بشه ها یه لحظه بیاین لطفاً. میگم من یه مدته خیلی زود رنج و دل نازک شدم. در کل همچین آدمی هستم در حد کم. اما الان بخاطر بچه داری بیشتر شده. یکی یه چیز کوچیک بهم میگه یا حالت شوخی سریع ناراحت میشم .بهم بر میخوره . یا بعضی وقتا جواب میدم .حتی اگه جوابم ندم از قیافم فحش خواهر مادر زیرنویس میشه 😑 بعدا خیلی از دست خودم عصبانی میشم که چرا اینطوری ام .چرا جلو بقیه یکم سیاست ندارم .سریع عصبانی میشم. بعضی وقتا همسرم یه چی میگه زود عصبانی میشم .بعد میگه مشخصه امروز اعصاب نداری یا حتما یه چیزی شده. بعد مشکل اینه که بقیه هم اصلا درک نمیکنن که این اخلاقم واسه سختیای بچه داریه. فک میکنن مثلا از عمد اینطور رفتار میکنم. درصورتی که بیشتر وقتا دست خودم نیست و بعدش ناراحت میشم که چرا اینطور رفتار کردم. خیلی به کسایی که کلا بیخیالن غبطه میخورم. مثلا جاریم کلا نسبت به حرف و رفتار بقیه کاملا بیخیاله .رابطمون با مادرشوهرمون خوبه ولی کلا اگه یه وقت عصبانی و ناراحتم باشه هرچی بگه جاریم اصلا به روی خودش نمیاره .لبخند میزنه.شوخی می‌کنه یا سکوت می‌کنه . سریع هم یادش می‌ره . نسبت به بقیه هم همینطوره. بنظرتون بچه بزرگتر بشه . منم بهتر میشم. راستش بیشترین سختیش اینه که نمیتونم به بقیه بفهمونم بخاطر بچه داری گاهی وقتا اینطوری میشم و دست خودم نیست حتی به شوهرم. میگه پس بقیه که بچه دارن چیکار میکنن . تو سریع به آدم می پری
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک#قطره آهن

۶ پاسخ

حالا من نظری درباره شما ندارم ولی کلا من خانم‌های دیدم ک چندتا بچه کوچیک هم داشتن ولی وقتی باهاشون برخورد یا هم کلام شدم خیلی بهم حس خوبی دادن من مثل شما بودم هرچی میخواستم ب بقیه بفهمانند ک بخاطر مشکلاتم زود عصبی میشم و آدم بدی نیستم اوضاع خرابتر میشد این شد ک الان آروم تر شدم سیاست یاد گرفتم خیلی و روحیه خودم تغییر کرده

منم اونجوری شدم خیلی غصه میخورم اعصابم کلا بهم ریخته بدنم سست شده همش دلم می‌خواد بخوابم جاریم برعکس من سه بچه داره ریلکس فقط حسوده

تازه از ۲ شروغ میشه من اعصبانی میشدم گریه میگردم دقیقا هرچی که تو میگی بودم حتی میگفتم دیونه دارم میشم برم مشاور ازمایشش دادم تیریید داشتم نمیدونم بخاطر هورمون چیه اون قرص لامصب اعصابمم اروم میکنه قشنگ صبوری میکنم لان دوهفتس میخورم ولی یه قرص ارم بخش بدون عوض میتونی مصرف کنی

منم
انقد آدم از بچه داری خسته میشه حوصله چیزی نداره واقعا

منم همه چیز به خودم میگیرم
شوهرمم درک درستی نداره بیشتر اذیت میشم

منم همینم اصلا اعصاب درست و حسابی ندارم

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
مامانا توروخدا دعوام نکنین .بخدا دست خودم نیست🥺 خب قطعا برای همه مادرا پیش اومده. بچم یه مدته که همش جیغ میزنه. اگه یه چی بخواد حتما باید بدیم یا خراب کاری می‌کنه. من میفهمم که هر کدوم از رفتاراشون یه دوره ای داره حتی به شوهرمم میگم که طبیعیه. ولی متأسفانه بعضی وقتا واقعا به مرز جنون میرسم .خیلی وقتا که تنهام خب خیلی اذیت می‌کنه منم واکنش نشون نمی‌دم تا آروم شده ولی بعضی وقتا یکی دوتا میزنمش .مثلا امشب . الان دوسه روزه زیاد حالم خوب نیست همش بی حالم. یهو یه کاری کرد یه لحظه عصبانی شدم یدونه زدمش گریه افتاد .شوهرم بغلش کرد گفت دستت بشکنه😐😑 بار آخرت باشه بچه رو مبزنی. یعنی یه ژستی میگیره که دلم میخواست خفش .دوس دارم ببینم اگه۲۴ساعت با بچه تنها باشه چیکارمیکنه. چیزی نگفتم ولی اصلا دست خودم نبود بعدش خیلی عذاب وجدان می‌گیرم و ناراحت میشم . راجع به شوهرمم بگم که همیشه فک میکردم ازاین مرداییه که اعصاب بچه رو نداره . البته گاهی وقتا اونم اعصابش خورد میشه میگه بچه چیه آخه. ولی هرچقدرم اذیتش کنه اصلا نمیزنه .حتی یه بازم نزدتتش فقط دعواش کرده. اصلا دلش نمیاد. واقعا گاهی وقتا دلم میخواد یه نفر بغلم کنه کلی تو بغلش گریه کنم یکم خالی شم.خب گاهی وقتا یه سری فشارا روی هم جمع میشه و باعث میشه ما کنترلمونو از دست بدیم . مثه همین که نمی‌تونیم راحت یه غذا بخوریم یا بخوابیم. یه دستشویی یا حموم راحت بریم . تنهایی یه بیرون بریم .مثه قبل برای خودمون وقت داشته باشیم.شاید از نظر بعضیا این چیزایی که میگم خیلی کوچیک و خنده دار باشه چون درکی ازش ندارن ولی فقط ما مامانا می‌دونیم که اینا برای ما چقد بزرگن
#فرزندپروری#شیرخشک#قطره آهن#پوشک#آنومالی
مامان فاطمه مامان فاطمه ۲ سالگی
مامان ماهلین🩷 مامان ماهلین🩷 ۲ سالگی
بنظرتون چی باعث میشه بچه آدم پیش چشم بقیه بی ارزش شه؟ اصلا به این جمله اعتقاد دارین که رفتار های ما باعث میشه شخصیت بچمون پبش چشم بقیع چجوری شکل بگیره؟
مثلا خواهرشوهرم هرموقع میاد خونه مادرشوهرم بچه هاشو میفرسته اینجا(تو یه حیاطیم با مادرشوهر)کلی هم دعوا میکنن با دخترم و اصلا باهم جور نیستن،حتی من یه روز کلی مهمون داشتم از طرف های پدریم که واسه چشم روشنی خونه جدیدمون اومده بودن که تازه ساختیم ،بعد اینام خواهرشوهرم فرستاده بودشون خونه مادرشوهر ،اونم گفته بود برین خونه زندایی در حالی که میدونست من کلی مهمون دارم ،اینجام اومدن جیغ و جیغ و جیغ واقعا خجالت زده شدم ،مثلا من فکر می‌کنم اینجوری آدم بچش بی ارزش میشه چون من بعضی وقتا که خیلی داد و بیداد می‌کنن دعواشون می‌کنم ،حالا نه به اون صورت ولی میگم خیلی شلوغ میکنین و فلان ،
بنظر خودم آدم نباید خیلی بچشو بفرسته اینور و اونور ،اینجوری بچه پیش چشم اون آدمی که هر لحظه میفرستی پیشش بی ارزش میشه
یا نذاری بچت خیلی به بقیه وابسته شه ،مثلا دختر خودم هرجا میریم و از اونجا میاییم انقد گریه میکنه که چی ،یا کسی میاد خونمون با هزار زور و بدبختی باید بره چون اکه بفهمه جیغ جیغ میکنه میکه بمونن،و واقعا این رو مخمه و خیلی اذیت میشم و بقیه هم خیلی تیکه میندازن به خودم و. دخترم بخاطر این موضوع
حالا نظر شما چیه..؟ بنظرتون رفتار توی جمع باید با بچه چجوری باشه؟
یا کلا چه کارایی انجام بدیم واسه اینکه ارزش بچمون ببریم بالا؟
فرزند پروری،پوشک،دوساله،شیرخشک، شیشه شیر،از پوشک گرفتن
مامان فرحنازجون🥰😘 مامان فرحنازجون🥰😘 ۲ سالگی