۲۵ پاسخ

خانمایی که میگید تدریحی گرفتم تلخک زدم لاک زدم رژ زدم عزیزای دل به این روش نمیگن تدریجی همون روش قدیمی… تدریجی یعنی به تدریج کم کنی و کم کم قطع بشه بدون هیچ تلخی و خاطره بد برای کوچولو🌱

وای خواهش میکنم به حرف اینا که میگن تلخک بزن و چسب بزن و رژ بزن گوش نده.تو رو خدا روان بچه رو به هم نریز.چه با غرور میگن چسب زدم بچه ترسید!!!!!!از ترسوندن بچه احساس افتخار میکنن🤦🏻‍♀️
ببین منم دقیقا همین دیالوگ تو رو میگفتم روزای آخر شیر دهی.هی به خودم لعنت میفرستادم که چرا شیر خودم رو دادم.
ولی یه روز دیگه گفتم از امروز یک ماه زمان تعیین میکنم که کم کم ازش بگیرم.اولم با خواب بعد از ظهرش شروع کردم.صبح ها میبردم پارک حسسسسابی خسته اش میکردم  و بعد غذاشو میدادم و با قصه و لالایی و این چیزا میخوابوندمش.دو سه روز اول سخت بود و هی شیر میخواست که مقاومت کردم. مقاومت و صبر و تحمل تو اینجا خیلی مهمه.اصلا نباید پا پس بکشی و عصبانی هم نشی.خلاصه خواب عصرش که بدون شیر شد رفتم سراغ سایر وعده ها که اول یکی در میون ندادم بعد از چند روز دوتا در میون ندادم و... تا این که به یه وعده در روز رسیدیم.و اون رو هم توی چند روز حذف کردم.
وقتی گریه میکرد و میخواست با آرامش بغلش میکردم و توضیح میدادم که دیگه ۲ سالت شده تولد گرفتی دیگه دندون داری و یه پسر دوساله غذاهای خوشمزه میخوره و ببین دوستات دیگه ممه نمیخورن و اینجور حرفا.
بعد خوراکیایی که دوست داشت یا بازیایی که دوست داشت بهش پیشنهاد میکردم و حواسشو پرت میکردم‌.
بعضیا میگن دور بچه شلوغ باشه حواسش پرت شه ولی من توی خلوتی هم تونستم.خودت ببین کدومش بهتره برات.قطعا بچه خیلی گریه میکنه خیلی اعصابتو به هم میریزه ولی یه بار برای آخرین بار به خودت بگو دیگه باید تمومش کنم با آرامش

پسر منم اینجوری بود وقتی مهمونی میرفتیم از بقیه خجالت میکشید میومد بزووور پیرهن منو میزد بالا خیلی خسته شده بودم چسب زدم به سینه هام گفتم اوف شده اونم ترسید دیگ نخورد میومد بوسش میکرد نازش میکرد میرف توهم امتحان کن شاید اینجوری حدا شد

باید یهویی بگیری دخترمنم همینحوری وابسته بود چسب بزن بگو بوف شذه دوسهروز اول سخته بعدش راحتی

والا بچه من شیر خشک میخوره اما کابووووسم شده ترک شیر
یعنی تو رویا هم نمیبینمش😭

پسرمن شیرخشک ترک کرد اما همش بازی توی پارک
یا
دنت همش میخوره

عزیزم اول وابستگیشو کم کن
از صبح تا ظهر هر چند وعده که میخوره یه وعدشو کم کن، دو روز بعد یه وعده دیگشو کم کن، خوراکی های مورد علاقشو بده بخوره، ببرش بیرون، پارک، آب بازی، همینطوری ادامه بده تا صبح تا ظهر قطع بشه، مقاومت کن
موقع خواب عصر بده
دوباره از وقتی از خواب عصر بیدار میشه تا شب موقع خواب کم کم قطع کن
فقط میمونه خواب عصر و شب
یه روزم موقع خواب عصر تلخک یا قطره آهن بهداشت(من اینو زدم) بزن و تمام
ان شاءالله خدا هم کمکت کنه

وای وحشتناکه شیردهی من مشکل اعصاب گزفته بودم انقد بهم اویزان بود
از شیر بگیرش انگار از اسارت ازاد شدی

دختر منم حیلی وابسته بود تلخک زدم بدش اومد ینی به هیچ صراطی مستقیم نبود

پسر من جوری وابسته بود که وسط غذا دوسه بار تو.خواب که هر نیم ساعت دیگه کلافه شده بودم از دستش ولی دیگه یکم کلپوره جوشاندم آبش که تیره شد زدم به سینه دور سینه هم با رژ قرمز کردم فقط دو شب پا شد یه نیم ساعت گریه کرد که بقلش کردم خوابید الان ماشالله هم خوابش هم غذاش خوب شده

منم برا همین زود گرفتمش

عزیزم دختر منم دقیقا همینجوری بود
ب شدت وابسته

من چسب زدم گفتم اوف شده اومد دیدورفت بعدم غذاشوخورد خوب باهاش بازی کردم خودش خوابید الان یک ماه میشه گرفتمش راحت بود خداروشکر البته اصلا شب تا صبح شیرنمیخوردا توروز یه وقتایی میخورد

صبر زرد از عطاری بگیر بزن ب سینت دیگ دورش نمیاد

لاک بزن بگو بوه شده یا تلخک دیگه نمیخوره

وای که منم مثل توام دقیقا

عزیزم به تدریج از شیر بگیرش مثلا شبا موقع خواب بده روزا اصلا نده کم کم شبم نده سعی کن درطول روز هرموقع گفت ممه خوراکی بدی دستش قبل خوابم خوب سیرش کن نگران نباش خدا خودش کمک میکنه فقط صبر داشته باش اولش تا یک ماه شاید بچه بیقراری کنه بهونه گیر بشه ولی تو صبور باش وسرشو گرم کن.تا یک ماهم خوراکی بده بخوره بعد غذا

ببین منم دخترم خیلییی وابسته بود فک نمیکردم راحت موفق بشم ولی راحت تر از اونی بود که فک میکردم خداروشکر. تدریجی اومدم اول روزها رو کم کردم روزها چسب میزدم فقط موقع خواب و تو خواب میدادم بعدم یه روز تلخک زدم و شبو موقع خواب و طول خواب قطع کردم

پسرمنم خیلی وابسته بود به شیر یعنی هر۵دقیقه باید بهش شیرمیدادم دیگه بهش ندادم گریه هم کرد ندادم سس قرمز زدم گفتم اوخ شده شبا بهش آبمیوه یا شیر پاستوریزه قبل خواب میدم میخوره میخابه الان ۵روزه از شیرگرفتمش دیگه نمیخاد باهاش کنار اومده توهم یهویی بگیر هم خیلی خوب غذا میخوره هم خودش هم خودت راحت میشین

پسرمنم خیلی وابسته بود به شیر یعنی هر۵دقیقه باید بهش شیرمیدادم دیگه بهش ندادم گریه هم کرد ندادم سس قرمز زدم گفتم اوخ شده شبا بهش آبمیوه یا شیر پاستوریزه قبل خواب میدم میخوره میخابه الان ۵روزه از شیرگرفتمش دیگه نمیخاد باهاش کنار اومده توهم یهویی بگیر هم خیلی خوب غذا میخوره هم خودش هم خودت راحت میشین

تدریجی کمش کن منم مثل تو بودم تدریجی گرفتمش

عزیزم یبار قشگ اراده کنی میتونی از شیر بگیریش من سه روز. روز و شب بیدار بودم کلی هم اذیت شدم ولی تونستم از شیر بگیرم هرکاری سختی خودشو داره

پسر منم خیلی وابسته بووود شدیدددد
یهویی لاک قرمز زدم گرفتمش دو سه روز اذیته بعدش خوب میشه

اره واقعااا سختهههه باید دیگ ی یک هفته دوهفته تحمل کنی ندی تخلک بزن اذیت بی قراری داره چاره ای نیست تدریجی بگیری الان دیگ از پا در میای خودت بدنت نابود میشه دو سال داری شیر میدی خیلی وابستس حق داری ولی باید از ی جایی شروغ کنی

شما یهویی با تلخک ازش بگیر

سوال های مرتبط