داره الکی دهنش باشه 🥲
من خیلی شیر ندارم ینی بچم بیچاره نیم ساعت الکی دهنشه بعد به اندازه ۱۰ ثانیه اینا شیر میاد بعدشم تموم، برای همین حس میکنم موقعی که از شیر بگیرمش یکی دو روز بعد که سینه ام پر شیر بشه بعدش عذاب وجدان خفم می‌کنه از این که شیر هست و نمیتونم بهش بدم😭😭😭😭

درسته این پروسه رو همه طی میکنن ، می‌دونم فقط من نیستم که بچم رو از شیر میگیرم ولی انگار متوجه اش نمیشم ، با این که خودم می‌دونم به هر حال راهی هست که بالاخره باید طی بشه ولی دلم نمیاد اصلا🥺نمی‌دونم چیکار کنم🥺💔



(البته اینم بگم شیرم خیلیییی کمه و وزن خودمم خیلی اومده پایین🥲)