من تو شرایط خیلی بدی هستم مجبورم بعضی مواقع سربچه ام داد بزنم بثیا کلا بزنمش و این مجبوریت منو یه جوری عذاب میده نابود میشم از تت ته دلم دارم میسوزم.دخترم قیافش خیلی خوشگله همه خوششون میاد خیابون بازار فامیل ها همه
ولی یه خواهر دارم کلا خانوادش مخالف این دخترم هستن حس میکنم چون همه دوسش دارد و به بچه هاش بی توجه هستن اونا هم از روی حسودی به دخترم اینجوری میکنن.
یه جوری ان اصلا مثلا دخترم یه کاری میکنه به من میگن چرا نمیزنی و فلان
چندین بار گفتم بچه هست متوجه نمیشه بزنم لج میکنه ولی بازم دخترم شلوغ کرده گریع بی جا کرده مجبور شدم بزنم.
بچگی خودم یادم میاد مادرم چقد بد باهام رفتار میکرد میگم خدایا خودت کمک کن تا از یادش بره
خودت کمک کن زودتر برم سر خونه زندگی بچم نابود نشه.

فقط خدا دست هر بی کسی رو بگیره ماهم همینطور
خدارو قسم میدم به بزرگی خودش به فاطمه ی زهرا هیچ بچه ایی رو بی پدر ومادر نکنه به کسی محتاج نباشه.من محتاجم برای همین محبورم بعضی جاها بچه امو بزنم
کودک رفلاکس گهوارع

۲۷ پاسخ

چیزایی که گفتی اصلا دلیل نمیشه که بچتو بزنی،
چرا بلد نیستی از بچت محافظت کنی؟
یعنی انقدر ضعیفی که چون دیگران میگن بزن تو هم میزنی؟؟
دلیلایی که گفتی خیلی بیهوده و بی مورد بودن
لطفا واسه زدن بچت دلیل نیار که خودتو توجیه کنی

ببخشید ولی واقعا برات متاسفم ک جیگرگوشتو می‌زنی اون تنهاکسیه ک داریش وانقدرکوچیکه ک بتو هیچ آسیبی نزده وتوداری بهش آسیب میزنی اون چی میفهمه انقدر کوچولوعه که کتک میزنیش طفل معصوم رو

اين ديگه چه توجيه غير عقلانى بود واقعا
يعنى چى مجبورم
هيچ وقت هييييچ كس نبايد مجبور بشه
وقتى گريه ميكنه ببرش بيرون اگه نه تو اتاق اگه نه ببرش حموم يا دستشويى
ميدونى دارى با روان اون بچه چى كار ميكنى ؟
من خودم مادر خوبى نيستم منظورم اينه ادعايى ندارم اما خدايى ديگه بعضى چيزا فاجعه است
مطمئن باش هيچ وقت از ذهنش پاك نميشه همونطور كه از ذهن خودت پاك نشده

اون جور موقع ها بغلش کن بوسش کن باهاش بازی کن تا اونا بیشتر حرص بخورن

عزیزم اروم‌باشه
گور بابای همه
قرار نیس چون شرایطت بده اینده بچه رو خراب کنی فردا عقده ای باربیاد.
گور بابای حرف بقیه
اصلا توخودتم حرص نخور
ریلکس باش
این روزا میگذره.براهمه هس این‌روزا سختیا
ولی بچتو حفظ کن.
گناه داره بچه .تودتو کنترل کن.خیلییییی.نفس عمیق
خوردن اب.
اگ بچه لکنت زبون بگیره میخای جیکاکنی
الان سنش حساسه خیلی کنترل کن خودتوبخاطر بقیه اشتباه‌نکن
و

عزیزم اشتباه میکنی بخاطر حرف خواهرت بچتو میزنی من باشم فعلا رفت آمد نمیکنم با خواهرم که بچم بزرگ تر شه
هزار ماشالله به جون دخترت دیگه نزنش

بیچاره نورا ...

حالت خوب نیست برو به دکتر خودتو نشون بده

بنظرم حق داری وقت خیلی فشاربیادمجبوری خودتوخالی کنی زودآدمم بچش میرسه من درکت میکنمم

به نظرم به جای بچت خواهرت را بزن که شعور نداره بچه این سنی را نباید زد
،
اون بچه معصوم چه گناهی داره ، پناه اون بچه تویی که مادرشی ،توام بزنیش به کجا پناه ببره
اون بچه بیگناه و معصوم اومده تو این دنیا هیچی هم متوجه نمیشه ، خطا زیاد می کنه تو باید راه درست را بهش نشون بدی نه که تنبیهش کنی
بچه که نکن نمی فهمه اون فقط می خواد از کاری که می کنه لذت ببره ، اگر کارش خطاس حواسشو پرت کن با چیز دیگه سرگرمش کن نه که بزنش

اصلا نمیفهممت. شوهرت زندانه که زندان باشه. خانوادتن، وظیفشونه نگهداری تو بکنند. بچه داری اذیت میکنند رو مخ میرن درسته. ولی خواهرت بگه بچه رو بنداز تو چاه تا دیگه صدانکنه هم باید بکنی. بجاش بردار با بچت بازی کن حرف بزن. برو خونه زندگی خودت از کمیته کمک خرجی بخواه محتاج خانوادت نباشی

تو حاضری بچتو بزنی اعصاب روانشو از بین ببری ک خواهر الاغت اروم بشه 🙄🙄🙄🙄خدا ی عقلی نصیبت کنه

من اگه باشم ابجیم چنین حرفی بزنه بگه بزنش میگم تو چوب خوردی ادم شدی

عزیزم ما همه مون مادر هستیم، همه مون بچه کوچیک هستیم، همه مون خسته ایم و کمبود خواب داریم، اما هیچ کدوم اینا دلیل نمیشه که بچه رو بزنیم.
من برام پیش اومده گاهی داد زدم اما همیشه رو خودم کار میکنم .
دلیل شما که دیگه خیلی سمی بود ، خواهر کیلو چنده که بخواد بگه بچه تو بزن 😑

بعدم مگه تو یادت رفته که بچت یادش بره متاسفم

بچه رو نزن
خدا قهرش میاد بچه رو ازت میگیره
بچه ها مظلوم و بی دفاعن خدا ازشون دفاع میکنه

وا خواهرتو بذار کنار
منم بچمو میزنم گاهی بخاطر غذانخوردنش و اینا ولی عمرا بخاطر توجهه دیگران بخوام همچین کاری کنم ..
خودخواه باش توزندگیت دیگران به یه ورتم نباشن
منم کسیو ندارم خواهرندارم خواهرشوهرامم انداختم دور چون بهم اهمیت نمیدادن
توهم بنداز دور دیگرانو
فقط فکر بچت باش

عصبانیت طبیعیه داد هم گاهی میزنه آدم منم همینم ولی چرا میزنی دیگه اینا همه تروما میشه داغون میشه بچه
بعدم خواهرت چقدر بیشعوره

عصبانیت طبیعیه داد هم گاهی میزنه آدم منم همینم ولی چرا میزنی دیگه اینا همه تروما میشه داغون میشه بچه

اولا بچه دوساله واقعا بچست و نمی‌فهمه
و لجبازیش گریه زیادیش نفهمیش از عوارض دوسالگیه برو در موردش بخون..

بعدشم بازدن درست نمیشه هیچ بدترم میشه.پس سعی کن خودتو آروم کنی و به هیچ عنوان به حرف بقیه نباشی .
دلیلی ندارع به خاطر حرف بقیه بچتو بزنی ک چی..
موقعیم ک میگن بزن یا اهمیت حرفشون نده یا بگو بچه زدن ندارع نمی‌فهمه دیگ ادامه هم نده.ازقدیم میگن بچتو میزنی ک کون همسایه بسوز.
تازه خوشحال میشن ک بزنی..

وااای مگه بچه زدن داره؟به جای زدن باید یکم دل به کار بدی و تا فهمیدی داره کار بدی میکنه سریع حواسشو پرت کنی و بکی بیا بازی جدید بکنیم بیا کمک مامان کن.اینقدر بازی هست که میتونی در لحظه با کمترین امکانات با بچه انجام بدی که نگو.یکم بازی هایی که بعضی مامانا زحمت میکشن میذارن رو نکاه کن خیلی چیزا به ذهنت میرسه.

برو خونه ی خودت چرا بچه رو بخاطر دیگران میرنی

هیچ وقت بخاطر هیچ چیزی بچه ت رو نزن...پس پدرش کجاست

یعنی چی به خاطر خواهرت بچت رو می زنی؟؟ پس چند روز دیگه اونا هم شروع می کنند به زدنش..تو رو خدا نزنش

وا😐اینچکاریه اخه لطفا اینکارو نکن

ن منم گاهی یهویی زدم رو دستش یا پاش خیلی ناراحت شدم اخه بچه دو ساله چی میفهمه

یعنی چی متوجه نشدم بخاطر حرف خواهرت مجبوری بچتو بزنی؟؟

سوال های مرتبط

مامان جوجه خانما مامان جوجه خانما ۲ سالگی
مامانا واقعا تو این این زمینه نیاز به کمک دارم
من همسرم ببنهایت با خانوادش بداخلاق رفتار میکنه
البته بگم اونا هم خیلی بد اخلاقن و شوهرم مشکلش اینه که چرا هیچ کمک مالی بهمون نمیکنن(در صورتی که به براذر شوهرم خیلی پول میدن ، داماد نشده ، از شوهر منم بزرگتره ، کلا همین دو تا بچن)
کلا کمک نمیکنن در هیچ زمینه ای چه بچه نگه دارن چه مالی چه همه چی
شوهرم همیشه حس میکنه اصلا دوسش ندارن و این خیلی بهش فشار میاره
همین باعث میشه هر دفعه میبینیمشون اخرش با دعوا از هم جدا میشیم
من دیگه خسته شدم
و نگرانم دو روز دیگه بچه ها این رفتار هارو ببینن با ما اینطوری رفتار کنن
میگین چیکار کنم؟
نمیتونم قطع رابطه کنم چون در عین حال خیلی کاراشون با شوهرمه به قول خودش همیشه همه جا باید باشه که ابروشون و حفظ کنه
ولی من دیگه خسته شدم
با شوهرم صحبت میکنم میکه به تو ربطی نداره
برای من شوهر خوبیه میدونم اذیت میشه میخوام کمکش کنم
روانشناس هم نمیره😕😕😕
شما راهکاری ندارین؟

پوشک
مایبیبی
مولفیکس
نینی
دختر پسر
شیردهی
مامان ماهلین🩷 مامان ماهلین🩷 ۲ سالگی
بنظرتون چی باعث میشه بچه آدم پیش چشم بقیه بی ارزش شه؟ اصلا به این جمله اعتقاد دارین که رفتار های ما باعث میشه شخصیت بچمون پبش چشم بقیع چجوری شکل بگیره؟
مثلا خواهرشوهرم هرموقع میاد خونه مادرشوهرم بچه هاشو میفرسته اینجا(تو یه حیاطیم با مادرشوهر)کلی هم دعوا میکنن با دخترم و اصلا باهم جور نیستن،حتی من یه روز کلی مهمون داشتم از طرف های پدریم که واسه چشم روشنی خونه جدیدمون اومده بودن که تازه ساختیم ،بعد اینام خواهرشوهرم فرستاده بودشون خونه مادرشوهر ،اونم گفته بود برین خونه زندایی در حالی که میدونست من کلی مهمون دارم ،اینجام اومدن جیغ و جیغ و جیغ واقعا خجالت زده شدم ،مثلا من فکر می‌کنم اینجوری آدم بچش بی ارزش میشه چون من بعضی وقتا که خیلی داد و بیداد می‌کنن دعواشون می‌کنم ،حالا نه به اون صورت ولی میگم خیلی شلوغ میکنین و فلان ،
بنظر خودم آدم نباید خیلی بچشو بفرسته اینور و اونور ،اینجوری بچه پیش چشم اون آدمی که هر لحظه میفرستی پیشش بی ارزش میشه
یا نذاری بچت خیلی به بقیه وابسته شه ،مثلا دختر خودم هرجا میریم و از اونجا میاییم انقد گریه میکنه که چی ،یا کسی میاد خونمون با هزار زور و بدبختی باید بره چون اکه بفهمه جیغ جیغ میکنه میکه بمونن،و واقعا این رو مخمه و خیلی اذیت میشم و بقیه هم خیلی تیکه میندازن به خودم و. دخترم بخاطر این موضوع
حالا نظر شما چیه..؟ بنظرتون رفتار توی جمع باید با بچه چجوری باشه؟
یا کلا چه کارایی انجام بدیم واسه اینکه ارزش بچمون ببریم بالا؟
فرزند پروری،پوشک،دوساله،شیرخشک، شیشه شیر،از پوشک گرفتن
مامان گل دختر مامان گل دختر ۵ ماهگی
مامانا امروز پسرم مریض شده بود تب داشت از شانسم شوهرمم خونه بود امروز. حالا اول گفتم بچه رو ببریم دکتر گفت هم بچه مریض میشه که دکتر نمیبرن اگه خوب نشد فردا ببریم. یکم گذشت پسرم گریه میکرد هی میگفت ای دستم ای پام درد . همینطور اشک می‌ریخت حالا من ترسیدم گفتم بچه چیکار شده بیا بریم دکتر رفتیم دکتر ، فقط استامینوفن و پلارژین داد گفت ویروس سبک گرفته. حالا اومدیم بیرون شوهرم اینقدر به من غر زد که چرا هر چی میشه میگی بریم دکتر همین استامینوفن رو که تو خونه خودت بهش دادی دیگه الان اومدیم دکتر چی شد مثلا بعد اینا به کنار
به من میگه تو با این پسر مثل دخترا رفتار کردی این لوس شده یکم مریض شده ببین چه گریه ای میکنه. دکتر میخواد معاینه کنه یه جوری گریع می‌کنه انگار میخوان چیکارش کنن. گفتم خب بچه است دیگه میگه نه همه بچه‌ها اینطوری نیستن تو اینو لوس کردی هی به خودت از اول چسبوندی این اگه نازکش نداشت اینقدر ناز نمی‌کرد اینقدر از این حرفاش به دلم میاد
میدونین مادرشوهر من خیلی زن خوبیه ولی اصلا محبت نمیکنه نه به بچه‌هاش نه به نوه‌اش اصلا بچه منو بغل نمی‌کنه نمی‌بوسه. حتی یک بار از دهنش عزیزم و قربونت برم نشنیدم به بچه‌هاش یا نوه‌اش بگه کلا یخه اخلاقشه بعد شوهرم فکر می‌کنه منم باید با بچه یخ باشم ولی من پسرمو هر روز صد بار می‌بوسم و بغل می‌کنم و قربون صدقه میرم این اختلاف اذیتم می‌کنه