بنظرتون چی باعث میشه بچه آدم پیش چشم بقیه بی ارزش شه؟ اصلا به این جمله اعتقاد دارین که رفتار های ما باعث میشه شخصیت بچمون پبش چشم بقیع چجوری شکل بگیره؟
مثلا خواهرشوهرم هرموقع میاد خونه مادرشوهرم بچه هاشو میفرسته اینجا(تو یه حیاطیم با مادرشوهر)کلی هم دعوا میکنن با دخترم و اصلا باهم جور نیستن،حتی من یه روز کلی مهمون داشتم از طرف های پدریم که واسه چشم روشنی خونه جدیدمون اومده بودن که تازه ساختیم ،بعد اینام خواهرشوهرم فرستاده بودشون خونه مادرشوهر ،اونم گفته بود برین خونه زندایی در حالی که میدونست من کلی مهمون دارم ،اینجام اومدن جیغ و جیغ و جیغ واقعا خجالت زده شدم ،مثلا من فکر می‌کنم اینجوری آدم بچش بی ارزش میشه چون من بعضی وقتا که خیلی داد و بیداد می‌کنن دعواشون می‌کنم ،حالا نه به اون صورت ولی میگم خیلی شلوغ میکنین و فلان ،
بنظر خودم آدم نباید خیلی بچشو بفرسته اینور و اونور ،اینجوری بچه پیش چشم اون آدمی که هر لحظه میفرستی پیشش بی ارزش میشه
یا نذاری بچت خیلی به بقیه وابسته شه ،مثلا دختر خودم هرجا میریم و از اونجا میاییم انقد گریه میکنه که چی ،یا کسی میاد خونمون با هزار زور و بدبختی باید بره چون اکه بفهمه جیغ جیغ میکنه میکه بمونن،و واقعا این رو مخمه و خیلی اذیت میشم و بقیه هم خیلی تیکه میندازن به خودم و. دخترم بخاطر این موضوع
حالا نظر شما چیه..؟ بنظرتون رفتار توی جمع باید با بچه چجوری باشه؟
یا کلا چه کارایی انجام بدیم واسه اینکه ارزش بچمون ببریم بالا؟
فرزند پروری،پوشک،دوساله،شیرخشک، شیشه شیر،از پوشک گرفتن

۷ پاسخ

اره واقعا حرفت قبول دارم
کار های ک
ه من میکنم برای محترم نگه داشتن رادوین
1,همه جا اقا رادوین صداش میکنم
2به پسرم اموزش دادم تو جمع با صدای بلند سلام کنه
و دست بده هر کس هم بهش توجه نکرد بهش مثلا میگم خاله جان رادوین با شما بود اینجوری همه مجبور هستن جواب پسرم بدن
3همیشه سر سفره بشقاب و ماست و سالاد جدا براش میزارم ولی با مقدار کم
تا همه بفهمن پسر من هم یک نفر حسابه
4,هیچ جا تنها نمیزارم بره مگر به صلاح دید خودم
جوری که همه التماس میکنن پسرم یک دقیقه بره پیششون
5بهش روش دفاع از خودش اموزش دادم
هر جا کتکش زدن اون هم میزنه
اینجوری احتیاج به دخالت من نیست
و....

چه تاپیک خوب و مفیدی 👌👌👌👌

والله نمیدونم چرافکرمیکن زندایی نوکرشونه ..خواهرشوهرت که میدونه بچه هامیان خونه شما مادرشون نگه نمیداره .هردفعه میان یه بهونه بیار .بگو بریم خونه مادربزرگ ماهم میخوایم بیایم یا میخوایم بریم حموم .یا همه چی روخاموش کن بگومیخوادبخوابه.خلاصه کم کن ارتباط رو

ولا همه بچه ها همینن

من همیشه ب پسرم احترام میذارم . کسی جرات ندارع ب پسرم بگه بالا چشت ابروعه . چون تمام تربیتش رو ب خوبی دارم سعی میکنم انجام بدم که ب کسی آسیب نزنه . رو مخ کسی نره .. ی بچه در صحت کامل با رفتار مناسب .. واسه همین کسی جرأت نمیکنه بهش چیزی بگه

ن بابا
ب ذات اون طرف برمیگرده
البته خودت بخاطر شخصیت خودت و بچه ت بهش احترام بزار تا یاد بگیره ازت

نمیدونم اقتضای سنه چیه؟ پسر منم میریم خونه مامانم اینا یا اونا میان گریه میکنه موقع رفتن یا خونه مادرشوهرم میریم بچه های خواهرشوهرم باشن پشت اونا گریه میکنه یا میگه اونا با ما بیان نمیدونم خیلیی رو مخمه این رفتار

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
بشه ها یه لحظه بیاین لطفاً. میگم من یه مدته خیلی زود رنج و دل نازک شدم. در کل همچین آدمی هستم در حد کم. اما الان بخاطر بچه داری بیشتر شده. یکی یه چیز کوچیک بهم میگه یا حالت شوخی سریع ناراحت میشم .بهم بر میخوره . یا بعضی وقتا جواب میدم .حتی اگه جوابم ندم از قیافم فحش خواهر مادر زیرنویس میشه 😑 بعدا خیلی از دست خودم عصبانی میشم که چرا اینطوری ام .چرا جلو بقیه یکم سیاست ندارم .سریع عصبانی میشم. بعضی وقتا همسرم یه چی میگه زود عصبانی میشم .بعد میگه مشخصه امروز اعصاب نداری یا حتما یه چیزی شده. بعد مشکل اینه که بقیه هم اصلا درک نمیکنن که این اخلاقم واسه سختیای بچه داریه. فک میکنن مثلا از عمد اینطور رفتار میکنم. درصورتی که بیشتر وقتا دست خودم نیست و بعدش ناراحت میشم که چرا اینطور رفتار کردم. خیلی به کسایی که کلا بیخیالن غبطه میخورم. مثلا جاریم کلا نسبت به حرف و رفتار بقیه کاملا بیخیاله .رابطمون با مادرشوهرمون خوبه ولی کلا اگه یه وقت عصبانی و ناراحتم باشه هرچی بگه جاریم اصلا به روی خودش نمیاره .لبخند میزنه.شوخی می‌کنه یا سکوت می‌کنه . سریع هم یادش می‌ره . نسبت به بقیه هم همینطوره. بنظرتون بچه بزرگتر بشه . منم بهتر میشم. راستش بیشترین سختیش اینه که نمیتونم به بقیه بفهمونم بخاطر بچه داری گاهی وقتا اینطوری میشم و دست خودم نیست حتی به شوهرم. میگه پس بقیه که بچه دارن چیکار میکنن . تو سریع به آدم می پری
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک#قطره آهن
مامان درسا مامان درسا ۲ سالگی
بیایید تخمه خورون 😁
مادرشوهرم خیلی جالب شده ،دو روز پیش داشت با خنده حرف میگفت مزه دهنمو بفهمه
میگفت حیف شما سختتون میشه و خودم عصابم ضعیفه وگرنه چون بچه منو خیلی دوست داره همگی باهم یجا زندگی میکردیم یه طبقه رو میدادیم اجاره با پولش واسه احمد(برادرشوهرم)خیلی کارها میکردیم! منم خندیدم گفتم حیف که کار شدنی نیست
وای باورم نمیشه منو گاگول فرض کرده ، تو یه ساختمون زندگی کردنم اشتباهه اونوقت من با مادرشوهر یجا بخورم و بخوابم همه کار کنم که اون یکی خانم عروسی مورد علاقش بگیره و خونه خودش راحت لنگاش دراز کنه ، جاریم خودشو زد زمین من تو یه ساختمون با مادرشوهر زندگی نمیکنم باید واسه من خونه جدا نزدیک مامانم بگیرید ، بعد به من میگه اون بچس مجبوریم به حرفاش گوش کنیم😒 چندبار اینو گفته که ما باهم یکی بشیم یه طبقه رو بدیم اجاره ،عر چی محترم و دلسوز باشی سوارت میشن ،خداروشکر شوهرم آدم پر شدنی نیست وگرنه الان دهنم سرویس بود





#فرزندپروری#شیر خشک#شیردهی#گریه بچه#نق نق بچه#جیغ بچه##بدغذا#تغذیه#بدخواب#لجبازی#خواب بچه# بارداری#پوشک#جیش#پی پی
مامان آقا رهام🫀✨ مامان آقا رهام🫀✨ ۳ سالگی
خیلیییی ب کمکتون نیاز دارم
حدودا یک ماهی میشه پسرم فقططططط جیغ میزنه
انقد جیغ میزنه صداش میگیره
پرخاشگر شده و وسیله پرتاپ می‌کنه ،وقتی از جلوی دستش ک میگیریم نندازه بیشتر جیغ می‌کشه و بقیه رو میزنه و چنگ میگیره
مخصوصاااا منو
وقتی خودمون تنها هستیم خوبه
لجبازی داره ،جیغ می‌زنه ولی خب بغلش کنم یا سرگرمش کنم ساکت میشه ولی خانواده ی خودم یا خانواده ی همسرم ،یا حتی خود خانواده ی همسرم باشه لج بیاد ب هیچ عنوان ساکت نمیشه ی رب تموووم فقط جیغ میزنه و گریه می‌کنه و بقیه رو میرنه
هرکاری هم میکنیم ساکت نمیشه
می‌ره بیرون یا مهمونی یا تو حیاط اصلاااا خونه نمیاد ،سرگرمش میکنیم ،با بازی ،صحبت ،سعی میکنیم بیاریمش خونه ولی خب هیچ تاثیری نداره و گریه میاد و جیغ میزنه
دیگ خجالت میکشم کسی بیاد خونم یا برم بیرون این بچه لج بیاد
میدونم بچه لجبازی و گریه داره ولی پسر آروم و حرف گوش من یک ماهه ک از این رو ب اون رو شده
اصلا انگار قاطی کرده 😭😭😭😭
نمی‌دونم چیکارش کنم ک خوب بشه
حتی بعضیا بهم گفتن خدایی نکرده انکار اوتیسمیه یا عصبیه ببرش دکتر
ولی من میدونم این نیست
خودم حس میکنم چشم نظر
آخه پسر من ماشاالله خیلییی خوش زبونه و باهمه زود جور میشه و سفید پوست و خوشگله
خودم حس میکنم ب خاطر اینچیزاعه
واقعا کلافه شدم نمی‌دونم چیکار کنم
دلم میخاد از ی آدم مطمن چشم نظر و حرز امام جواد بگیرم ولی میترسم
میترسم چون بچست براش خوب نباشه
شما جای من باشین چیکار میکنین
کمکم کنین لطفا
مامان 🍭nabati🍭 مامان 🍭nabati🍭 ۱ سالگی
اومدم مسافرت و برای اومدن خیلی ذوق داشتم این اواخر کار خونه و بچه داری و دست تنهایی خیلی خسته م کرده بود..سال پدر همسرم بود و با همسرم برنامه ریزی کردیم که ۱ هفته ی بمونیم .دیروز بعد از مراسم همه هم عروسا و دخترا جمع شدن تنها عروسی که به صورت سنتی ازدواج نکرده منم...خیلی باهام مورد داشتن ولی رفته رفته دیدگاهشون عوض شد من واقعا ادم مغروری نیستم اتفاقا دیروز خیلی گفتم خندیدم شب همراه من یکی از هم عروسام که ۴ سال زود تر من ازدواج کرده و بچه دار نمیشه اومد خونه ی مادرشوهرم اخه اونجا الان مستقر شدیم دختر برادرشوهرم ازدواج کرده و بچه داره از میشه گفت اونم همین مدلیه😄از دیشب چپ شدن رو من مثلا جفت کردن پچ پچ میکنن میگن میخندن (حرکات واقعا بچگانه))مثلا جلوی من برنانه ریزی میکنن برن بیرون ولی تعارف نمیزنن درصورتی که من از وقتی اومدن چیزی هم میخواستم بخورم بدون تعارف نمیخوردم...
امروز که بیدار شدم خیلی انرژیم پایینه و واقعا حالم بده
پوشک#شیرخشک#پوشک#واکسن#کولیک#
مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
مامانا توروخدا دعوام نکنین .بخدا دست خودم نیست🥺 خب قطعا برای همه مادرا پیش اومده. بچم یه مدته که همش جیغ میزنه. اگه یه چی بخواد حتما باید بدیم یا خراب کاری می‌کنه. من میفهمم که هر کدوم از رفتاراشون یه دوره ای داره حتی به شوهرمم میگم که طبیعیه. ولی متأسفانه بعضی وقتا واقعا به مرز جنون میرسم .خیلی وقتا که تنهام خب خیلی اذیت می‌کنه منم واکنش نشون نمی‌دم تا آروم شده ولی بعضی وقتا یکی دوتا میزنمش .مثلا امشب . الان دوسه روزه زیاد حالم خوب نیست همش بی حالم. یهو یه کاری کرد یه لحظه عصبانی شدم یدونه زدمش گریه افتاد .شوهرم بغلش کرد گفت دستت بشکنه😐😑 بار آخرت باشه بچه رو مبزنی. یعنی یه ژستی میگیره که دلم میخواست خفش .دوس دارم ببینم اگه۲۴ساعت با بچه تنها باشه چیکارمیکنه. چیزی نگفتم ولی اصلا دست خودم نبود بعدش خیلی عذاب وجدان می‌گیرم و ناراحت میشم . راجع به شوهرمم بگم که همیشه فک میکردم ازاین مرداییه که اعصاب بچه رو نداره . البته گاهی وقتا اونم اعصابش خورد میشه میگه بچه چیه آخه. ولی هرچقدرم اذیتش کنه اصلا نمیزنه .حتی یه بازم نزدتتش فقط دعواش کرده. اصلا دلش نمیاد. واقعا گاهی وقتا دلم میخواد یه نفر بغلم کنه کلی تو بغلش گریه کنم یکم خالی شم.خب گاهی وقتا یه سری فشارا روی هم جمع میشه و باعث میشه ما کنترلمونو از دست بدیم . مثه همین که نمی‌تونیم راحت یه غذا بخوریم یا بخوابیم. یه دستشویی یا حموم راحت بریم . تنهایی یه بیرون بریم .مثه قبل برای خودمون وقت داشته باشیم.شاید از نظر بعضیا این چیزایی که میگم خیلی کوچیک و خنده دار باشه چون درکی ازش ندارن ولی فقط ما مامانا می‌دونیم که اینا برای ما چقد بزرگن
#فرزندپروری#شیرخشک#قطره آهن#پوشک#آنومالی