۲۵ پاسخ

من دخترم هرچی جلوش بیارم بریزم اروم نمیشه من باید پیشش بشینم ک بازی کنه بلند بشم یه جوری گریه میکنه انگار چی شدهه اصلا به هیچ کاری نمیرسم

من میزارم زمین کفگیر ملاقه مشنبا ، بشقاب میریزم جلوش غذا میزارم کار میکنم ولی باید جلو چشمش باشم

تو مادر خوبی هستی عزیزم
همه بچها همینجورین و اذیت دارن منم اصلا به کارام نمیرسم اگه مامانم بتونه یه روز در هفته بیاد دخترم رو نگه داره من برسم خونه رو جمع و جور کنم🤦🏻‍♀️😑

فکر کنم کلا پسرا بد قلق ترن
زودتر حوصلشون سر میره
تایم اضطراب جداییش بگذره بهتر میشه صبر داشته باش🩷🩷

تو مادر خوبی هستی عزیزم
فقط نیکان جان به بغل شما عادت کرده
باید روی زمین سرگرمش کنی
یا از روروئک استفاده کنی
خیلی جواب میده
البته نه زمان زیاد

فک میکنه بخاطر دندوناشه

من از تو حالو روزم بدتره اونقد وابسته من شده تو بغل دخترمه از کنارش رد میشم گریه میکنه برای بغل من دیگه رد دادم

عزیزم بغلی شده ولی وسایل بریز جلوش اگ هم ی کم گریه کرد عیب نداره با ی کم گریه چیزی نمیشه بزار عادت کنه من پسرمو اینجوری عادت دادم کارامو میکنم غذا میزارم وقتی میخابه هم استراحت

منم خیلی خست ام کلی کارا می مونه بدو بدویی انجام میدم
ولی ی چیزی من اسباب بازی میزارم جلوش خیلی. بعد جلو دیدشم کار میکنم هی صداش میکنم شعر میخونم خداروشکر اینجوری می مونه وسطاشم لج میگیره یکم بغلش میکنم شما یکم امتحان کن چند روز ی جای مشخص براش درست کن همیشه ی جا باشه یاد بگیره بشینه خودش بازی کنه

منم همین الان یه تاپیک درمورد همین موضوع گذاشتم، خیلی درکتون میکنم، تمام بدنم از درد تیر میکشه، گرسنه ام از صبح هیچی نخوردم، آشپزخونه بهم ریخته، خونه بهم ریخته، چند روزه دخترم تو روز نمیزاره به هیچ کاری برسم، خیلی هنر کنم براش غذا درست کنم، حتی دسشویی به سختی میرم، یه وقتا دیگه با خودم میبرمش توالت

منم همینم
ولی یاد گرفتم تو بغلم ک هست کارامو میکنم

استراحت کجا بود خواهر نه شیر میخوره نه غذا داره دیوونم میکنه

پسر من خواب هم نداره نه شب نه روز

منم هنوز از صبح که پاشدم هیچی نتونستم بخورم سه روزه موهامو شونه نزدم فقط شبا وقت کردم برم حموم شب که ساعت دو شب میخوابه براش غذا درست می‌کنم خودتونم که هیچی همش حاضری اونم شوهرم شب بیاد بگیرتش بتونم درست کنم

پسر من جدیدا اینطور شده خیلی اذیت میشم تا یه غذا درست کنم

منی که نه صبحانه خوردم نه ناهار از دست این بچه باید بخوابه تا کارهام بکنم بیدار نشد استراحت کن

منم همینم ی دستم و شونم میشکنه از درد روانی میشم وانمیسته😭😭😭

درکت میکنم پسر منم دیوونم کرده

پسر منم همینه
میگه پیشم بشین بازی کنم خودم
بنشون کنارت خودت باهاش بازی کن با اسباب بازیاش کم کم عادت میکنه خودش بازی کنه

وای دقیقا منم همینطور اصلا نمیتونم صبونه بخورم تازه ناهار میخام بخورم

عین دختر من

بچه منم همینه . من که اعصابم داغون تره جیغ میزنم سرش . چیکار کنیم هربچه ای یه جوریه . منم کارام میمونه .ولی نهارمو درست میکنم چون شوهرم و پسر بزرگم نهار میخوان به خودم باشه درست نمیکنم

نه عزیزم منم استراحت نمیکنم کلا در حال بدو بدوام ، یا دارم خونه تمیز میکنم اونم کاری که ۱ ساعته تموم میشه و با دخترم ۳ ساعته تموم میکنم کلا شاید در طول روز رو هم ۳/۴ ساعت بشینم

احتمالا بغلیش کردید عزیزم

یک لحظه آروم واینمیسته نه روروئک نه تو تاب هیچجا فقط بغل خودم شبا شونه ها انقد درد میگیرن که

سوال های مرتبط

مامان آریو مامان آریو ۱۰ ماهگی
مامانا کمی بهم امیدواری بدین اگه واقعا امیدی هست
انقد از لحاظ روانی فرسوده شدم همش میشبنم گریه میکنم از دست پسرم که هیچی نمیخوره، از صبح که بیدار میشم تا لحظه ای که شب بخوابم تمام وقتم صرف این بچه میشه، خودم حتی ناهار شام نمیخورم شاید باورش سخت باشه ولی واقعاً وقت نمیکنم صبحانه براش درست میکنم لب نمیزنه دو ساعت دنبالشم یذره بخوره حتی دهن باز نمیکنه میذارم‌جلوش یذره برمیداره و دیگه میره بعدم خوابش میاد همش دماغ و چشم‌ میماله گریه که ببرم بخوابونمش،اون بخوابه باید شامشو بار بذارم تا عصر آماده باشه که چه فایده بازم نمیخوره، امروز بعد ۴ساعت هیچی نخورده بود تو خواب گریه میکرد معلوم بود گشنشه شیر درست کردم حاضر نبود لب بزنه شیشه میذاشتم دهتش بدتر گریه میکرد دیگه انقد درمونده بودم خودمم نشستم گریه کردم از بیچارگیم، این‌چه شانسیه من دارم چرا بچه من انقد بدغذاس😭 هرچی نمیخوره سریع غذای دیگه براش درست میکنم وای هیچی نمیخوره من تا کی باید هرروز ساعتها دنبالش باشم و اونم هیچی نخوره انرژی و توان برام نمونده، به هرکی میگم همه وقت و انرژیم صرف آریو میشه آخرشم فرسودگی روانی عایدم شده و نمیتونم ادامه بدم اینجور درکی نداره چطور همه وقت صرف میشه
مامان پارسا مامان پارسا ۱۰ ماهگی
پیاز داغم سوخت....
تو گهواره و فکرای خودم غرق بودم داشتم فکر میکردم چرا من این شکلی شدم چرا دارم خواب بچه مو با بچهای دیگه مقایسه میکنم چرا وقتی میبینم مامانی میگه بچش تا صبح میخوابه حتی شیرشبم نمیخوره واسه خودم ناراحت میشم که چرا پسر من خوابش انقد بده چرا بچه من شبا تا صبح صدبار بیدار میشه به حرف دکترش فکر میکنم که میگفت از هر ۲ یا ۳ بچه یکی شون این شکلی بدخوابه داشتم تاپیک مامان پارسا رو میخوندم که که چقد داره از لحظه لحظه بزرگ شدن پسرش لذت میبره با وجود اینکه اونم بدخوابه پس چرا من نمیتونم انقد لذت ببرم به حرف مامان الوند فکر میکنم که میگفت بی خوابی بچت برات بولد شده نمیدونم من یه مامان خسته ام یا یه مامان ناکامل نمیدونم چیشد که اینطوری شد پارسایی که از ۴۰ روزگیش شبا ۴ ساعت میخوابید تا ۲ ماهگیش که شیر شب و خودش قطع کرد چرا اینطوری شد چرا من با بی خوابی انقد بهم میریزم چرا به اندازه کافی قوی نیستم احساس میکنم مامان خوبی نیستم دلم گرفته💔