۷ پاسخ

من دیشب عروسی بودم منتهابچه روگذاشتم پیش خالش خیلیم خوش گذشت بابچه واقعاعذابه

دیروز رفتم خونه جاریم یکساعت بیشتز نتونستم باشم ،همون یکساعت یکسره دخترمو راه می‌بردم، شیر هم نمی‌خورد فقط نق میزد ،بیزار شدم پاشدم اومدم خونه انقد خسته که نگوووو

من هنوز خونه مادرمم نرفتم سه ماهه

من با بچه سه ماهه رفتم
اونم عروسیی ک ۱۵ ساعت توی راه بودم براش

پدر ادم درمیاد پاره میشی تا برمیگردی
فک کن من دوتا پشت سرهمم دارم
یه بار رفتم دیگ پشت دستمو داغ کردم تا بزرگ شدنشون جایی برم

عروسی برادر شوهرم ۱۶خرداد نمی‌دونم واقعا می‌خوام چیکار کنم 😐

من رفتم اذیت نشدم البته دخترم یکم مقاومت کرد برا خواب ولی پستونکش خورد و درنهایت به سر صدا عادت کرد کالسکه هم برده بودم و راحت گرفت خوابید

سوال های مرتبط

مامان بنیتای من🥰 مامان بنیتای من🥰 ۱۳ ماهگی