۶ پاسخ

ببین مامان جان کارش بد بوده ولی همونطوری نه اون نمیدونسته تو توی چه شرایطی هستی شاید اون هم توی شرایط بدی بوده
وقتی اومد خونه یه نیم ساعت ۱ ساعت بعدش آروم بهش بگو
بگو دلم شکست اینجوری باهام صحبت کردی

الهیییی عزیزم نمیخام توجیه کنم قطعا حق با توهه ولی برای آرامش خودتم که شده فک کن یه درگیری داشته کارا آزاد خیلی چالش داره البته هر شغلی دردسر خودشو دارها ولی سعی کن خودتو آروم کنی

قربونِ دلِ شکستت برم
هر کس ظلم کنه؛خدا جوابشو میده
واگذارش کن بخدا
منم تنهام و توی این دنیا بجز بچه هام هیچ کسیو ندارم

پس من چی بگم یساعت پیش شوهرم و مامانم ی دعوای خیلی بد کردن دارم میمیرم از غصه

من شوهرم سابقه خیانت داره بعد تقریباً اوضاع مثل شماست بیشتر اوقات با پسرم تو خونه تنهام بعد اصلا هم شکمم بزرگ نشده چند روزه پیش بهش گفتم پول بده می‌خوام برم آرایشگاه میگه کی ب تو نگاه می‌کنه که میخوای بری آرایشگاه خیلی دلم شکست
دیروز تولدم بود تبریک نگفت بهم انگار نه انگار
امروزم میخواستم با دوستم برم بیرون خواستم ازش پول بگیرم میگه کی ب تو نگاه می‌کنه با اون شکمت که میخوای بری دور بزنی
عکس خودم تو تایپکام هست همه میگن خیلی ازش سر تری اما دیگه اون قدر دلم شکسته که جا نداره واگذارش کردم ب خدا
فقط می‌دونم اگه خدایی هست خودش جوابشون می ه

واقعا حق داری منم الان گریه م گرفت حس کردم چی شده ولی خب قطعا از قصد اینکار نکردع

سوال های مرتبط