۱۳ پاسخ

نمیدونم این مردا با زنه اول مثل یزید رفتار میکنن و اخلاق💩دارن و خسیس و روانین ولی چرا وقتی زن اولشونو طلاق میدن زن دوم میگیرن برعکسن با اون؟میشن پرنسس سوفیا از جزایر قناری؟؟؟؟😐

گلم وقتی حضانت بچه باخودته چرااجازه میدی ک ببرن وقتی ن خودت راضی هستی ن بچت.وقتی میخادبزورببره سریع زنگ بزن پلیس بیاد مگه شهرهرته حتما بچت بدی دیده ک نمیره خودتم شجاعت ب خرج بده نزارببره منم ابجیم مثل شماست البته ابجیم بادوتابچه طلاق گرفته و مهریه شوبخاطربچه هاش بخشیده ولی اصلا اجازه نمیده باباش ایناروببینه چ برسه ک باخودش ببره

چرا بچرو نمیاری پیش خودت همسرت قبول نمیکنه؟؟؟

همسرت چی میگه؟؟؟

والا اونا تو بیشتر میخان اذیت کنن، حالا خدا خودش یه کاری میکنه دیگه بیخیال بچه بشن،

حیف پای اذیت شدن بچه وسطه
وگرن میگفتی اصلا برا خودتون نمیام دگ دنبالش، اون موقع زن بابا دوان دوان میاوردش

خدانابودش کنه وقتی حضانت باتوعه نباید میدادی بچه رو در و میبستی و میرفتی خونه میزاشتی هی واق بزنن

وای بمیرم براش طفلکی 😭😭

الهی بمیرم شاید تا فردا اومد بهانه میگیره نمیمونه

چراااا اخه، چی شده

الهی بگردم بچه چند سالشه؟ الان زندگیت جداس

الاهلی بمیرم برای چی بردن ، حس خیلی مزخرفیه

بهش یاد بده اگه کسی اذیتت کرد یا...بیا همه رو به مامان بگو

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۱۲ ماهگی
پیاز داغم سوخت....
تو گهواره و فکرای خودم غرق بودم داشتم فکر میکردم چرا من این شکلی شدم چرا دارم خواب بچه مو با بچهای دیگه مقایسه میکنم چرا وقتی میبینم مامانی میگه بچش تا صبح میخوابه حتی شیرشبم نمیخوره واسه خودم ناراحت میشم که چرا پسر من خوابش انقد بده چرا بچه من شبا تا صبح صدبار بیدار میشه به حرف دکترش فکر میکنم که میگفت از هر ۲ یا ۳ بچه یکی شون این شکلی بدخوابه داشتم تاپیک مامان پارسا رو میخوندم که که چقد داره از لحظه لحظه بزرگ شدن پسرش لذت میبره با وجود اینکه اونم بدخوابه پس چرا من نمیتونم انقد لذت ببرم به حرف مامان الوند فکر میکنم که میگفت بی خوابی بچت برات بولد شده نمیدونم من یه مامان خسته ام یا یه مامان ناکامل نمیدونم چیشد که اینطوری شد پارسایی که از ۴۰ روزگیش شبا ۴ ساعت میخوابید تا ۲ ماهگیش که شیر شب و خودش قطع کرد چرا اینطوری شد چرا من با بی خوابی انقد بهم میریزم چرا به اندازه کافی قوی نیستم احساس میکنم مامان خوبی نیستم دلم گرفته💔
مامان افرا🌱🥺 مامان افرا🌱🥺 ۱۱ ماهگی
میشه کمکم کنید پدر دخترم میخواد بیاد ببرتش یه مدت پیش خودشون معمولا سه چهار ماه از بچه خبر نمیگیره بعد یهو میاد دنبالش خرجو مخارجی هم نمیده به بچه یا چیزی که دلش بخواد من واسش میخرم بعد دخترم اصلا دلش نمیخواد که بره ۸ سالشه منو مامانم باهاش حرف زدیم که برو بهت خوشمیگذره بعد دلش نمیخواد که بره تا میگیم گریه میکنه چون از پدرش محبتی ندیده و دلش سیاه شده عید اومدن بچه رو بردن یک هفته موند پیششون بعد انگار که بهش خوش نگذشته و بچم زنگ میزد بیاین دنبالم این وسط بچم که نمیخواد بره پدرش گفته شما دخالت نکنین فلان نکنین بچه دلش میخواد بیاد شما نمیزارین آخه کدوم مادری دلش نمیخواد به بچش خوشبگذره ؟ جایی باشه که خوشحاله
میخواد فردا بیاد با زنش بچمو ببرن اینم بگم من به خاطر بچم از مهریه و نفقه گذشتم مامانم که به زنش گقته بچه دلش نمیخواد بیاد فوری گذاشته کف دست شوهرش اونم افتاده سر لج که بیاد با زور ببره بچرو من تو این وموقعیت چه برخوردی داشته باشم؟ شما باشین چه تصمیمی میگیرین دیشب بچه با گریه اومده خونمون میگه مامان بگو بابا نیاد من نمیخام برم منم هرچی خواستم راضیش کنم که موفق نشدم بچم یه عید رفت اونجا فقط با خودش شپش آورد پیر شدیم تا ریشه کن کردیم و محبور شدیم موهاشو بزنیم انقد که عصابم خورده


شیرخشک پوشک