۹ پاسخ

وای چه قدر بد...من که اصلا نمیدونم خوی کشور چه خبره‌.
فقط تنها چیزی که بهش فکر میکنم گرونی هست.

با اخبار نگاه کردن و غم و غصه اگ کاری درست میشد هممون باهم انجام میدادیم...اما اصلا بااین چیزا درست نمیشه و چیزیم دست ما نیست عزیزم...منم حالم بهتر از خودت نیست ولی مجبوریم منتظر بمونیم ببینیم چی میشه..همینجوری نمیمونه ک

بیخیال، کل جنگ و این داستانا فیلمشون بود

من از دی ماه و اون قضایا و ب بعدش انقدددرررر اخبار دنبال کردم و... انقدر حرص خوردم و فکر کردم و فشارهایی ک از جهت های دیگ وارد میشد نتیجش شد پنیک شدن و اضطراب شدید ک مجبور ب خوردن دارو شدم و درنهایت گفتم با اخبار دنبال کردن من چ اتفاقی میوفته 😑☹️ هرچی کانال خبری داشتم پاک کردم الان اصلاااا دنبال نمیکنم و با ادم هایی ک بحث میکنن و طرفداری ب هیچ عنوان هم صحبت نمیشم...
تقریبا دو هفته ذهنم اروم تر شده داشتم ب معنای واقعی دیوونه میشدم همش دنبال دعوا و بحث بودم حوصله خودم و بچمم نداشتم🥲

فعلا کمتر اخبارو دنبال کن. منم اگه زیاد دنبال اخبار باشم همین حالت بهم دست میده

عزیزم بیخیال باش شما دغدغه ی کشور رو داری ولی کشور دغدغه ی شمارو ندارع ...

خودتو سرگرم کن با کارای روزمره اینجوری فقط زندگی رو برای خودت و خانوادت تلخ میکنی

بیخیال صفورا هرچی بشه میبینیم

ب نظرم اخبار رو دنبال نکن اصلا زندگیتو کن و بسپار بخدا ایشالا ک بهترینا برامون پیش‌ بیاد

سوال های مرتبط

مامان طلا🌸مکرومه باف مامان طلا🌸مکرومه باف ۵ سالگی
دلم برای مادربزرگ مهربونم خیلیییی تنگ شده هرروز بیادشم همش تو ذهنمه هرروز تموم خاطرات کنارش یادمه انگار منتظرم ک ببینمش سواد نداشت اما هرروز ب همسایشون میگف شماره منو میگرف میگف ننه من همش غصه تو رو دارم تو غربت چیکار میکنی میگفتم ن بابا غصه چی ما انقد میریم بیرون اینور اونور غصه نخوری میگم ننه خیالم راحت شد مراقب بچت باش چجوری کاراشو کنی تنهایی میگفتم ن شوهرم کمکمه تو دلواپس ما نباشی میرفتم شهرمون میرفتیم خونشون تو حیاط فرش مینداخت هرچی تو یخچال بود میاورد میگف باید بخورین اون خندهای شیرینش همش جلو چشممه با پسرم سربسر میزاشت و میخندید ریز ریز حالا دیگ شده ی غم بزررررگ تو قلبم وقتی میرفتم خونشون انگار تموم غصها یادم میرف انقد ک مهربون بود خونشون قدیمی و ساده بود اما پر از حال خوب بود واقعا درموندم چیکار کنم با این حجم از دلتنگی فکرشو نمیکردم یروز نباشه و فکرشو نمیکردم با رفتنش من انقد بهم بریزم کاش میشد ادما همه اونایی دوس دارن ی گوشه جم کنه و همه باهم از دنیا بریم ینی بازم میبینمش یروز؟خیلی شبا خابشو میبینم اما حجم دلتنگیم بیشتر میشه فقط