سلام مامانایی که تجربه دارید کمک‌ کنید
دخترم علاقه خیلی خیلی شدیدی به پارک داره در حدی که اگه بتونم و امکانش باشه هرروز باید بره جدیدا یک ماهی میشه وقتی میریم پارک سوار تاب میشه و دیگه تحت هیچ شرایطی از تاپ پایین نمیاد شاید باورتون نشه با هر چیزی بگید حواسشو پرت کردم ذهنشو منحرف کردم بریم فلان چیز که خیلی دوست داری رو بخرم اما فقط جیغ میزنه و اشک میریزه و پایین نمیاد...امروز تقریبا ۳ ساعت روی تاب بود و میگه تو هم حتما باید کنارم بایستی و هل بدی...هرچقدر باهاش حرف زدم که خسته شدیم و بریم بسه فقط گربه میکرد و جیغ میزد...منم عصبانی شدم بعد از سه ساعت تمام ایستادن از رو تاب بغلش کردم کشون کشون آوردمش خونه بماند که کل اهالی محل بهم نگاه میکردن که چرا این کارو میکنم و این بچه چشه که این ضجه ها رو میزنه...واقعا نمیدونم باید چیکار کنم اگه نبرمش هم اون روز مدام نق میزنه و میگه پارک پارک...خودمم یه دل سیر امروز رسیدم خونه اشک ریختم دلم براش کباب شد که اینکارو باهاش کردم ولی واقعا به مرز جنون رسیدم دیگه از دستش امروز.....

۱۴ پاسخ

عزیزم کاش براش تاب بخری تو خونه داشته باشه
ادم هر روز نمی رسه و نمی تونه پارک بره یه روز هوا سرده یه روز هوا الوده یه روز گرم
سعی کن کمتر ببریش و اسباب بازی براش بخری تو خونه سر گرم بشه

منم همین مشکل رو داشتم، براش تاب خریدم راحت شدم

ایخداخیلی خوبه که به پارک علاقه داره.بنظرم هرروزببرش بالاخره یه بچه پیدامیشه که بهش میگه بایدبیای پایین ویادمیگیره
امااگرنبریش بلدنمیشه وخودخواه بارمیاد

وقتی میبینن با گریه کارشون راه میفته بدتر میکنن اما چندبار ببینن که گریه و جیغ هیچ فرقی نداره و باید تسلیم بشن دیگه به ناچار یاد میگیرن قشقرق نکنن

قبل رفتن باهاش شرط کن و تایم بده و اگرم گریه کرد اهمیت نده
دکتر به من گفت وقتی چندین بار مواجه بشه با قانونی که گذاشتی
به مرور یاد میگیره باید تابع قانون مادرش باشه

برای ما همه اینجور شرایط پیش میاد رهاش کن چند قدم برو شاید دیدی گفت میام یا بگو بریم خونه اب بازی بابا اومده

دقیقا مثل دختر من. تو تاب خودش نهایت ۱۰ دقیقه میمونه ولی وقتی میریم پارک حاضر نیست از تاب پایین بیاد. طبیعیه که بقیه بچه ها هم منتظرن تاب خالی بشه. دفعه آخر به زور پیاده ش کردم یه جیغ هایی میزد کل پارک نگاه میکردن

اتفاقا دیروز خوندم همچین مشکلی رو
می‌گفت اشکال ندار بزارید گریه کنه
ولی دعوا نکن باهاش حرف بزن بگو چیزی نیست که تو دوست داشته باشی باید انجام بشه نوبتی و فلان
قانع ام نشد برشدار دوبار گریه می‌کنه یاد میگیره
دختر منم سرهرچیزی خیلی گریه میکرد از بس ن نشنیده بود
ولی الان یه کوچولو بهتر شده

چن روز نبری غر بزنه کم کم عادتش کمتر میشه. وقتی هر روز ببری عادت میکنه و هی باز براش کمه و بیشتر میخاد بمونه. منم یه موقع خیلی هانا پارک دوس داشت هر شب می‌بردم ولی باباش جلومو هی گرفت و نبردیم و هفته ای یه بار که ببریم کلی خوشحال میشه... البته که تو فصل سرما کلا نبردیم فقط یکی دو بار خانه بازی انگار یکم یادش رفته بود ولی دوباره شروع کردیم دو هفته هس دو سه بار رفته

دختر منم همینطوری بود هم تاب براش گرفته باباش هم سرسره 🙂
حالا اگه من یه چیزی میخواستم پول نداشت 🥲

حالا تو خوب موندی باهاش سه ساعت بازی کردی بخدا من باشم زودی از رو تاب برش میدارم دیگم نمیبرمش پارک باور کن اصلا حوصلم نمیکشه

۳ ساعاتی رو تاب؟
حتی برا خودش هم خوب نیست.
چطوری تحمل کردی.
خدا قوت مامان .
من ۵ دقیقه هم حوصله کنار تاب وایسادن ندارم.
تاب زیاد تهوع سرگیجه همه چی میاره..
شاید یه مدت دیگه براش تکراری بشه دیگه کمتر استفاده کنه

الان همه تاب دارن تو خونه برا بچه شون

من جات باشم براش تو‌ خونه تاب میخرم

سوال های مرتبط

مامان علیرضاومحمدرضا مامان علیرضاومحمدرضا ۲ سالگی
خواهشا کسی نیاد اینجا نصیحت بنویسه راجع به چیزی که میخام بگم امشب پسرم رو برده بودیم پارک یه پارک تو یه منطقه ی بالا شهر همه بچه ها تو قیمت وسایل بازی خوشتیپ بودن و تمییز و مرتب پسر من افتاده بود دنبال بدتیپ ترین بچه ی دنیا والبته شلخته ترین و نچسب ترین که یعنی واقعا خواستنی نبود من اصلا به ایناش کار ندارم خیلی چرک بود و کفش نداشت جورابم نداشت فقط این یه دونه بچه تو پارک اینطوری بودپسر من ثانیه ای ولش نمی‌کرد مدام دنبالش میرفت هر کاری اون میکرد اینم میکرد با همون پاهای برهنه مثلا دویید رفت تو دشویی پارک که شوهرم بدو بدو رفت پسرم رو گرفت ما جفتمون خیلی مایه شدیم ولی من چیزی نگفتم بغلش کردیم رفتیم نگم چه اشکایی می‌ریخت واس اون بچه چون مطمئنم پارک نمیخاست اصلا بازی نکرد فقط چسبیده بود به اون رفتیم یه پارک دیگه که از دلش دراد مطمئنم باورتون نمیشه اینجا هم رفت نچسب ترین و نخواستنی ترین و کثیف ترین بچه رو انتخاب کرد ما شُکه شدیم شوهرم خیلی خیلی ناراحت شد گفت لابد بزرگم شه میخاد بره دنبال آدمای به درد نخور این بچه هایی که میگم دقیقا اونایی بودن که پدرومادراشون تو پارک ولشون کرده بودن واصلا نمیدونستن کجا هستن من بارها از پسرم وقتی میبرمش بیرون این حرکت رو دیدم ولی به شوهرم نگفتم ولی واقعا فکرم رو مشغول کرده چرا باید بره دنبال بچه های کثیف اونایی که کسی کاری باهاشون نداره شلخته هستن و......
مامان آقا مهراد❤️ مامان آقا مهراد❤️ ۲ سالگی
سلام مامانا کسایی که تجربه از شیر گرفتن دارین تا کی طول میکشه بچه ها از یادشون بره
به خدا من دیگه کشش و توان ندارم کاملا شدم مثل این دیوونه ها
الان ۲۸ روزه پسرم رو از شیر گرفتم تدریجی بود و و هربار از وعده های شیرش کم کردم تا فشار زیاد هم بهش وارد نشه ولی در اخر مجبور شدم سینه ام رو سیاه کردم و گفتم اوخ شده چون دوباره داشت وعده هاش رو زیاد میکرد و بند بند وجودم خسته بود از شیر دادن به حدی که ۱ دقیقه شیر میخورد فشارم میفتاد و چشمام سیاهی میرفت
از شبی که گرفتمش فقط دو.الی ۳ شب راحت خوابیده اونم بعد از یک هفته اول ولی بعد از اون موقع خوابش که میشه به حدی بهونه میگیره جیغ میزنه که واقعا میمونم چیکار کنم تا اسم خواب میاد یا کاری که باب میلش نباشه میزنه زیر گریه و میگه میترسم یا همینکه بین خوابش بیدار میشه فقط میگه بغل و پام درد میکنه و مداوم فقط گریه تا دوباره با بدبختی بخوابه
اونم خوابی که فقط باید بشینم کنارش چون مدام میگه مامان و یه لحظه احساس کنه نیستم قیامت میشه دوباره
و میدونم تموم کارها و رفتارهاش هم به به خاطر شیر و وابستگیش بوده و این مدت هم همه جور دل به دلش دادم
حتی دیروز بهم میگفت مامان ممه خوب شده من بخورم
دیگه واقعا کم اوردم صبح اینقدر حرص داشتم و حالم بد بود از خستگی که خودمو تا تونستم زدم اونم کی منی که همه دم از قوی بودنش میزنن و به خاطر همین کسی نگاهمم نمکینه که بدونه الان چه شرایطی دارم فقط میدونم بریدم و خسته ام خییلی خسته😭😭😭😭😭😭