۱۱ پاسخ

همشون همینن پازک میبریم بیچارع میکنه بیرون نمیاد جیغ میکشه 🤣🤣🤣

میگذره این تایم چون توانایی حرف زدن کامل رو ندارن نمیتونن خواستشون رو بگن لجبازی میکنن

تنها نیستی عزیزم غصه نخور دقیقا منم مثل شماهستم با پسرم تازه هفت ماهه هم باردارم

ینی اینجور چیزا قراره‌برای منم پیش بیادد؟؟؟😐خدا نکنه ک اعصابشو ندارم

پس من تنها نیستم.. از ۷ صبح بخدا بیداره و من در خدمت این بشر! حتی نتونستم نهار درست کنم غذای دیشب رو دادم بهش.. کله ظهر فقط چند تا معتاد تو پارک بودن و من و این بچه... نیم ساعته رسیدم خونه گفتم بشینم یه چیزی بخورم بخدا انقد جیغ زد انقد اذیت کرد الان درو بستم تو اتاق از دستش قایم شدم گفتم بذار این هرچقدر میخواد گریه کنه.. یا میمیره یا آروم میشه دیگه

باید موقعی که میخواد لج کنه و قشقرق به پا کنه.حواسش رو پرت کنی.دختر منم همینه تا اونجایی که بشه تو اوج لج بستن حواسش رو پرت میکنم تا یادش بره

ای وای خداروشکر که تنهاا نیستم
امروز صبح پسرمو بردم بهداشت برای ۲سالگیش بعد بردم پارک اونجا میرفت که خودشو بندازه تو آب اصلا دستمو نمیگیره وقتی دستشو میگیرم خودشو میندازه زمین
تو بهداشت خانومه گفت ماشالا چقدر عجوله فکر کنم بیش فعاله
یعنی من از صبح یه سردردی گرفتم گفتم من دیگه غلط بکنم اینو جایی ببرم واااای کی تموم میشه این دووران سخت

بابا مال من بدتره به قرآن هرجوری باهاش راه میام باز نق میزنه دونبال بهونس جیغ بزنه گریه کنه میخوام شلوار پاش کنم میگه نه نه خودم بپوشم میگم باشه جیغ نزن بیا خودت بپوش بعد میبینی نمیتونه بپوشه دوباره جیغ میزنه میگم آیسل چی میخوای مامان آخه چیکار کنم تو نق نزنی بیرون میبرم میگه بغل بغل خب بغلش میکنم بعد باز میگه زمین زمین خب میزارمش زمین ببین تا برسیم خونه پدر منو در میاره

از همین نسخه دوتاشو دارم دیروز خونه مامانم اینا بلایی به سرم آوردن که بغلشون کردم کوله هم انداختم رو دوشم نیم ساعت تو کوچه ایستادم تا شوهرم بیاد دنبالم اومدم خونه و دیگه هیچ جا نمیرم الان مامانم زنگ زد بیا دلمه بخوریم گفتم نمیام هیچ جا من دیگه پامو از خونه بیرون نمیزارم تو خونه هیلی راحتترم

گاهی اینجوری میشن اصلا اهمیت نده وگرنه دیوونه میشی🥲😂خود به خود درست میشه یه مدت بعد

تموم نمیشه باید کنار بیای

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
سلام مامانایی که تجربه دارید کمک‌ کنید
دخترم علاقه خیلی خیلی شدیدی به پارک داره در حدی که اگه بتونم و امکانش باشه هرروز باید بره جدیدا یک ماهی میشه وقتی میریم پارک سوار تاب میشه و دیگه تحت هیچ شرایطی از تاپ پایین نمیاد شاید باورتون نشه با هر چیزی بگید حواسشو پرت کردم ذهنشو منحرف کردم بریم فلان چیز که خیلی دوست داری رو بخرم اما فقط جیغ میزنه و اشک میریزه و پایین نمیاد...امروز تقریبا ۳ ساعت روی تاب بود و میگه تو هم حتما باید کنارم بایستی و هل بدی...هرچقدر باهاش حرف زدم که خسته شدیم و بریم بسه فقط گربه میکرد و جیغ میزد...منم عصبانی شدم بعد از سه ساعت تمام ایستادن از رو تاب بغلش کردم کشون کشون آوردمش خونه بماند که کل اهالی محل بهم نگاه میکردن که چرا این کارو میکنم و این بچه چشه که این ضجه ها رو میزنه...واقعا نمیدونم باید چیکار کنم اگه نبرمش هم اون روز مدام نق میزنه و میگه پارک پارک...خودمم یه دل سیر امروز رسیدم خونه اشک ریختم دلم براش کباب شد که اینکارو باهاش کردم ولی واقعا به مرز جنون رسیدم دیگه از دستش امروز.....
مامان shahan مامان shahan ۲ سالگی
من یک ماه پسرمو از پوشک گرفتمش پدرمو درآورده میگه جیش دارم میگم بریم میگه نمیخوام دوباره میگه جیش دارم میگه اگه جیش اومد برو دستشویی منم میام میگه ندارم میگه داره پی پی میاد میگم بریم میگه نه نمیاد نمیخوام نریم اینقدر خودشو نگه میداره که شورتش پی پی مالی میشه ولی نمی‌ذاره بیاد بیرون لجبازی می‌کنه میگه بریم پی پی اومد بعد میگه نمیخوام نمیاد برا جیش گریه می‌کنه و میاد ولی بعد که میاد تو دستشویی جیش کرد خوشحال و شاد میگه دیدی جیش داشتم راحت شدم ولی نمیخوام و می‌خنده و آب بازی می‌کنه و زوری باید بیاریش بیرون ولی برا پی پی اصلا نمیشینه در حد ۳۰ثانیه همین که داره میاد بیرون میگه خو بریم تموم شد و پا میشه می‌ره بیرون دیگه مغزم نمی‌کشه
کتاب بردم تو دستشویی ‌اسباب بازی بردم .برچسب براش میزنم .میگم تا ده بشماریم نیومد میریم میگه یه دو تموم شد بریم بیرون بعد پا میشه تو دستشویی بازی می‌کنه فقط میخواد شیطونی کنه و لجبازی منم دیگه کم آوردم راهکار ندارین؟کمکم کنین
مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام خانما خواهشا راهنمایی کنین دیگه من رد دادم🤦🏻‍♀️
الان حدود دوهفته هست پسرم همش بهونه های الکی میگیره مثلا صبح بلند میشه گاهی اوقات با گریه هر چی میگم چی میخای فقط گریه بغلش کنم نازش کنم باهاش حرف بزنم بدتر میکنه جیع و گریه اش رو..باباش بنده خدا ۳ از سرکار میاد ناهار ک اولش نمیزاره بیارم با هزار ناز و ادا سفره رو پهن میکنم بعد گریه میکنه ک نخورین بابا نخوره مامان هم نخوره باید یواشکی شوهرم بخوره بره باز سرگرمش کنه که من بخورم🤦🏻‍♀️ یا خودش میگه بریم بیرون حاضر میشیم بریم میگه من نمیام ..حالا الانا دیگه مخم نمی‌کشه ب شوهرم میگم نمیاد ولش کن بیا ما بریم درو می‌بندیم میریم میگه منم میام خلاصه میبرمش اومدنی باز داستان داریم از خونه طرف باشیم نمیاد همین داستانا رو داریم تو ماشین هم بریم دور بزنیم بعد که میرسیم خونه میگه نمیام از ماشین نمیاد پایین من که حوصلم‌نمیکشه میرم خونه...باز شوهرم درماشینو میبنده خودش میره پشت ماشین که فک کنه کسی نیست بعد پسرم صدا میزنه بابا بابا ...که بیاد پایین....الانم بالشت و پتو وسط خونه میگه جمع نکن میگم باشه صبحونه آوردم بخورم از ساعت ۱۰ میگه تو نخور گفتم باشه حالا میخام جمع کنم گریه میکنه جمع نکن🤦🏻‍♀️بخدا دیگه صبرم تموم شده اصلا این بچه با اسباب بازی هاش بازی نمیکنه فقط دنبال منه🤦🏻‍♀️ دیروز اینقد دعواش کردم و حتی زدمش 😔 روانشناس اینستا دیدم میگه با یه جیز سرشو گرم کنین بخدا سرشو گرم میکنم یه لحظه برمیگرده باز یادش میاد گریه و جیغ که چرا مثلا فلان کارو کردی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️دیگه رد دادم ...چکار کنم بجه های شماهم همینن یا نه ؟