۹ پاسخ

واسه وابستگی به پوشک چی گفتن؟

عزیزم میشه اسم و ادرس بدی
منم یزدی هستم

عزیزم کجا رفتین بهم آدرس میدین؟

درباره پرت کردن چی گفت؟

عزیزم پیش کی رفتی

چیز تاثیر گذاری که گفت چی بود یعنی ومفید باشه

من پستونک یکسالگی سوراخ کردم ب پسرم دادم تا ی هفته نگه میداشت همش دستش بود بعد ی هفته خودش برد گذاشت تو اتاق دیگ سمتش نرف من انداختم بیرون پسر من ب شدت وابسته بود حتی موقع غذا خوردن اب خوردن پستونک دهنشش میزاشت هی درمی‌آورد 😑

از پستونک گرفتیش عزیزم ؟چه جوری؟وای من دارم نابود میشم اصلا و ابدا نمیتونم بگیرمش

درسته عزیزم

سوال های مرتبط

مامان ارسلان و آرمان مامان ارسلان و آرمان ۱ سالگی
مامانای خشگل که بچه سه ساله دارید ممکنه یه دقیقه کمکم کنید؟
ارسلان من عادت کرده ناخن میخوره هیچ کاریم چاره ساز نبوده فکر میکنم از زمانی که از پستونک گرفتمش این عادت اومد سرش گاهی هم میبینم وسایل اسباب بازیشو‌گاز‌گرفته واقعا نمیدونم چیکار کنم
خیلی پسر مهربون و دل رحمیه ولی از وقتی نزدیک سه سالش شده خیلی جیغ میزنه و پرخاش میکنه چیزی پرت میکنه
من واقعا تلاش میکنم صبوری کنم ولی یه بچه یکساله دارم هفته پیش با یه تفنگ فلزی پرت کرد تو سر داداشش و من انقد ترسیده بودم که ناخواسته دعواش کردم ولی بعدش بردمش پارک و ازش عذرخواهی کردم
از طرفیم خیلی وابسته پوشکه ولی خودش دو سه هفتس جیششو میگه ولی برای پی پی مجبورم میکنه پوشکش کنم

بنظر شما رفتارای ارسلان خیلی غیرطبیعیه؟
خیلی دنبال مشاور کودکیم که کارش خوب باشه ولی پیدا نکردم میترسم پیش کسی ببرمش که الکی عیب بذاره رو بچم چند نفریم که کارشونو قبول دارم اصلا درست نوبت نمیدن

میشه شما از رفتارای بچه سه سالتون بگید؟ و بنظرتون ارسلان اضطراب داره؟




پوشک‌پوشک‌پوشک شیرخشک شیرخشک
مامان دنیز مامان دنیز ۳ سالگی
تجربه از پوشک گرفتن دنیز:
شاید برای خیلی از مادرا این مرحله خیلی سخت باشه ولی برای من خوب پیش رفت...دنیز حدود ۲ سال و ۳ ماه بود که یکبار اقدام برای ترک پوشک داشتیم. براش خیلی کتاب های مربوط رو خونده بودم و پاتی هم خریده بودم و آموزش استفاده داده بودم و خیلی خوشحال بود که ابرقهرمان میشه...دو تا شورت آموزشی هم در کنارش داشت که اگه خطا داد فرصت داشته باشم سریع ببرم برای تعویض... البته که اشکال شورت آموزشی اینه که دیر خشک میشه و باید تعداد بالا داشته باشی!!!!
روز دوم اینقدر دنیز استرس گرفت که حدود ۳ ساعت از حمام خارج نمیشد و همش حس دستشویی داشت...این شد که پروژه با شکست مواجه شد و مجدد پوشکش کردم تا آمادگیشو پیدا کنه...
اسفند ماه با توجه به علاقه خودش و اسباب کشیمون به خونه جدید که در پیش بود در یه عملیات یهویی ترک پوشک رو شروع کردم. البته دقیقا از بعد اتمام پریودی شروع کردم که اعصابم آروم باشه!
یه تعداد برچسب تهیه کرده بودم و تکه تکه بریده بودم و توی یه جعبه کوچیک ریخته بودم...صبح که از خواب بیدار شد بهش گفتم امروز دیگه قراره ابرقهرمان بشی و با پوشک خداحافظی میکنیم...