پیاز داغم سوخت....
تو گهواره و فکرای خودم غرق بودم داشتم فکر میکردم چرا من این شکلی شدم چرا دارم خواب بچه مو با بچهای دیگه مقایسه میکنم چرا وقتی میبینم مامانی میگه بچش تا صبح میخوابه حتی شیرشبم نمیخوره واسه خودم ناراحت میشم که چرا پسر من خوابش انقد بده چرا بچه من شبا تا صبح صدبار بیدار میشه به حرف دکترش فکر میکنم که میگفت از هر ۲ یا ۳ بچه یکی شون این شکلی بدخوابه داشتم تاپیک مامان پارسا رو میخوندم که که چقد داره از لحظه لحظه بزرگ شدن پسرش لذت میبره با وجود اینکه اونم بدخوابه پس چرا من نمیتونم انقد لذت ببرم به حرف مامان الوند فکر میکنم که میگفت بی خوابی بچت برات بولد شده نمیدونم من یه مامان خسته ام یا یه مامان ناکامل نمیدونم چیشد که اینطوری شد پارسایی که از ۴۰ روزگیش شبا ۴ ساعت میخوابید تا ۲ ماهگیش که شیر شب و خودش قطع کرد چرا اینطوری شد چرا من با بی خوابی انقد بهم میریزم چرا به اندازه کافی قوی نیستم احساس میکنم مامان خوبی نیستم دلم گرفته💔

تصویر
۱۲ پاسخ

عزیز دلم همه ش از قضاوت کردن میاد
اصلا یه سوال؟ چرا ما همش باید خودمون رو با کسی مقایسه کنیم؟
همیشه هستن کسایی که از ما بهتر بلدن مادری کنن
هستن کسایی که بچه هاشون از بچه های ما خوش اخلاق تره حتی اگه من خوش خلق ترین بچه رو داشته باشم بازم رو دستش هست
هستن بچه هایی که از بچه من تپل تره
بچه هایی که از بچه من زودتر راه افتادن، دندون درارودن، حرف زدن
میدونی منظورم چیه؟
وقتی بیوفتی تو فاز مقایسه همیشه شکست میخوری و سرخورده میشی
خودتو کوچولوتو با کسی مقایسه نکن
به خودن برچسب مامان بد نزن

تو یه مامان کافی هستی اگه نبودی خدا بهت پارسا رو نمیداد

پارسای من تازگیا یاد گرفته میره سراغ کشو ها همه چی رو میریزه
الان که دارم باهات حرف میزنم
اتاقام شلوغ
هال شلوغ اشپزخونه شلوغ
اما پارسا خوشحاله و با خنده لباسا رو درمیاره و پرت میکنه این ور اون ور
حتی اگه بار ها جمع کنم فک می‌کنه بازیه

پس اگه میخوام عصبی نشم کلافه نشم خسته نشم فقط کافیه قبول کنم اینا همه مراحلی از رشد شونه
همیشه که اینطوری نمی مونن ، همیشه بدخواب نمی مونن ، تموم میشه این روزا عزیزم

سعی کن کمک بگیری ، روزی دو ساعت بسپر پارسا رو به همسرت و بخواب و باور کن هیچ مادری با دو ساعت برای خودش بودن مادر بدی نیست ، شبا هیچ کس پا به پای ما با بچه بیدار نمیشه اما روزا میشه کمک گرفت و کم خوابی شبو جبران کرد کمک بگیر که کمتر اذیت شی عزیزم

اینقدر به خودت سخت نگیررررر عزیزم😘
وقتی از خواب بیدار بهش شیر بدع یا اب
از داروخونه ی تنظیم خواب بگیر
یا روز نزار اصلا بخوابه

هعییییی💔💔💔😭😭😭
تو تنها نیستی منم همینطورم اهورا تا ۵،۶ ماهگی راحت شب تا صب میخوابید شیر هم نمیخورد تو خواب گریه هم نمیکرد نق نمیزد ینی یکی دوماهه روانی شدم از دستش بخدا نه روز میتونم بخابم نه شب😭مغزم داره منفجر میشه نمیدونم چرا اینطوری میکنه انقدددد همش گریه و بهانه میگیره دیوانه شدم از دستش
انقد خودم خابم میاد حالم بده انقد ک مغزم درد میکنه از بیخوابی حتی حال ندارم براش غذا درست کنم انقد عذاب وجدان میگیرم😭😭😭😭😭
خسته میشم بخدا منم آدمم شوهرم هر روز ناهار باید زود درست بشه تا ساعت ۱۲ بیاد ببره کارگر داره ینی بزور پامیشم غذاش فقط میزارم ک ببره تا دور بر جم میکنم با هزار و یک بدبختی اهورا میخوابونم مغزی برام نمونده😔خسته شدم دیگ

من قبلاً هم بهت گفتم فکر کنم ناراحت شدی خیلی سخت میگیری منم اوایل مثل شما بودم همش فکر نخوابیدن بودم بعد دیدم وقتی بهش فکر نمیکنی راحت‌تری و اصلا اون بی خوابیه به چشم نمیاد عزیزم اینجا خیلیا الکی می‌نویسن من پسرم رو برده بودم کلاس مامانه می‌گفت پسرم همشش خوابه شبا از 7شب تا 6صبح می‌خوابه بعد ما گفتیم خیلی خوبه گفت برای شیر پامیشه اما چشمش رو باز نمیکنه تو خواب شیر میخوره آدما باهم متفاوتن دیدگاه و نظر و فکرشون الان خوابش رو مقایسه می‌کنی دو روز دیگه درس و ادب و اخلاقش رو سعی کن از مقایسه کردن دور بشی بعدم یادمه تو تاپیک هات نوشته بودی مامانت کمکت می‌کنه خیلی خوبه که منم مامانم هست کمکم میده اما ی چیز کوچیک میگم بابام بهم میپره مامانمم قهر می‌کنه از بچگیم مدلش اینجوری بود خداروشکر کن مشکل اعصاب نداری من واقعا فرسوده شدم از بس میرم خونه مامانم استراحت اذیتم میکنن با حال بد منو راهی میکنن دیگه کم آوردم نمیتونمم نرم چون من فقط کنارشونم اینقدر مسائل هست که خواب بچه آخرین مورده و ی روزی دلت برای همین الان تنگ میشه پسر منم مثل پسر شما بد خوابه تازه باید راه ببرم تا بخوابه

عزیزم منم مثل تو بودم فقدفرقش این بود ک من دوتا دارم ببین اصلا تاصبح نمیخابیدن و واقعا اذیت میشدم حتی گاهی صبحت ارشدت خستگی و خاب فقد گریه می‌کردم همش کل روزو سردرد داشتم چون همش ازخاب پامیشدم حتی ملاتونیتم دادم بهشون ولی فایده نداشت الا کاری ک میکنم یکم حالمو بهتر کرده اینه ک فهمیدم بچه های من خاب عمیقشون روزه تقریبا ازساعتای ۹صبح تا ۳ ۴بعد ازظهر الا منم کل شب باهاشون بیدار میمونم و اون تایم باهاشون میخابم ببین حالم خیلی بهتر شده دیگ ازبیخابی دیونه نمیشم این تجربه من بود گفتم شاید یکم بدردت بخوره غصه نخور عزیزم تنها نیسی ما خیلی قوی هستیم ازپس این روزام برمیایم

تمام چیزایی که نوشتی دغدغه زندگی من شده
شیر شب
خواب ناقص شب
الانم داشتم از شدت بیحالی بخاطر شب بیداری بحال خودم گریه میکردم
نمیدونم
شایدم زیادی بولدش کردم
ولی واقعا حالم خوب نیست💔
کمکی هم ندارم از بیخابی انقدر سرگیجه دارم حد ندارع
شیر خودمم میدم
شب تا صب دهنشه
خسته ام از همه چیز
ولی همش میگم نکنه دارم ناشکری میکنم
نکنه اتفاق بدی براش بیفته تو گنگ ترین حال ممکنم

دورت بگردم چرا خودتو سرزنش میکنی؟؟؟
حق داری
مگه از فولاد ساخته شدی؟؟؟؟
فدات شم از بین همه ب این چراها یه راه حل پیدا کن اگر راه حل اش به دست خودته اگر نه رهاش کن....
مقایسه کردن خیلی ادم رو اذیت میکنه سعی کن این مورد رو از خودت دور کنی.....
من که اینجوری هستم و شرایط، مشابه شما رو دارم بخشی رو بخاطر عدم همکاری همسرم میدونم که تنهایی و خستگی بهم فشار آورده میرم توی لایه ی مقایسه. خودخوری. خشم. و.....

دختر من تا دو نیم ماهگی کولیک داشت شبا تا صب بیدار بودم بعدش کلا ۵صب میخوابید تا الان ک میخواد ی ساله بشه تا ۳ بیداره.من دیگه عادت کردم تاصب بیداریم. همه همینیم عزیزم

دختر من صب ساعت شش خوابیده ده هم بیدار شده منم دیگ روانی شدم اصلا خواب نداره

عزیزم اینا همش علائم دندون درآوردن هم هست بچه بی قراره
بعدم‌نمیدونم والا این‌چ‌چالشیه افتاده تو گهواره‌همه دنبال اینن شیرشبو قطع کنن،اخه تا بچه نیاز نداشته باشه که دلش شیرنمیخواد

وای دختر منم اذان صبع نشنوه نمیخوابه😂😂
عیب ندارع این روزام میگذرن

عزیزم ماهم همینیم تنها نیستی خودتو ناراحت نکن 😢

سوال های مرتبط