۱۰ پاسخ

نووووش جوونش باشه
نیهان ۱۱ شب میخوابه ۹ صب بیدار میشه
۱۲ ظهر میخوابه ۲ بیداررمیشه
اگه خسته بشه یه دورم ۵ میخوابه تا ۶ اینا

وای مرسی عزیزم کلی از پست هاتو دیدم و ایده گرفتم واسه غذای پسری🥲❤️مرسییییی ازت

دخترمن دیر بیدار میشه دیرم میخوابه تاساعت یک ظهر میخوابه و شباهم تا من نخوابم اونم نمیخوابه هروقت عشقش بکشه میخوابه منم میشینم باهاش بازی میکنم خسته بشه بخوابه

در حالت عادی ۱۱یا ۱۲مخوابه تا ۱۲فردا
ولی اگه درد دندان یا دل درد باشه بد خوابی می‌کنه

نوش جان ❤️❤️❤️

۱۱ میخوابه تا ۹

ساعت ۱۲میخوابه تا ۱۱:۳۰فرداش

با چه عذابی خورد 🫠😅😅😅😅

نوش جانش،شام چی بود؟من متوجه نشدم؟

شامش چیه؟؟

سوال های مرتبط

مامان bachka مامان bachka ۱۶ ماهگی
چند روزه لیلی سرما خورده و بشدت بهونه گیر شده 😭
یه دفعه ای متوجه شدم دندون اسیابش در اومده یه طرفش
باورم‌نمیشد 👀
اخه لیلی فقط چهار تا دندون‌داره و دندون بالایش هنوز کاملا در نیومدن🦦🦷
من فک میکردم دندون به ترتیب در میاد ک اشتباه بود 😄
خلاصه سرتونو درد نیارم ک گل خانوم ما حالش بده و بهونه مبگیره

دروغ نگم‌ابن روزا
خیلی خسته م
کلافه م
از اول صب ک بیدار میشم بهش میرسم بزورهیچی نمیخوره بد غذاترین شده
و فقط گریه و گریه😞
کاش این دوندونا زود تر در بیان و تموم بشه دلم خیلی میگیره میبینم‌انقد اذیته😭

بمیرم من برات قلبممم♥️


بعضی وقتا از شدت خستگی صدامو بالا میبرم
نمیتونم‌خودمو کنترل کنم و بعد حس مبکنم‌دیگه دوسم نداره‌و بدترین مادر دنیام💔😞
چقد این روزا فکرم‌درگیره و‌ حالم خوب نیس
ببخشید همه جون مامان اگه ناخواسته ناراحتت کردم تو امید و‌دلخوشی منی🫠

ناگفته نماند نه صبونه خورده و ن نهار
عصر براش شام گذاشتم تا شامش اماده بشه یه فرنی مقوی درست کردم ک شکر خدا خورد 🥹 من اون لحظهحس میکردم خوشبخت ترین ادم‌دنیام 🧡


ارد برنج
شیر
مویز
گردو
خلال بادام
پودر نارگیل
وانیل مایع
انجیر

ارد برنج و با شیر قشنگ مخلوط کردم
پودر نارگیل و مویز و خلال بادام و گردو و انجیرو قشنگ با بلندر زدم و همه رو‌پودر کردم

ارد برنج و شیرو ک مخلوط شده بود روی گاز گذاشتم
قبل اینکه ب غلظت فرنی برسه
مخلوطی ک گفتمو ریختم و قشنگ همزدم
بعدشم وانیل اضافه کردم


خیلی مقوی و خوشمزه
فقط چون گرمیه خیلی زیاد نباید داد زود زود درست نکنید🍓🧡




شیر خشک پوشک فرزند پروری
مامان bachka مامان bachka ۱۶ ماهگی
امروز روزِ عجیبی بود؛ یک ماراتنِ تمام‌عیار از بی‌خوابی و خستگی

گاهی وقتا مادر بودن بقدری فرساینده میشه که ادم کم میاره درست مثل امروز که از بی‌خوابی و خستگیِ مفرط، بریده بودم. اما همیشه یک نقطه برای بازگشت باقی‌ست: خانه‌ی پدر و مادر🫀
لیلی از دیشب بیدار بود و من ساعت‌ها تو سکوتِ شب،‌روی پاهام‌تکون میدادم
.ساعت شش صبح
دیگه پاهام حس نمی‌کردم، ناخودآگاه صدام بلند شد…
اما بعد، تسلیم شدم کلی گریه کردم 🥲
همسرم پیشنهاد داد لیلی رو ببریم‌پیش مامانت و توام استراحت کن


لیلی رو به پناهگاهِ امنِ زندگی‌م یعنی خونه ‌ی مامانم بردم .

تا ساعت سه خوابیدم و وقتی بیدار شدم، با سردردی شدید اما با عطری بهشتی در فضا روبرو شدم؛ بوی غذای مورد علاقه‌ام! مامانم نه تنها واسه ما غذا پخته بود، با لبخند

گفت: نذاشتم لیلی حتی یک ثانیه گریه کنه ؛ کلی بازی کردیم.

حتی غذای لیلی رو هم آماده کرده بود تا من نگران هیچ‌ی نباشم🥲♥️

آونجا بود که با تمام وجود حس کردم معنای واقعیِ “خونه‌ی امید” چیه

مادری یعنی همین؛ یعنی وقتی دنیا روی شونه هات سنگینی می‌کنه کسی باشه که بارت رو سبک کنه و با عشق، خستگی‌ت رو به آرامش بدل کنه. 🏡♥️

خدایا، عمرم را به عمرشون گره بزن. بدونِ وجودِ مامان، من واقعاً نمی‌دونم کجا بودم چی میشدم ♥️


روحِ همه‌ی مادرانِ آسمانی شاد🕊️





پوشک فرزند پروری شیر خشک